تعلیم قرآن امام علی توسط امام زمان

از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: «چون قائم – عجّل اللَّه فرجه الشریف – بپاخیزد، خیمه هایی نصب می شود برای کسانی، تا قرآن را همان گونه که خداوند – جلّ جلاله – آن را نازل فرموده، به مردم بیاموزند. پس دشوارترین کار برای کسانی است که آن را حفظ کرده اند، زیرا با این تألیف اختلاف دارد».(۵۶)
و در احتجاج آمده: هنگامی که رسول خداصلی الله علیه وآله وفات یافت، علی علیه السلام قرآن را جمع کرد و آن را نزد مهاجرین و انصار برد و بر آنان عرضه کرد، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله او را به این کار وصیّت فرموده بود. پس چون ابوبکر آن را گشود، در اوّلین صفحه ای که باز کرد، رسوایی های قوم آشکار شد. عمر برآشفت و گفت: ای علی! آن را بازگردان که ما را به آن نیازی نیست. پس حضرت امیرعلیه السلام آن را گرفت و رفت.
آن گاه زید بن ثابت را که قاری قرآن بود، احضار کردند. عمر به او گفت: علی قرآن را نوشته بود، آورد، ولی در آن رسوایی های مهاجرین و انصار بود و ما نظرمان بر این است که قرآن را جمع کنیم و فضیحت های مهاجرین و انصار را از آن بیندازیم. زید رأی موافق داد، ولی گفت: اگر من قرآن را آن طور که شما می خواهید جمع کردم و بعد از آن علی قرآن خودش را آشکار کرد، آیا زحمت های شما هدر نمی رود؟ عمر گفت: چاره ای جز این نیست که او را بکشیم و از او راحت شویم. پس حیله ای به کار بردند تا به دست خالد بن ولید آن حضرت را بکشند ولی نتوانستند.
چون عمر به خلافت رسید، از علی علیه السلام خواست آن قرآن را بیاورد تا میان خودشان آن را تحریف کنند. به آن حضرت گفت: یا اباالحسن! خوب بود قرآنی که نزد ابی بکر آوردی، حالا بیاوری تا بر آن اجتماع کنیم.
علی علیه السلام فرمود: «هیهات! هیچ راهی به سوی آن نیست، من در آن موقع آن را آوردم تا حجّت بر شما تمام کرده، روز قیامت نگویید ما از این قرآن غافل بودیم، یا به من نگویید که تو آن را نیاوردی. البته قرآنی که نزد من است جز پاکیزگان و اوصیا از فرزندان من هیچ کس به آن دست نمی یابد».
عمر گفت: آیا وقت معیّنی برای آشکار ساختن این قرآن هست؟ فرمود: «آری؛ هنگامی که قائم از فرزندان ما قیام کند، آن را ظاهر نماید و مردم را بر آن وا می دارد، پس سنّت بر آن جاری می گردد».(۵۷)
حرف «ث»
ثائر خون امام حسین علیه السلام و شهیدانی که با آن حضرت بوده اند
ثائر، کسی است که به هیچ وجه قرار و آرام نمی گیرد تا اینکه خون بهای خویش را بگیرد.(۵۸) امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه: «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی القَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»(۵۹)؛ و هرکه مظلوم کشته شود، البته ما برای ولیّ او تسلط و حکومت قرار داده ایم، پس در کشتن اسراف نکند که او یاری شده است. فرمود: «او حسین بن علی علیهما السلام است که مظلوم کشته شده و ما اولیای او هستیم، هنگامی که قائم ما بپاخیزد به خونخواهی حسین علیه السلام می پردازد، پس آن قدر می کشد تا جایی که گفته می شود: در کشتن اسراف کرد».(۶۰)
امام باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که جدّم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان به درگاه خداوند – عزّوجلّ – صدا به گریه و ناله بلند کردند و عرضه داشتند: بار الها! صاحب اختیارا! آیا غفلت می ورزی از کسی که برگزیده تو و فرزند برگزیده ات و بهترین خلق را به قتل رسانیده است؟ پس خداوند – عزّوجلّ – به آنها وحی فرمود: ای ملائکه من! آرام باشید، به عزّت و جلالم سوگند! که حتماً از آنها انتقام خواهم گرفت، هرچند پس از مدت ها باشد. سپس خداوند – عزّوجلّ – برای فرشتگان از روی امامان از فرزندان حسین پرده برداشت، ملائکه خوشحال شدند و متوجّه شدند که یکی از آنها ایستاده نماز می خواند، خداوند فرمود: به این قائم، از آنها انتقام می گیرم».(۶۱)
حرف «ج»
برگرفته از کتاب آیین انتظار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *