تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
از آنجا که خلفای عباسی از طریق روایات فراوانی، که از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهم السلام نقل شده بود، می دانستند که به زودی در خاندان اهل بیت فرزندی متولد خواهد شد که اساس حکومت های ظالمانه را از ریشه ویران خواهد ساخت، لذا سال ها پیش از تولد امام مهدی (عج) ائمه را همواره تحت نظر داشتند تا از تولد چنین مولودی جلوگیری به عمل آورند. به همین دلیل، مساله حمل و تولد امام زمان علیه السلام همانند جریان تولد حضرت موسی علیه السلام از دیده مردم و سردمداران خلافت عباسی، علی رغم گماردن ماموران پیدا و پنهان و همین طور تفتیش و جست وجوهای فراوان در نهان بود. اما آن چه مسلم است آن حضرت در روز جمعه پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ ه . ق در سامرا چشم به جهان گشودند. حکیمه خاتون جریان ولادت امام زمان (عج) را این گونه بیان می کنند: ابو محمد حسن بن علی علیه السلام کسی را به دنبال من فرستاد و چون به خدمت آن حضرت رسیدم به من فرمود: عمه جان امشب را در منزل ما بمان چون پانزدهم شعبان است. امشب خدای متعال حجت خود را در زمین ظاهر خواهد ساخت. عرض کردم: مادر او کیست؟ حضرت فرمودند: نرجس. گفتم: اما در وی اثری از حمل دیده نمی شود. امام علیه السلام فرمودند: آنچه گفتم به زودی واقع خواهد شد… نیمه های شب وقتی برای نماز بیدار شدم به نرجس خاتون نگاه کردم، اثری از حمل و یا درد وضع حمل در او ندیدم. به خارج از اتاق رفته، نشانه های اولیه طلوع فجر را در آسمان دیدم. اندکی در سخن امام حسن عسکری علیه السلام که فرموده بود امشب حجت الهی چشم به جهان بازخواهد کرد دچار شک شدم. درست در همین لحظه بود که امام از اتاق خود مرا صدا کردند و فرمودند: عمه عجله نکن امر تولد فرزندم نزدیک است. در جای خود نشستم و به تلاوت آیات قرآن مشغول شدم. طولی نکشید که نرجس خاتون از خواب بیدار شد. از او سؤال کردم آیا چیزی احساس می کنی؟ پاسخ داد: آری عمه جان. آن گاه بستر او را آماده ساخته دلداریش دادم، در این لحظه، ناگهان حالتی چون خواب بر من غلبه کرد پس از مدتی با صدای امام حسن عسکری علیه السلام که می فرمود: ای عمه فرزندم را نزد من بیاورید. از آن حال خارج شدم. متوجه شدم که فرزند نرجس که چهره اش از نهایت زیبایی چون قرص ماه درخشان بود، در کنار اوست. او را در آغوش گرفته به خدمت پدر بزرگوارش بردم. آن حضرت با خوشحالی فرزند خود را در برگرفتند و در گوش راست او اذان و در گوش چپ اش اقامه گفتند. آن گاه به من فرمودند: کودک را به مادرش برگردان و خبر ولادت او را به کسی نگو. گرچه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام پس از تولد فرزند بزرگوارشان، برای جلوگیری از وقوع اختلافات بعدی او را به برخی شیعیان مورد اعتماد نشان دادند و مساله جانشینی و امامت او را پس از شهادت خود به آنان گوشزد نمودند. با این همه، برای این که وجود مقدس حضرت مهدی (عج) از خطر دستیابی خلیفه عباسی در امان باشد، او را از دیدرس مردم دور ساختند. نقل شده است بدین منظور، چهل روز پس از تولد، ایشان را به محل نامعلومی فرستادند و بعدها نیز او را به مدینه منتقل ساختند تا در کنار مادربزرگ حضرت عسکری که بانوی بسیار بزرگواری بود، به صورت ناشناس زندگی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *