فضایل ابوالحسن علی بن محمد سَمُری

بیان اینکه ابوالحسن علی بن محمّد سمری پس از شیخ ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت حضرت منصوب شدند و با ایشان مساله نیابت نواب خاص آن حضرت به اتمام رسید و فقط ایشان ابواب وصل شیعه به امام عصرعلیه السلام بودند.
۶۹ / ۳۶۲ – ابو عبداللَّه محمّد بن خلیلان گفته است: پدرم از جدش عتاب [از فرزندان عتاب بن اسید] نقل میکند: خلف علیه السلام در روز جمعه متولد شد و نام مادرش ریحانه بود و به او نرجس و نیز صیقل و سوسن هم گفته میشد، ایشان را به خاطر حملی که در رحمش بود صیقل نامیدند.(۲۲۱)
وکان مولده لثمان خلون من شعبان سنه ستّ وخمسین ومائتین ووکیله عثمان بن سعید.
فلمّا مات عثمان بن سعید اوصی إلی ابی جعفر محمّد بن عثمانرحمه الله واوصی ابوجعفر إلی ابی القاسم الحسین بن روحرضی الله عنه واوصی ابوالقاسم إلی ابی الحسن علیّ بن محمّد السمریّرضی الله عنه فلمّا حضرت السمریّ الوفاه سئل ان یوصی فقال: «للَّه امر هو بالغه».
فالغیبه التامّه هی الّتی وقعت بعد مضیّ السمریّرضی الله عنه.
۳۶۳ – واخبرنی محمّد بن محمّد بن النعمان والحسین بن عبید اللَّه، عن ابی عبد اللَّه محمّد بن احمد الصفوانی قال: اوصی الشیخ ابوالقاسمرضی الله عنه إلی ابی الحسن علیّ بن محمّد السمریّرضی الله عنه فقام بما کان إلی ابی القاسم.
فلمّا حضرته الوفاه حضرت الشیعه عنده وسالته عن الموکّل بعده ولمن یقوم مقامه فلم یظهر شیئاً من ذلک وذکر انّه لم یومر بان یوصی إلی احد بعده فی هذا الشان.
روز ولادتش هشت روز گذشته از ماه شعبان سال ۲۵۶ ه.ق بود. نایب و وکیل ایشان عثمان بن سعید بود، وقتی که عثمان بن سعید از دنیا رفت، به ابوجعفر محمّد بن عثمان رحمه الله وصیت کرد، ابوجعفر هم به ابوالقاسم حسین بن روح رحمه الله وصیت کرد، و ابوالقاسم هم به ابی الحسن علی بن محمّد سمری رحمه الله وصیت نمود. وقتی زمان رحلت سمری فرار رسید، از ایشان درخواست وصیت شد، او گفت: برای خداوند امری است که خود آن را به انجام میرساند و پس از رحلت سمری غیبت کبری و تامه واقع شد.
۷۰ / ۳۶۳ – ابوعبداللَّه محمّد بن احمد صفوانی گفته است: شیخ ابوالقاسم رحمه الله به ابوالحسن علی بن محمّد سمری رحمه الله وصیت کرد، او هم به اموری که در دست ابوالقاسم بود اقدام کرد. زمانی که رحلتش نزدیک شد، شیعیان به خدمت او رسیدند و درخواست کردند که وکیل و جانشینش کیست؟ او هیچ چیز آشکار نکرد [و کسی را معرفی نکرد]و فقط متذکر شد که امر نشده است تا کسی را پس از خودش در این مقام بگذارد.
۳۶۴ – واخبرنی جماعه، عن ابی جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن موسی بن بابویه قال: حدّثنا ابوالحسن صالح بن شعیب الطالقانیرحمه الله فی ذی القعده سنه تسع وثلاثین وثلاثمائه قال: حدّثنا ابوعبد اللَّه احمد بن إبراهیم بن مخلّد قال: حضرت بغداد عند المشایخ رحمهم اللَّه فقال الشیخ ابوالحسن علیّ بن محمّد السمریقدس سره ابتداء منه: «رحم اللَّه علیّ بن الحسین بن بابویه القمیّ».
قال: فکتب المشایخ تاریخ ذلک الیوم فورد الخبر انّه توفّی فی ذلک الیوم.
ومضی ابوالحسن السمریّرضی الله عنه بعد ذلک فی النصف من شعبان سنه تسع وعشرین وثلاثمائه.
۳۶۵ – واخبرنا جماعه، عن ابی جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه قال: حدّثنی ابومحمّد الحسن بن احمد المکتّب قال: کنت بمدینه السلام فی السنه الّتی توفّی فیها الشیخ ابوالحسن علیّ بن محمّد السمریّقدس سره، فحضرته قبل وفاته بایّام فاخرج إلی النّاس توقیعاً نسخته:
۷۱ / ۳۶۴ – جماعتی از ابوجعفر محمّد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه نقل کردند که گفته است: ابوالحسن صالح بن شعیب طالقانی رحمه الله در ذی قعده سال ۳۳۹ ه.ق گفت: ابوعبداللَّه احمد بن ابراهیم بن مخلد گفته است: من در بغداد به خدمت مشایخ و بزرگان شیعه رسیدم که شیخ ابوالحسن علی بن محمّد سمری قدس سره بدون مقدمه و ابتدائاً گفت: خداوند علی بن حسین بن بابویه قمی را رحمت فرماید.
شیوخ حاضر در جلسه، تاریخ آن روز را نوشتند. بعد از مدتی خبر رسید که او در همان روز دار فانی را وداع گفته است. ابوالحسن سمری رحمه الله نیز بعد از آن جریان در تاریخ نیمه شعبان سال ۳۲۹ ه.ق از دنیا رفت.
۷۲ / ۳۶۵ – ابو محمّد حسن بن احمد مُکتّب [معلم خط و کاتب] گفته است: من در سالی که شیخ ابوالحسن علی بن محمّد سمری از دنیا رفت، در بغداد بودم، و چند روز قبل از رحلت شیخ به خدمتش رفتم، ایشان توقیعی را برای مردم خارج کرده و به آنها نشان داد که به این ترتیب بود:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّد السَّمُرِیّ! اَعْظَمَ اللَّهُ اَجْرَ إِخْوانِکَ فِیکَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ ما بَیْنَکَ وَبَیْنَ سِتَّهَ اَیامٍ، فَاجْمَعْ اَمْرَکَ وَلا تُوصِ إِلی اَحَدٍ فَیَقُومَ مَقامَکَ بَعْدَ وَفاتِکَ، فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیْبَهُ التّامَهُ، فَلا ظُهُورَ إِلّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ تَعالی ذِکْرُهُ وَذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَمَدِ وَقَسْوَهِ الْقُلُوبِ وَامْتِلاءِ الاَرْضِ جَوْراً.
وَسَیَاْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی المُشاهَدَهَ (اَلا فَمَنِ ادَّعَی الْمُشاهَدَهَ) قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانِی وَالصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَرٍ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
ای علی بن محمّد سمری! خداوند متعال به برادران دینی تو در مصیبت رحلت تو اجر و پاداش بزرگی عطا فرماید. شما تا شش روز دیگر از دنیا میروی، بنابراین کارهایت را جمع کرده، به کسی هم وصیّت نکن که جانشین تو بشود؛ زیرا که غیبت کبری واقع شده است، پس دیگر ظهوری نخواهد بود. مگر به اذن و اجازه حقّ تعالی، و آن هم پس از مدّت بسیار طولانی و وقتی که قلبها را قساوت فرا بگیرد و زمین مملو از جور و ستم شود. به زودی از شیعیان(۲۲۲) من کسانی میآیند که مدعی دیدن من هستند، بدانید که هر کس پیش از خروج سفیانی و رسیدن زمان صیحه آسمانی ادّعا کند که مرا دیده است، دروغگو و افترا زننده است ولا حول ولا قوه الّا باللَّه العلیّ العظیم.(۲۲۳)
قال: فنسخنا هذا التوقیع وخرجنا من عنده، فلمّا کان الیوم السادس عدنا إلیه وهو یجود بنفسه، فقیل له: من وصیّک من بعدک؟ فقال: للَّه امر هو بالغه وقضی.
فهذا آخر کلام سمع منه رضی اللَّه عنه وارضاه.
۳۶۶ – واخبرنی جماعه، عن ابی عبد اللَّه الحسین بن علیّ بن بابویه القمّی قال: حدّثنی جماعه من اهل (قم منهم علیّ بن بابویه قال: حدّثنی جماعه من اهل قم) منهم علیّ بن احمد بن عمران الصفّار وقریبه علویه الصفار والحسین بن احمد بن إدریس رحمهم اللَّه قالوا:
حضرنا بغداد فی السنه التی توفّی فیها ابی علیّ بن الحسین بن موسی بن بابویه وکان ابوالحسن علیّ بن محمّد السمریّقدس سره یسالنا کلّ قریب عن خبر علیّ بن الحسینرحمه الله.
ابومحمّد حسن بن احمد مکتّب میگوید: این توقیع شریف را نسخهبرداری کردیم و از خدمت شیخ خارج شدیم. وقتی که روز ششم شد به محضر او رفتیم دیدیم که در حال احتضار است، به او گفته شد: جانشین و وصی شما چه کسی است؟ گفت: امری برای خداوند هست که آن را خود به سرانجام میرساند. و در این هنگام از دنیا رفت.
این آخرین کلامی بود که از ایشان شنیده شد، خداوند از او راضی شود و ایشان را خشنود فرماید.
۷۳ / ۳۶۶ – تعددی از علما از حسین بن علی بن بابویه قمی به من خبر دادند که او گفته است: جماعتی از علمای قم؛ از جمله علی بن احمد بن عمران صفّار و هرثمه بن علویه صفار و حسین بن احمد بن ادریس که خداوند رحمت شان فرماید به من خبر دادند: در همان سالی که پدر من؛ یعنی علی بن حسین بن موسی بن بابویه از دنیا رفت به بغداد رفتیم و به محضر ابوالحسن علی بن محمّد سمری قدس سره رسیدیم. ایشان همیشه پیوسته از احوال علی بن الحسین بن بابویه از ما سوال میکرد [که حالش چطور است].
فنقول: قد ورد الکتاب باستقلاله حتّی کان الیوم الّذی قبض فیه، فسالنا عنه فذکرنا له مثل ذلک.
فقال [لنا]: آجرکم اللَّه فی علیّ بن الحسین فقد قبض فی هذه الساعه.
قالوا: فاثبتنا تاریخ الساعه والیوم والشهر، فلمّا کان بعد سبعه عشر یوماً او ثمانیه عشر یوماً ورد الخبر انّه قبض فی تلک الساعه الّتی ذکرها الشیخ ابوالحسنقدس سره.
۳۶۷ – واخبرنی الحسین بن إبراهیم، عن ابی العباس بن نوح، عن ابی نصر هبه اللَّه بن محمّد الکاتب انّ قبر ابی الحسن السمریرضی الله عنه فی الشارع المعروف بشارع الخلنجی من ربع باب المحوّل قریب من شاطئ نهر ابی عتاب.
وذکر انّه ماترضی الله عنه فی سنه تسع وعشرین وثلاثمائه.
ما هم به ایشان میگفتیم: نامه آمده که ایشان حالش خوب است، تا اینکه روز رحلت او احوالش را [مثل همیشه] از ما پرسید، و ما هم همان جواب همیشگی را دادیم که ایشان به ما گفتند: خداوند در خصوص فوت علی بن الحسین به شما پاداش کرامت کند، او همین ساعت از دنیا رفت.
ما ساعت و تاریخ آن روز و ماه را یاداشت کردیم، تا اینکه پس از هفده یا هجده روز خبر رسید که ابن بابویه در همان ساعتی که شیخ ابوالحسن قدس سره فرموده، از دنیا رفته است.
۷۴ / ۳۶۷ – حسین بن ابراهیم، از ابوالعباس بن نوح از ابونصر هبه اللَّه بن محمّد کاتب به من خبر داد که قبر ابوالحسن سمری در خیابان مشهور به خیابان خلنجی که از قضا گوشهای از میدان باب محول و در نزدیک نهر ابو عتاب در بغداد است واقع شده است. گفته شده که ایشان در سال ۳۲۹ ه.ق دار فانی را وداع گفتهاند. خدا رحمتش کند و از او راضی باشد.
(ذکر المذمومین الّذین ادّعوا البابیّه[والسفاره کذباً وافتراء] لعنهم اللَّه)
اوّلهم المعروف بالشریعی
۳۶۸ – اخبرنا جماعه، عن ابی محمّد التلعکبری، عن ابی علیّ محمّد بن همام قال: کان الشریعیّ یکنّی بابی محمّد قال هارون: واظنّ اسمه کان الحسن وکان من اصحاب ابی الحسن علیّ بن محمّد، ثمّ الحسن بن علیّ بعدهعلیهم السلام وهو اوّل من ادّعی مقاماً لم یجعله اللَّه فیه ولم یکن اهلاً له وکذب علی اللَّه وعلی حججهعلیهم السلام ونسب إلیهم ما لا یلیق بهم وما هم منه براء، فلعنته الشیعه وتبرّات منه وخرج توقیع الإمامعلیه السلام بلعنه والبراءه منه.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *