غیبت حضرت یوسف علیه السلام

قصه حضرت یوسفعلیه السلام که یک سوره از قرآن به نام او و درباره او آمده است، متضمن این نکته است که خبر آن حضرت از پدرش که پیامبر خدا بود و صبح و شب برای او وحی میآمد، مخفی ماند و همچنین خبر احوال یوسف از فرزندان یعقوب هم ولده ایضاً حتّی انّهم کانوا یدخلون علیه ویعاملونه ولا یعرفونه، وحتّی مضت علی ذلک السنون والازمان، ثمّ کشف اللَّه امره وظهر خبره، وجمع بینه وبین ابیه وإخوته، وإن لم یکن ذلک فی عادتنا الیوم ولا سمعنا بمثله.
وکان من قصّه یونس بن متّی نبیّ اللَّهعلیه السلام مع قومه وفراره منهم حین تطاول خلافهم له، واستخفافهم بحقوقه، وغیبته عنهم وعن کلّ احد حتّی لم یعلم احد من الخلق مستقرّه، وستره اللَّه تعالی فی جوف السمکه، وامسک علیه رمقه بضرب من المصلحه، إلی ان انقضت تلک المدّه وردّه اللَّه تعالی إلی قومه، وجمع بینهم وبینه، وهذا ایضاً خارج عن عادتنا وبعید من تعارفنا قد نطق به القرآن واجمع علیه اهل الإسلام.
مخفی شد، تا آنجا که فرزندان یعقوب به نزد یوسف میرفتند و با او معامله میکردند ولی او را نمیشناختند، تا اینکه سالهای زیادی گذشت، آنگاه خداوند تبارک و تعالی پرده از امر یوسفعلیه السلام برداشت و خبر او را ظاهر ساخت و بین او و پدر و برادرانش جمع کرد. اگرچه این ماجرا عادی و عرف روزمره ما نبوده و ما نیست و مثل آن را نشنیدهایم.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *