دیدار با امام مهدی ابو سهل نوبختی

همچنین شیخ در کتاب غیبت از احمد بن علی رازی و او از محمد بن علی و او از عبید اللَّه بن محمد بن جابان دهقان از ابو سلیمان داود بن غسان بحرانی روایت نموده که
______________________________
(۱) عالم بزرگوار مرحوم میرزا محمد قمی معروف به «ارباب» که مصحح چاپ دوره بحار چاپ حاج امین الضرب بوده است، مینویسد: مقصود نماز مغرب است، چنان که در روایات دیگر هم آمده است.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۷۳۹
گفت: بخدمت ابو سهل اسماعیل بن علی نوبختی رسیدم و سلام نمودم، ابو سهل گفت: ولادت (م ح م د) فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب صلوات اللَّه علیهم اجمعین در سامره بسال ۲۵۶ اتفاق افتاد. مادرش صیقل، و کنیهاش ابو القاسم میباشد، و همین کنیه است که پیغمبر خبر داده و فرمود: نام او چون نام من و کنیهاش مثل کنیه من است، لقبش مهدی و حجت و منتظر است و هم او صاحب الزمان میباشد.
سپس ابو سهل گفت: در مرض مرگ امام حسن (عسکری علیه السّلام) روزی من در خدمتش بودم، حضرت به عقید خادم خود که غلامی سیاه چهره و اهل نوبه «۱» بود و پیش از آن حضرت خدمتکار پدرش امام علی النقی بود. و امام حسن عسکری علیهما السلام را بزرگ کرده بود، فرمود: ای عقید! قدری آب مصطکی برای من بجوشان عقید هم آب را روی اجاق نهاد، و صیقل مادر امام زمان علیه السّلام آن را بخدمت حضرت آورد.
حضرت کاسه را گرفت و خواست بیاشامد ولی دست مبارکش لرزید و بدندان نازنینش خورد و سپس آن را بزمین نهاد. آنگاه رو کرد بعقید و فرمود: برو باندرون که میبینی کودکی در سجده است، او را نزد من بیاور.
ابو سهل میگوید: عقید گفت: وقتی باندرون برای جستجوی او رفتم، دیدم کودکی سجده میکند، و انگشت سبابه «۲» خود را بسوی آسمان گرفته است، من سلام کردم و او نمازش را کوتاه کرد، سپس گفتم: آقا شما را میطلبد که بخدمتش درآئی. در این وقت مادرش صیقل آمد و دست او را گرفت و او را نزد پدرش آورد.
______________________________
(۱) نوبه- محلی است که تا مدینه سه روز راه است (مراصد)
(۲) انگشت سبابه دومین انگشت واقع در بین انگشت ابهام و انگشت وسط است.
چون عرب موقع سب کردن یعنی بدگوئی باشخاص با آن بطرف مقابل اشاره میکرد، آن را «سبابه» گفتند.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۷۴۰
ابو سهل میگوید: موقعی که بچه خدمت حضرت رسید، سلام کرد. رنگش همچون درّ (سفید) موهای سرش کوتاه و میان دندانهایش باز بود. وقتی امام حسن عسکری علیه السّلام او را دید، گریست و فرمود: ای آقای خاندانم! این آب را بمن بده که من اینک بسوی خدای خود میروم. بچه کاسه آب جوش را برداشت و بدهان پدر بزرگوارش نزدیک ساخت تا آن را نوشید.
آنگاه امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: مرا آماده نماز کنید. بچه حولهای در دامن امام پهن کرد و بدین گونه حضرت، یک یک اعضا را شست و سر و پای را مسح نمود. آنگاه امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: ای فرزند! بتو مژده میدهم که صاحب الزمان و مهدی و حجت خدا در روی زمین توئی. تو فرزند من و جانشین من میباشی. از من متولدشدهای و تو (م ح م د) فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) میباشی و هم از نسل پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و خاتم ائمه طاهرین هستی.
پیغمبر (ص) مژده تو را داده و نام و کنیه تو را تعیین فرموده است. این را پدرم از پدران پاک سرشتش بمن اطلاع داد. صلی اللَّه علی اهل بیت ربنا انه حمید مجید حضرت این را فرمود و همان موقع رحلت نمود. صلوات اللَّه علیهم اجمعین.
برگرفته از کتاب مهدی موعود :جلد سیزدهم از کتاب بحار الانوار نوشته آقای محمد باقر بن محمد تقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *