معجزه اراده‌ها در تحقق ظهور امام زمان (عج)

معجزه اراده‌ها در تحقق ظهور امام زمان (عج)

تکامل تاریخ اجتماعی بشر را با رویکرد‌های مختلف تاریخی، به صورتی متفاوت تحلیل کرده‌اند. بعضی از تحلیل‌ها، کاملاً جبری است و این جبر هم، گاهی مادی و گاهی جبر الهی است.

الف) جبر مادی
مثلاً ماتریالیسم تاریخی مارکسیست‌ها، نظریه‌ای بود که تکامل تاریخ را به جبر مادی بر می‌گرداند. در این نظریه، تکامل اجتماعی انسان، ظهور تکامل ماده است که در یک فرایند جبر تاریخی اتفاق می‌افتد. در این جبر تاریخی، اراده‌های انسانی، تابع تحولات تاریخی ماده هستند؛ آنها اراده‌های انسانی را می‌سازند. در این نظریه، تحولات جامعه مبتنی بر تحولات مادی رفتار، اراده و مطالبات انسان است. به عنوان نمونه، فرض کنید در دوره‌ای که ابزار وجود ندارد و انسان‌ها به صورت مشترک با هم زندگی می‌کنند، وقتی که ابزار تولید شود، روابط اجتماعی هم تغییر می‌کند، به این نحو که ابزار تولید، نوع دیگری از رفتار را در انسان شکل می‌دهند و به تعبیر شهید مطهری، انسان، بازیچه ابزار تولید می‌شود و این ابزار تولید هستند که طبقات اجتماعی را شکل می‌دهند، تضاد طبقاتی را در جامعه به وجود می‌آورند، تاریخ را پیش می‌برند و در یک فرآیند جبری به دوره‌ای می‌رسند که از آن به عنوان جامعه موعود یا «کمون ثانویه» یاد می‌کنند. در این نظریه، حتی کسانی که نابغه هستند نیز همه ظرفیت‌هایشان تابع تکامل ماده و روابط اجتماعی است، یعنی روابط اجتماعی است که در نوابغ و فیلسوفان و هنرمندان انعکاس پیدا می‌کند.

ب) جبر الهی
یک نگاه دیگر، این است که ما عالم ماده را ظهور و تجلی عالم غیب بدانیم و بگوییم عالمی که ما در آن زندگی می‌کنیم تجلی عالم الهی است و یک نوع جبر الهی بر عالم حاکم است و ما هیچ اختیاری نداریم. این جریان اراده الهی است که بر عالم حکومت می‌کند و تکامل تاریخ و نقش اراده‌های انسانی در تحولات تاریخی نادیده گرفته شده است.

ج) اراده الهی و اراده بشری، با هم
اما نگاه درست به تکامل تاریخ اجتماعی انسان ـ که بر اساس معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم السلام می‌باشد ـ این است که تکامل اجتماعی انسان در عین این که مستند به اراده خداوند است، به گونه‌ای نیست که اراده‌های انسانی در آن مجبور باشند و در یک مسیر جبری به سمت تکامل تاریخ حرکت کنند. به تعبیر دیگر، اصل آفرینش، از کارهای خدای متعال است و تکامل آفرینش هم از کارهای خدای متعال می‌باشد: (رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى)[۱] لذا تکامل انسان و تکامل تاریخ اجتماعی انسان و هدایت انسان به سمت کمال با ربوبیت الهی واقع می‌شود.
یعنی این جور نیست که یک تکاملی باشد که مستند به خود دستگاه آفرینش باشد، بلکه تکاملی است که از بیرون برای دستگاه آفرینش رقم خورده است. به تعبیر دیگر، آن اراده‌ای که اراده محوری در تکامل عالم است، اراده حضرت حق و ربوبیت اوست و هیچ چیزی هم در برابر آن اراده نمی‌تواند مقاومت کند و مسیر کلی عالم را تغییر بدهد. اما معنای این حرف، این نیست که در درون حرکت عالم به سمت کمال، برای اراده مخلوقات و به ویژه برای اراده‌های انسانی، نقشی در نظر گرفته نشده باشد. سهم اراده انسانی در تغییر مسیر عالم، نه اراده صد در صدی می‌باشد ـ به طوری که بتواند در مسیر حرکت انسان‌ها انحراف اساسی ایجاد کند ـ و نه مجبور مطلق هستند که جبر پیش بیاید. بلکه اراده‌های انسانی حضور دارند و این اراده‌ها علاوه بر این‌که در قالب اراده‌های فردی اعمال می‌شوند، شکل اراده‌های اجتماعی هم به خودشان می‌گیرند و اراده‌ها با هم، هم‌سویی پیدا می‌کنند و از همراهی آنها، همدلی، هم‌فکری و همکاری پیدا می‌شود و در نتیجه، جوامع شکل می‌گیرند و اراده‌های اجتماعی تحقق پیدا می‌کنند.
اراده‌های انسانی وقتی هم‌سو و هم‌جهت شوند، رفتار اجتماعی را شکل می‌دهند و جامعه را ایجاد می‌کنند و در حرکت تاریخ نقش بازی می‌کنند. به همین خاطر است که اراده‌های انسانی می‌توانند صورت حق یا باطل پیدا کنند. یعنی جوامعی را شکل بدهند که مسیرشان مسیر حق یا باطل باشد. به عبارت دیگر، اراده‌های انسانی می‌توانند در مسیر پرستش و بندگی قرار بگیرند و یا در مسیر پرستش و بندگی انحراف ایجاد کنند و جریان استکبار را به یک جریان تاریخی و اجتماعی تبدیل کنند و این معنای نقش اراده انسان در حرکت تاریخ است. اما این اراده‌های انسانی که ما برای آنها در تاریخ نقش قائل می‌‌شویم، اراده‌های هم سطح و هم عرض نیستند، بلکه اراده‌ها دارای سطوحی متفاوت هستند و به واسطه نقشی که بر عهده دارند در جبهه حق یا در جبهه باطل، نظام خاصی را ایجاد می‌کنند.
نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد، این است که در عالم، اراده‌هایی وجود داد که در تحولات تاریخی نقش محوری دارند. مثلاً برخی اراده‌ها از جمله اراده‌های معصومین علیهم السلام در جبهه حق، محور پرستش و توحید است: «بنا عُبِدَ الله بنا عُرِفَ الله، لولانا ما عُبِد الله؛[۲] به واسطه ما خداوند پرستش می‌شود، به واسطه ما خداوند شناخته می‌شود، اگر ما نباشیم خداوند پرستش نمی‌شود»، اراده اولیای الهی بر محور اراده نبی‌اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت علیهم السلام محور اصلی اراده‌های انسانی است و اراده‌های انسانی را در مسیر پرستش خداوند مدیریت و رهبری می‌کند. همان‌طور که در دستگاه باطل نیز اراده‌هایی که خوی استکباری دارند، با هم، هم‌جهت می‌شوند و جامعه تاریخی باطل را مدیریت می‌کنند.
بنابر این براساس معارف اهل‌بیت علیهم السلام ، اراده‌های انسانی در تاریخ نقش بازی می‌کنند و جریان تاریخی حق و باطل را شکل می‌دهند و سرانجام، طبق وعده حتمی خداوند، اراده‌های اجتماعی جبهه حق، با امداد الهی بر جبهه باطل غلبه پیدا می‌کند و بعد از این پیروزی، عصر ظهور و رجعت و قیامت و پس از آن مراحل بعدی عالم اتفاق می‌افتد. پس نقش اراده‌های انسانی در عالم، یک نقش قطعی است.
طبق این نظریه، این طور نیست که یک جبر الهی بر عالم حاکم باشد؛ بلکه اراده الهی، محور اصلی حرکت عالم هست و بعد از آن، اراده‌های انسانی در حرکت عالم دخالت دارند.
البته این اراده‌ها همگی نسبت به سرپرستی خداوند نقش طبعی دارند ولی نسبت به حوزه‌ای که حوزه تصرف خودشان هست، واقعاً می‌توانند دخالت کنند. مثلاً وجود مقدس نبی‌اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در درجه بالایی از مقام بندگی هستند، و در این مقام‌ از روی اختیار عمل می‌کنند نه از روی جبر.
بر اساس این نگاه، ما باید ببینیم این اراده‌ها چه سطحی از مأموریت را بر عهده دارند. در این جا باید دقت کنیم تا به انحرافی که برخی افراد به آن دچار شده‌اند گرفتار نشویم، چون برخی مدعی هستند که جریان عصر ظهور، جریان تکامل اراده‌های انسانی است. یعنی بشریت با تجربیات و رشد عقلانیت خودش کم‌کم به کمال می‌رسد و آنچه به عنوان دوره ظهور و وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از آن یاد می‌شود، نماد دوره کمال اختیارات انسانی است؛ نقطه اوج انحراف این افراد این است که برای اراده ولی خدا در این زمینه هیچ نقشی قائل نیستند.
همان طور که نظریه پردازان جامعه شناسی در فرایند اصلاحات و ایجاد توسعه مادی گفته‌اند که برنامه‌ریزی‌ها باید در لایه‌های عمیق اجتماعی اتفاق بیفتد، عصر ظهور هم همین طور است. یعنی اصلاحات از لایه‌های عمیق اراده‌های انسانی شروع می‌شود و همه اراده‌ها به نقطه عدل ـ که اراده ولی خداست ـ روی می‌کنند و همه کرامت‌های انسانی حول محور بندگی و توحید شکل می‌گیرد.
پس اگر ما عصر ظهور را عصری بدانیم که تحولات عظیمی در آن اتفاق می‌افتد و در آن زمان، حقیقت توحید در عالم محقق می‌شود، این حقیقت از عالم بالا اتفاق می‌افتد و این ظهور که از عالم بالا اتفاق می‌افتد ناشی از نزدیک شدن اراده‌ها، با عالم الهی است و محور نزدیک شدن اراده‌های انسانی با عالم الهی به واسطه وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.
بنابراین نکته‌ای که قابل تأمل است این است که اگر گفته می‌شود اراده‌های انسانی در ظهور نقش دارند به این معنا نیست که اراده‌های ما محور ظهور باشند، بلکه نظام اراده‌های انسانی با محوریت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بستر ظهور را فراهم می‌کنند. به عبارت دیگر، درخواست و طلب دسته جمعی و دعای دسته جمعی اراده‌ها با محوریت درخواست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مبدأ تکامل اجتماعی است و دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، تکمیل‌کننده بقیه دعاها می‌باشد. پس طلب جمعی مبدأ تحقق ظهور است.

[۱] . سوره طه/ ۵۰٫
[۲] .التوحید، ص۱۵۲٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *