فتنه های سال ظهور – رایت بنی العباس و مروانی

از چند خبر استفاده میشود که دولت بنی العباس تجدید خواهد شد، اگرچه بعضی از آنها قابل حمل است بر آن تجدیدی که در مصر صورت گرفت، اما بعضی دیگر غیر قابل حمل است. زیراکه انقراض ایشان را به دست خراسانی و سفیانی معین کرده، حسن بن ابراهیم به حضرت رضا (ع) عرض کرد: «مردم حدیث میکنند که چون سفیانی خروج کند سلطنت بنی العباس رفته باشد.
فرمود: دروغ میگویند سفیانی خروج کند و سلطنت ایشان برپا باشد».
حضرت باقر (ع) فرمود: «خراسانی و سفیانی بر ایشان خروج کند این از مشرق و آن از مغرب مانند دو اسب مسابقه و بر یکدیگر به سوی کوفه سبقت گیرند این از آنجا و آن از آنجا، تا اینکه هلاکت ایشان بر دست آن دو شود، آگاه باشید که خراسانی و سفیانی احدی از ایشان را باقی نخواهند گذاشت».
از این حدیث معلوم میشود که دولت ایشان در عراق خواهد بود.
امیر المومنین (ع) فرمود: «علامت آخر ملک بنی فلان کشته شدن نفس حرام است در بلد حرام به دست قومی از قریش، قسم به آن کس که دانه را میشکافد و بنده را میآفریند که پس از آن ملکی برای ایشان نیست مگر پانزده شب».
این حدیث دو احتمال دارد: ممکن است راجع باشد به انقراض دولت اول ایشان و مراد از کشته شدن نفس حرام همان باشد که در وقایع گذشته راجع به بنی العباس ذکر شد و ممکن است راجع به دولت آخر ایشان باشد و مقصود از نفس حرام، نفس زکیه باشد که او را مابین رکن و مقام میکشند در ماه ذیحجه.
بنابراین: پس انقراض دولت آخر ایشان در اواخر ذیحجه خواهد بود، و اما انقراض اولشان بعد از عاشورا خواهد بود، زیراکه لشکر هلاکو روز عاشورا وارد بغداد شدند.
و اما مروانی، حضرت رضا (ع) فرمود: «پیش از این امر سفیانی و مروانی و شعیب
______________________________
(۱)- بحار ۵۲/ ۲۵۱ ح ۱۳۹٫
(۲)- بحار ۵۲/ ۲۳۲ ح ۹۶؛ غیبت نعمانی ۱۷۳٫
(۳)- الزام الناصب ۲/ ۱۲۸؛ غیبت نعمانی ۱۷۳٫
مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص: ۱۹۸
بن صالح خواهند بود».
حضرت باقر (ع) فرمود: «بین اولاد عباس و مروانی جنگی خواهد بود در قرقیسا، که در آن پسر مویش سفید شود، خداوند نصرت را از ایشان بردارد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین فرماید که سیر شوید از گوشت ستمکاران، سپس سفیانی خروج کند».
قرقیسا بلدهای است در کنار فرات و آن یکی از مراکز جنگ است، جنگ ترک و روم و یمانی و خراسانی، و سفیانی نیز در آنجا خواهد بود و احتمال میرود که مروانی همان اموی باشد که ذکرش در دو روایت مختلف در شام گذشت.
برگرفته از کتاب مهدی منتظر نوشته: محمد جواد حیدری خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *