زمان ظهور و خروج امام زمان

وقت خروج حضرت حجّتعلیه السلام به طور مشخص و به صورت تفصیلی برای ما معلوم نیست، بلکه ایشان از ما غایب است، تا زمانی که خداوند به ایشان اجازه فرج بدهند.
۱ / ۴۱۰ – از وجود مبارک رسول خداصلی الله علیه وآله روایت شده است که حضرت فرمودند: اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی بماند، خداوند تبارک و تعالی همان روز را آنقدر طولانی میکند، تا اینکه مردی از فرزندان من قیام کرده و زمین را همچنان که پر از ظلم و تبعیض شده، مملو از عدل و قسط میکند.
۴۱۱ – واخبرنی الحسین بن عبید اللَّه، عن ابی جعفر محمّد بن سفیان البزوفریّ، عن علیّ بن محمّد، عن الفضل بن شاذان، عن احمد بن محمّد وعبیس بن هشام، عن کرام، عن الفضیل قال: سالت اباجعفرعلیه السلام:
هَلْ لِهذَا الاَمْرِ وَقْتٌ؟ فَقالَ: کَذِبَ الْوَقّاتُونَ، کَذِبَ الْوَقّاتُونَ، کَذِبَ الْوَقّاتُونَ.
۴۱۲ – الفضل بن شاذان، عن الحسین بن یزید الصحاف، عن منذر الجوّاز، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
کَذِبَ الْمُوَقِّتوُنَ، ما وَقَّتنا فِیما مَضی وَلا نُوَقِّتُ فِیما یَسْتَقْبِلُ.
۴۱۳ – وبهذا الإسناد عن عبد الرحمن بن کثیر قال: کنت عند ابی عبد اللَّهعلیه السلام إذ دخل علیه مهزم
۲ / ۴۱۱ – عُبیس بن هشام، از کرام[عبدالکریم بن عمرو خثعمی از فضیل(۲۳۹) نقل کرده که گفت: از امام باقرعلیه السلام سوال کردم که آیا برای این امر [ظهور حضرت] وقتی هست؟ حضرت فرمودند: کسانی که وقت آن رامعیّن کنند دروغگو هستند. کسانی که وقت آن را معیّن کنند دروغگو هستند. کسانی که وقت آن رامعیّن کنند دروغگو هستند.
۳ / ۴۱۲ – منذر جوّاز از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: وقت گذاران دروغ گفتهاند، ما در گذشته وقتی تعیین نکردهایم و در آینده هم وقت نمیگذاریم.
۳ / ۴۱۳ – عبد الرحمن بن کثیر گفته است: در محضر ابی عبداللَّهعلیه السلام بودم که مهزم الاسدی فقال: اخبرنی جعلت فداک متی هذا الامر الّذی تنتظرونه؟ فقد طال، فقال:
یا مَهْزَمُ کَذِبَ الْوَقّاتُونَ وَهَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَنَجا الْمُسَلِّمُونَ وَ إِلَیْنا یَصِیرُونَ.
۴۱۴ – الفضل بن شاذان، عن ابن ابی نجران، عن صفوان بن یحیی، عن ابی ایّوب الخزّاز، عن محمّد بن مسلم، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
مَنْ وَقَّتَ لَکَ مِنَ النَّاسِ شَیْئاً فَلا تَهابَنَّ اَنْ تُکَذِّبَهُ، فَلَسْنا نُوَقِّتُ لاَِحَدٍ وَقْتاً.
۴۱۵ – الفضل بن شاذان، عن عمر بن مسلم البجلی، عن محمّد بن سنان، عن ابی الجارود، عن محمّد بن بشر الهمدانی، عن محمّد بن الحنفیه – فی حدیث اختصرنا منه موضع الحاجه – انّه قال:
إِنَّ لِبَنِی فُلانٍ مُلْکاً مُوَجّلاً حَتّی إِذا امَنُوا وَاطْمَاَنُّوا وَظَنُّوا اَنَّ مُلْکَهُمْ لا یَزُولُ صِیحَ فِیهِمْ
اسدی وارد شد و به حضرت عرض کرد: جانم به فدای شما! به من خبر بدهید که وقت آن امری که ما منتظر آن هستیم چه زمانی خواهد بود؟ انتظار ما طول کشید. حضرت به ایشان فرمودند: ای مهزم! کسانی که زمان آن را معیّن کردهاند دروغ گفتند، و کسانی که عجله کردند هلاک و نابود شدند، امّا کسانی که تسلیم [اراده خداوند]هستند، نجات یافتند و به سوی ما باز میگردند.
۵ / ۴۱۴ – محمّد بن مسلم از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: هر کسی از مردم که برای تو وقت [ظهور] را معیّن کرد، از تکذیب کردن او نترس. پس ما برای احدی وقت ظهور را تعیین نمیکنیم.
۶ / ۴۱۵ – محمّد بن بشر همدانی حدیثی را از محمّد بن حنفیه نقل میکند که ما آن را به اندازهای که مورد نیاز بوده، مختصر کردهایم و آن اینکه ایشان میگوید: برای فلان ها [بنی امیه یا بنی عباس] حکومت زودگذر و موقتی خواهد بود، تا سرانجام احساس امنیت کرده و با اطمینان خیال میکنند که سطلنت آنها از بین نمیرود؛ امّا ناگهان به صَیْحَهٌ، فَلَمْ یَبْقِ لَهُمْ راعٍ یَجْمَعُهُم وَلا واعٍ یَسْمَعُهُمْ وَذلِکَ قَوْلُ اللَّهِ – عزّوجلّ – «حَتّی إِذا اَخَذَتِ الاَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ اَهْلُها اَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها اَتاها اَمْرُنا لَیْلاً اَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً کَاَنْ لَمْ تَغْنَ بِالاَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ».
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ هَلْ لِذلِکَ وَقْتٌ؟
قالَ: لا، لِاَنَّ عِلْمَ اللَّهِ غَلَبَ عِلْمَ الْمُوَقِّتِینَ إِنَّ اللَّهَ تَعالی وَعَدَ مُوسی ثَلاثِینَ لَیْلَهً وَاَتَمَّها بِعَشْرٍ لَمْ یَعْلَمْها مُوسی وَلَمْ یَعْلَمْها بَنُو إِسْرائِیلَ، فَلَمَّا جاوَزَ الْوَقْتُ قالُوا: غَرَّنا مُوسی فَعَبَدُوا الْعِجْلَ وَلکِنْ إِذا کَثُرَتِ الْحاجَهُ وَالْفاقَهُ فِی النَّاسِ وَاَنْکَرَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً، فَعِنْدَ ذلِکَ تَوَقَّعُوا اَمْرَ اللَّهِ صَباحاً وَمَساءً.
عذاب بزرگ خداوندی گرفتار میشوند، نه بزرگی برای آنها میماند که جمعیت شان را جمع کند و نه نگهبان و دعوت کنندهای که صدایش را به گوش آنها برساند و این قول خداوند عزّوجل است که میفرماید: «تا آن که زمین [از آن گیاهان]زینت بگرفت و اهل زمین گمان کردند که بر استفاده از آن همه نباتات توانا هستند [ناگهان] فرمان [ویرانی] ما شبی یا روزی آمد، پس آن را چنان درو کردیم که گویی دیروز هیچ گیاهی وجود نداشته است، ما این گونه آیات خود را برای اندیشمندان تشریح میکنیم.» (۲۴۰)
عرض کردم: جانم به فدای شما! آیا برای این امر وقت مشخصی هست؟
حضرت فرمودند: خیر، برای اینکه علم خدا بر علم کسانی که وقت گذاری میکنند غلبه دارد. خداوند تبارک وتعالی به موسی وعده سی شب را داد، ولی آن را با ده شب دیگر تمام کرد [و چهل شب شد] و این امر را موسی نمیدانست، بنی اسرائیل هم از آن بیاطلاع بودند، پس وقتی زمان سی شب که وعده شده بود گذشت، گفتند: موسی ما را فریب داده است و در گوساله پرستی عجله کردند، ولکن زمانی که نیاز و تهیدستی در میان مردم زیاد شد و گروهی از آنها عده دیگری را انکار کردند، در آن موقع است که صبح و شب توقع دارند امر خداوند محقق شود.
وامّا ما روی من الاخبار الّتی تنافی ذلک فی الظاهر مثل ما رواه:
۴۱۶ – الفضل بن شاذان، عن محمّد بن علیّ، عن سعدان بن مسلم، عن ابی بصیر قال: قلت له: ا لهذا الامر امد نریح إلیه ابداننا وننتهی إلیه؟ قال: بلی ولکنّکم اذعتم فزاد اللَّه فیه.
۴۱۷ – وعنه، عن الحسن بن محبوب، عن ابی حمزه الثمالی قال: قلت لابی جعفرعلیه السلام: إنّ علیّاًعلیه السلام کان یقول: «إِلَی السَّبْعِینَ بَلاءٌ» وکان یقول: «بَعْدَ الْبَلاءِ رَخاءٌ» وقد مضت السبعون ولم نر رخاء! فقال ابوجعفرعلیه السلام:
یا ثابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَعالی کَانَ وَقَّتَ هذَا الْاَمْرِ فِی السَّبْعِینَ، فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُعلیه السلام اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *