اخباری در مورد ظهور و خروج امام عصر

اخباری که ظاهراً با اخبار بالا منافات دارند
۷ / ۴۱۶ – ابو بصیر میگوید: به حضرت(۲۴۱) عرض کردم که آیا برای امر فرج، مدّت و زمانی هست که جان ما به آن راحت شده و به آن دل خوش باشیم؟ حضرت فرمودند: بله، وقتی دارد، لکن شما آن را افشا کردید و خداوند هم مدتش را اضافه کرد.
۸ / ۴۱۷ – ابو حمزه ثمالی میگوید: به محضر مبارک امام باقرعلیه السلام عرض کردم: علیعلیه السلام میفرمودند: «تا هفتاد سال به بلا مبتلا میشوند» و باز میفرمودند: «پس از بلا، رخا و آسایش است»، هفتاد سال گذشت ولی ما آسایش و راحتی را ندیدیم.
امام باقرعلیه السلام به من فرمودند: ای ثابت!(۲۴۲) خداوند متعال مدّت این امر را هفتاد سال قرار داد، ولی زمانی که حسینعلیه السلام کشته شد، غضب خداوند بر اهل زمین شدت گرفت و آن امر را [که راحتی پس از بلا است] یکصد و چهل سال به تاخیر انداخت، و ما این عَلی اَهْلِ الاَرْضِ فَاَخَّرَهُ إِلی اَرْبَعِینَ وَمِائَهَ سَنَهٍ، فَحَدَّثْناکُمْ فَاَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ وَکَشَفْتُمْ قِناعَ السِّرِّ فَاَخَّرَهُ اللَّهُ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ بَعْدَ ذلِکَ عِنْدَنا وَقْتاً «ویَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ».
قال ابو حمزه: و قلت ذلک لابی عبد اللَّهعلیه السلام: فقال: قَدْ کانَ ذاکَ.
۴۱۸ – وروی الفضل، عن محمّد بن إسماعیل، عن محمّد بن سنان، عن ابی یحیی التمتام السلمی، عن عثمان النواء قال: سمعت اباعبد اللَّهعلیه السلام یقول:
کانَ هذَا الْاَمْرُ فِیَّ فَاَخَّرَهُ اللَّهُ وَیَفْعَلُ بَعْدُ فِی ذُرِّیَتِی ما یَشاءُ.
فالوجه فی هذه الاخبار ان نقول – إن صحّت – إنّه لا یمتنع ان یکون اللَّه تعالی قد وقّت هذا
مطلب را به شما گفتیم و شما هم آن را افشا کرده و رو انداز آن راز را برداشتید، خداوند متعال آن را بازهم به تاخیر انداخت و بعد از آن دیگر وقتی برای آن نزد ما قرار نداد و «خداوند آنچه را که بخواهد از میان میبرد و آنچه را که بخواهد باقی میگذارد و تمام این حوادث در کتاب نزد خداست».
ابوحمزه میگوید: این روایت را برای وجود مبارک امام صادقعلیه السلام عرض کردم، حضرت فرمودند: همین طور است.
۹ / ۴۱۸ – ابی یحیی تمتام سلمی از عثمان نوا نقل میکند که گفته است: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: امر ظهور دولت آل محمّد در وجود من مقدر شده بود، پس خداوند آن را به تاخیر انداخت و پس از من در مورد ذریه من به هر نحوی که بخواهد عمل میکند.
توجیه این اخبار
توضیح این اخبار این است که میگوییم: بر فرض اینکه اخبار صحیح باشند، این مساله مانع نمیشود که خداوند تبارک وتعالی در یکی از همان زمانهایی را که ذکر الامر فی الاوقات الّتی ذکرت، فلمّا تجدّد ما تجدّد تغیّرت المصلحه واقتضّت تاخیره إلی وقت آخر وکذلک فیما بعد ویکون الوقت الاوّل، وکلّ وقت یجوز ان یوخّر مشروطاً، بان لا یتجدّد ما یقتضی المصلحه تاخیره إلی ان یجیء الوقت الّذی لا یغیّره شیء فیکون محتوماً.
وعلی هذا یتاوّل ما روی فی تاخیر الاعمار عن اوقاتها والزیاده فیها عند الدعاء [والصدقات وصله الارحام وما روی فی تنقیص الاعمار عن اوقاتها إلی ما قبله عند فعل الظلم وقطع الرحم وغیر ذلک وهو تعالی وإن کان عالماً بالامرین، فلا یمتنع ان یکون احدهما معلوماً بشرط والآخر بلا شرط وهذه الجمله لا خلاف فیها بین اهل العدل.
کرده، معیّن فرموده باشد. پس اگر اوضاع و احوال تغییر کرد، مصلحت نیز تغییر میکند و آن وقت معین به زمان دیگری موکول میشود. مسلماً در زمانهای بعدی هم همین مساله جاری است و توضیح بر همین اساس است. بنابراین نه فقط وقت معیّن شده اوّلی، بلکه هر وقت دیگری هم میتواند تحت شرایطی به تاخیر بیفتد تا اینکه آنچه که موجب تاخیر در ظهور است تکرار نشود و تا اینکه زمانی فرا برسد که هیچ چیز آن تغییر نکرده و حتمی باشد.
روایاتی که در باب به تاخیر افتادن عمرها و مرگها از زمان خودش، و زیاد شدن عمرها در اثر دعا و صدقه و صله رحم، و نیز آنچه را که در باب کم شدن عمر و جلو افتادن مرگها در اثر ظلم کردن و قطع رحم و اعمال دیگر وارد شده، براساس همین تاویل و تفسیر است و خداوند متعال اگر چه به هر دوی اینها عالم است، لکن ممکن است یکی از آنها معلوم مشروط [غیر حتمی] بوده و دیگری معلوم بدون شرط [حتمی] باشد.(۲۴۳) و در این مساله هیچ اختلافی بین عدلیه [امامیه و معتزله] نیست.
وعلی هذا یتاوّل ایضاً ما روی من اخبارنا المتضمّنه للفظ البداء ویبیّن انّ معناها النسخ علی ما یریده جمیع اهل العدل فیما یجوز فیه النسخ او تغیّر شروطها إن کان طریقها الخبر عن الکائنات، لانّ البداء فی اللغه هو الظهور، فلا یمتنع ان یظهر لنا من افعال اللَّه تعالی ما کنّا نظنّ خلافه، او نعلم ولا نعلم شرطه.
۴۱۹ – فمن ذلک ما رواه محمّد بن جعفر الاسدیرحمه الله، عن علیّ بن إبراهیم، عن الریان بن الصلت قال: سمعت اباالحسن الرضاعلیه السلام یقول:
ما بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إلّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَاَنْ یُقِرَّ للَّهِِ بِالْبِداءِ «إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ» وَاَنْ یَکُونَ فِی تُراثِهِ الکُنْدُرْ.
۴۲۰ – وروی سعد بن عبد اللَّه، عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن احمد بن محمّد بن ابی نصر،
اخباری هم که در ضمن آنها لفظ و کلمه «بدا» آمده است بنابر همین تاویل و تفسیر است و روشن است که معنای بدا، نسخ در چیزی است که نسخ و تغییرش جایز و ممکن باشد، و یا اینکه شروط آن تغییر کرده است، در صورتی که طریق آن، خبر دادن از تکوینیات باشد، به جهت اینکه بدا در لغت عبارت از ظهور است، پس ممکن است فعلی از افعال خداوند بر ما ظاهر شود که ما خلاف آن را تصور میکردیم، و یا اینکه به آن عالم بوده امّا شرایط آن را نمیدانیم و از همین قبیل اخبار است روایت زیر:
۱۰ / ۴۱۹ – ریان بن صلت میگوید: از امام رضاعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: خداوند متعال مبعوث نفرمودند پیامبری را مگر با حکم تحریم خمر و اینکه به بداء برای خداوند متعال اقرار کند که «او هر کاری را بخواهد انجام میدهد» (۲۴۴) و اینکه در میراث او کندر باشد.
۱۱ / ۴۲۰ – احمد بن محمّد بن ابی نصر، از ابی الحسن امام رضاعلیه السلام نقل میکند که عن ابی الحسن الرضاعلیه السلام قال: [قال علیّ بن الحسین وعلیّ بن ابی طالب قبله ومحمّد بن علیّ و جعفر بن محمّدعلیهم السلام:
کَیْفَ لَنا بِالْحَدِیثِ مَعَ هذِهِ الآیهِ «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ».
فَاَمّا مَنْ قالَ: بِاَنَّ اللَّهَ تَعالی لا یَعْلَمُ بِشَیْءٍ إِلّا بَعْدَ کَوْنِهِ فَقَدْ کَفَرَ وَخَرَجَ عَنِ التَّوحِیدِ.
۴۲۱ – وقد روی سعد بن عبد اللَّه عن ابی هاشم الجعفری قال: سال محمّد بن صالحالارمنیّ ابامحمّد العسکریّ عن قول اللَّه – عزّوجلّ -: «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ».
فَقالَ اَبُو مُحَمَّدٍ: وَ هَلْ یَمْحُو إِلّا ما کانَ وَ یُثْبِتْ إِلّا ما لَمْ یَکُنْ، فَقُلْتُ فی نَفْسِی هذا خِلافُ ما
حضرت فرمودند: علی بن الحسین، امام زین العابدین و پیش از ایشان امیرالمومنین و امام باقر و امام صادقعلیهم السلام میفرمودند: با توجّه به آیه مبارکه «خداوند هر چیزی را بخواهد محو میکند و آنچه را که بخواهد ثابت نگه میدارد و ام الکتاب در نزد اوست» (۲۴۵) چگونه میتوانیم از آینده خبر دهیم.
و امّا کسی که میگوید: خداوند فقط بعد از وجود اشیا به آنها علم دارد نه قبل از وجودشان، این شخص کافر شده و از توحید خارج است.
۱۲ / ۴۲۱ – محمدبن صالح ارمنی در مورد آیه شریفه «خداوند هر چیزی را بخواهد محو میکند و آنچه را که بخواهد ثابت نگه میدارد و ام الکتاب در نزد اوست» (۲۴۶) از وجود مبارک حضرت امام حسن عسکریعلیه السلام سوال کرد. امامعلیه السلام فرمودند: آیا غیر از این است که آنچه را که بوده محو فرموده و آنچه را که نبوده اثبات میکند؟ محمّد بن صالح ارمنی میگوید: با خودم گفتم این که امام فرمودند، با آنچه که هشام بن حکم یَقُولُ هِشامُ بْنُ الحِکَم: إنّه لا یَعْلَمُ الشّیءَ حَتّی یَکُونُ؟ فَنَظَرَ إِلَیَّ اَبُومُحَمَّدٍعلیه السلام فَقالَ: تَعالَی الْجَبّارُ الْعالِمُ بِالاَشْیاءِ قَبْلَ کَوْنِها. والحدیث مختصر.
۴۲۲ – الفضل بن شاذان، عن محمّد بن علیّ، عن سعدان بن مسلم، عن ابی بصیر قال: قلت له: ا لهذا الامر امد نریح ابداننا وننتهی إلیه؟
قالَ: بَلی وَلکِنَّکُمْ اَذَعْتُمْ فَزادَ اللَّهُ فِیهِ.
والوجه فی هذه الاخبار ما قدّمنا ذکره من تغیّر المصلحه فیه واقتضائها تاخیر الامر إلی وقت آخر علی ما بیّناه دون ظهور الامر له تعالی، فانّا لا نقول به ولا نجوّزه، تعالی اللَّه عن ذلک علوّاً کبیراً.
میگوید که خداوند به اشیا آگاهی ندارد، مگر زمانی که به وجود آمده باشد، مخالف است. ابو محمّد امام حسن عسکریعلیه السلام متوجّه من شده و فرمودند: خداوندِ بلند مرتبه جبار، پیش از پیدایش اشیا به آنها آگاه است. البته حدیث مختصر و کوتاه شده است.
۱۳ / ۴۲۲ – ابی بصیر میگوید که به حضرت [امام صادق یا امام باقر علیهما السلام] عرض کردم: آیا برای این امر [یعنی ظهور و قیام حضرت] وقت معینی هست که با دانستن آن جانهای مان راحت شده و به آن دل خوش باشیم؟ حضرت فرمودند: بله، وقتی معیّن دارد، امّا شما آن را افشا کردید و خداوند مدتش را اضافه فرمود.(۲۴۷)
توضیح و توجیه این اخبار
وجه این اخبار همان است که قبلاً بیان کردیم و آن عبارت است از اینکه مصلحت در آن امر تغییر کرده، و تا زمان دیگر موجب تاخیر شده است، ولی معنای آن این نیست که امر و مصلحت آن اکنون برای خداوند آشکار شده، ما این حرف را نمیزنیم و آن را صحیح نمیدانیم چه اینکه ذات اقدس الهی از این توصیفات، بالاتر و بزرگتر است.(۲۴۸)
فإن قیل: هذا یودّی إلی ان لا نثق بشیء من اخبار اللَّه تعالی.
قلنا: الاخبار علی ضربین:
ضرب لا یجوز فیه التغیّر فی مخبراته، فإنّا نقطع علیها لعلمنا بانّه لا یجوز ان یتغیّر المخبر فی نفسه، کالاخبار عن صفات اللَّه تعالی وعن الکائنات فیما مضی وکالاخبار بانّه یثیب المومنین.
والضرب الآخر هو ما یجوز تغیّره فی نفسه لتغیّر المصلحه عند تغیّر شروطه، فانّا نجوّز جمیع ذلک، کالاخبار عن الحوادث فی المستقبل إلّا ان یرد الخبر علی وجه یعلم انّ مخبره لا یتغیّر، فحینئذ نقطع بکونه ولاجل ذلک قرن الحتم بکثیر من المخبرات، فاعلمنا انّه ممّا لا یتغیّر اصلاً، فعند ذلک نقطع به.
اشکال
این اعتقاد شما منجر میشود به اینکه ما به اخبار خداوند متعال اعتماد نکنیم.
پاسخ
اخبار دو دسته هستند:
دسته اول اخباری هستند که هیچ گونه تغییری نمیکنند؛ چرا که ما بر عدم تغییر آنها اعتقاد و یقین داریم، و میدانیم که تغییر این اخبار فی نفسه ممکن نیست، مثل خبرهایی که از صفات خداوند و کائنات واتفاقات گذشته داده شده است و همچنین اخباری که میگویند، خداوند به مومنین در قبال عملشان ثواب میدهد.
دسته دوم اخباری است که فی نفسه تغییر در مورد آنها ممکن است، به دلیل اینکه با تغییر شرایط آنها، مصلحت آنها هم فی نفسه تغییر میکند و ما این تغییر را ممکن میدانیم؛ مثل اخباری که از حوادث آینده آمده است؛ مگر خبری که ما بدانیم مورد و موضوع آن تغییر نمیکند، پس در این حالت به وقوع آن خبر یقین داریم و به همین جهت بسیاری از موارد که خبر از آنها دادهاند قرین حتمیت شدهاند، بنابراین ما میفهمیم که این اخبار از مواردی است که به هیچ وجه تغییر نمیکند، و دراین موقع قطع و یقین به آن پیدا میکنیم.
(ذکر طرف من العلامات الکائنه قبل خروجهعلیه السلام)
۴۲۳ – اخبرنی الحسین بن عبید اللَّه، عن ابی جعفر محمّد بن سفیان البزوفری، عن احمد بن إدریس، عن علیّ بن محمّد بن قتیبه، عن الفضل بن شاذان النیشابوریّ، عن إسماعیل بن الصباح قال: سمعت شیخاً یذکره عن سیف بن عمیره قال: کنت عند ابی جعفر المنصور فسمعته یقول ابتداء من نفسه:
یا سیف بن عمیره! لا بدّ من مناد ینادی باسم رجل من ولد ابیطالب من السّماء.
فقلت: یرویه احد من النّاس؟
قال: والّذی نفسی بیده فسمع اذنی منه یقول: لا بدّ من مناد ینادی باسم رجل من السّماء.
قلت: یا امیر المومنین إنّ هذا الحدیث ما سمعت بمثله قطّ.
فامّا الکلام فی ولاده صاحب الزّمان وصحّتها فاشیاء اعتباریّه واشیاء إخباریّه فامّا الاعتباریّه فهو انّه إذا ثبت إمامته بما دلّلنا علیه من الاقسام، وإفساد کلّ قسم منها إلّا القول بإمامته ثبت إمامته وعلمنا بذلک صحّه ولادته إن لم یرد فیه خبر اصلاً.
وایضاً ما دلّلنا علیه من انّ الائمّه اثنا عشر یدلّ علی صحّه ولادته، لانّ العدد لا یکون إلّا لموجود.
وما دلّلنا علی انّ صاحب الامر لا بدّ له من غیبتین یوکّد ذلک، لانّ کلّ ذلک مبنی علی صحّه ولادته.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *