اخبار شهادت امام عصر

و یا شهید خواهد شد و پس از آن زنده میشود
۱ / ۴۰۳ – ابی سعید خراسانی میگوید: به محضر امام صادقعلیه السلام عرض کردم: به چه دلیل حضرت صاحبعلیه السلام قائم نامیده شده است؟ حضرت فرمودند: برای اینکه ایشان پس از آن که میمیرد، به امر خداوند متعال قیام خواهد کرد، و به کار بسیار بزرگی اقدام میکند.
۲ / ۴۰۴ – ابی بصیر میگوید که از امام باقرعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: مثل ما در کتاب خداوند – قرآن کریم – مثل صاحب حمار است که خداوند او را یکصد سال میراند و سپس او را زنده کرد.(۲۳۷)
۳ / ۴۰۵ – علی بن خطّاب از موذن مسجد احمر روایت کرده که او گفته است: از امام صادقعلیه السلام پرسیدم: آیا در کتاب خدا مثلی برای قائمعلیه السلام هست؟ حضرت فرمودند: بله فَقالَ: نَعَمْ آیَهُ صاحِبِ الْحِمارِ اَماتَهُ اللَّهُ (مِائَهَ عامٍ)، ثُمَّ بَعَثَهُ.
۴۰۶ – وروی الفضل بن شاذان، عن ابن ابی نجران، عن محمّد بن الفضیل، عن حماد بن عبد الکریم قال: قال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
إِنَّ الْقائِمعلیه السلام إِذا قامَ قالَ النَّاسُ: اَنّی یَکُونُ هذا وَقَدْ بُلِیَتْ عِظامُهُ مُنْذ دَهْرٍ طَوِیلٍ.
فالوجه فی هذه الاخبار وما شاکلها ان نقول: یموت ذکره، ویعتقد اکثر النّاس انّه بلی عظامه، ثمّ یظهره اللَّه کما اظهر صاحب الحمار بعد موته الحقیقیّ.
وهذا وجه قریب فی تاویل هذه الاخبار علی انّه لا یرجع باخبار آحاد لا توجب علماً عمّا دلّت العقول علیه وساق الإعتبار الصحیح إلیه وعضده الاخبار المتواتره الّتی قدمناها
مثل او مانند صاحب حمار است که خداوند او را یکصد سال میراند و سپس زنده نمود.
۴ / ۴۰۶ – حماد بن عبدالکریم میگوید که امام صادقعلیه السلام فرمودند: زمانی که قائمعلیه السلام قیام کند، مردم میگویند از کجا قیام کرده، در حالی که مدّت بسیار طولانی است که استخوانهایش هم پوسیده است.
توجیه این اخبار و نظایر آن این است که میگوییم: مقصود از موت در این اخبار، از بین رفتن ذکر و یاد اوست، نه مردن و فوت ایشان، چون بیشتر مردم معتقد میشوند که او از دنیا رفته و استخوانهایش هم پوسیده است. امّا بعداً خداوند او را ظاهر میکند، درست مثل ظاهر کردن صاحب حمار که خداوند پس از اینکه او حقیقتاً از دنیا رفته بود، زندهاش فرمود.
این توجیه در تاویل اخبار دور نیست، بلکه نزدیک است. علاوه بر اینکه همگی خبر واحد هستند و موجب علم نمیشوند، پس به سبب آنها، از اعتقادی که عقلها به آن دلالت کرده، و اعتبار صحیح ما را به سوی آن کشیده و به اخبار متواتره هم که قبلاً ذکر کردیم بل الواجب التوقّف فی هذه والتمسّک بما هو معلوم وإنّما تاوّلناها بعد تسلیم صحّتها علی ما یفعل فی نظائرها ویعارض هذه الاخبار ما ینافیها.
۴۰۷ – روی الفضل بن شاذان، عن عبد اللَّه بن جبله، عن سلمه بن جناح الجعفی، عن حازم بن حبیب قال: قال [لی : ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
یا حازِمُ إِنَّ لِصاحِبِ هذَا الْاَمْرِ غَیْبَتَیْنِ یَظْهَرُ فِی الثّانِیَهَ، إِنْ جاءَکَ مَنْ یَقُولُ: إِنَّهُ نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرابِ قَبْرِهِ فَلا تُصَدِّقْهُ.
۴۰۸ – وروی محمّد بن عبد اللَّه الحمیریّ، عن ابیه، عن محمّد بن عیسی، عن سلیمان بن داود المنقریّ، عن ابی بصیر قال: سمعت اباجعفرعلیه السلام یقول:
فِی صاحِبِ هذَا الْاَمْرِ [اَرْبَعُ سُنَنٌ مِنْ اَرْبَعَهِ اَنْبِیاء؛ سُنَّهٌ مِنْ مُوسیعلیه السلام وَسُنَّهٌ مِنْ عِیسیعلیه السلام وَسُنَّهٌ مِنْ یُوسُفَعلیه السلام وَسُنَّهٌ مِنْ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله؛ فَاَمّا سُنَّهٌ مِنْ مُوسیعلیه السلام فَخائِفٌ یَتَرَقَّبُ وَاَمّا سُنَّهٌ
قوت گرفته، نمیتوان عدول کرد. بلکه لازم است که در این اخبار توقف کرده، به اعتقادی که برای ما معلوم شده تمسک کنیم و حال آن که تاویل آنها بعد از آن است که صحّت آنها را قبول کنیم؛ چنان که در تاویل نظایر آنها عادت همین است. علاوه بر این روایاتی است که با این اخبار منافات داشته و با آنها معارضه میکنند؛ ازجمله روایات زیر:
۵ / ۴۰۷ – حازم بن حبیب میگوید: امام صادقعلیه السلام به من فرمودند: ای حازم! برای صاحب این امر دو غیبت هست که در غیبت دوم ظاهر میشوند، اگر کسی آمد و به تو گفت: من دست در خاک قبر او داشتهام [که کنایه از موت حضرت باشد] او را تصدیق نکن.
۶ / ۴۰۸ – ابی بصیر میگوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: در وجود صاحب این امر چهار سنّت از سنّتهای انبیا وجود دارد: سنتی از موسیعلیه السلام، و سنتی از عیسیعلیه السلام، و سنتی از یوسفعلیه السلام، و سنتی از محمّدصلی الله علیه وآله و امّا سنّت و ویژگی موسیعلیه السلام این است که او ترسیده و منتظر است و امّا سنّت و ویژگی یوسفعلیه السلام عبارت است از مِنْ یُوسُفَعلیه السلام فَالْغَیْبَهُ وَاَمّا سُنّهٌ مِنْ عِیسیعلیه السلام فَیُقالُ: ماتَ وَلَمْ یَمُتْ وَاَمّا سُنَّهٌ مِنْ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله فَالسَّیْفُ.
۴۰۹ – وروی الفضل بن شاذان، عن احمد بن عیسی العلویّ، عن ابیه، عن جدّه قال: قال امیر المومنینعلیه السلام:
صاحِبُ هذَا الْاَمْرِ مِنْ وُلْدِی (الَّذِی) یُقالُ: ماتَ، قُتِلَ لا بَلْ هَلَکَ لا بَلْ بِاَیٍ وادٍ سَلَکَ.
و امّا وقت خروجهعلیه السلام فلیس بمعلوم لنا علی وجه التفصیل، بل هو مغیّب عنّا إلی ان یاذن اللَّه بالفرج.
۴۱۰ – کما روی عن النبیّصلی الله علیه وآله [انّه قال:]
لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا إِلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی فَیَمْلاَُ الاَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً.
غیبت و پنهان شدن، و امّا سنّت و ویژگی عیسیعلیه السلام این است که گفته میشود او مرده است در حالتی که نمرده و زنده میباشد، و امّا سنتی که از محمّدصلی الله علیه وآله است، قیام به وسیله شمشیر است.
۷ / ۴۰۹ – احمد بن عیسی علوی، از پدرش، از جدش نقل کرده که گفت: امیرالمومنینعلیه السلام فرمودند: صاحب این امر از فرزندان من است که دربارهاش گفته میشود: مرده، یا کشته شده، یا نه بلکه به هلاکت رسیده، یا اینکه معلوم نیست به سمت کدامین سرزمین رفته است.(۲۳۸)
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *