ابطال قول افراد بر امام زمان بودن امام صادق

و میگویند: ایشان مهدی موعود است
ما فساد اعتقاد این دسته را نیز قبلاً بیان کردیم؛ اوّل: با استدلال به علم و آگاهی که نسبت به از دنیا رفتن امام صادقعلیه السلام داریم. دوم: اینکه مساله فوت حضرت و صحّت امامت امام کاظمعلیه السلام مشهور است. سوم: به وسیله ادلهای که ثابت کرد، امامت در دوازده امام معیّن است. چهارم: تاکید میکند این مطلب را صحّت و وصیت ایشان به کسی که به او وصیت کردند. پنجم: همانگونه که از ظواهر امر معلوم است.
۱۶۱ – اخبرنا جماعه، عن ابی جعفر محمّد بن سفیان البزوفری، عن احمد بن إدریس، عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن جمیل بن صالح، عن هشام بن احمر، عن سالمه مولاه ابی عبد اللَّهعلیه السلام قالت: کنت عند ابی عبد اللَّه جعفر بن محمّدعلیه السلام حین حضرته الوفاه واغمی علیه فلمّا افاق قال:
اعْطُوا الْحَسَنَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ – وَهُوَ الاَفْطَسُ – سَبْعِینَ دیناراً، وَاعطُوا فُلاناً کَذا وَفُلاناً کَذا.
فَقُلْتُ: اَ تُعْطِی رَجُلاً حَمَلَ عَلَیْکَ بِالشَّفْرَهِ یُرِیدُ اَنْ یَقْتُلَکَ؟
قالَ: تُرِیدِینَ اَنْ لا اَکُونَ مِنَ الّذِینَ قالَ اللَّه – عزّوجلّ -: «وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما اَمَرَ اللَّهُ بِهِ اَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ»
۱ / ۱۶۱ – هشام بن احمر از سالمه کنیز امام صادقعلیه السلام نقل میکند که گفت: در هنگام رحلت و شهادت امام صادقعلیه السلام در محضر حضرت بودم که به امام حالت غش دست داد، پس از آنکه به حال عادی برگشت، فرمود: به حسن بن علی بن الحسین – یا همان حسن افطس – هفتاد دینار بدهید و به فلانی فلان مبلغ و فلان شخص فلان مبلغ بدهید.
عرض کردم: میخواهید به مردی مال عطا کنید که با دشنه به شما حمله کرده و قصد کشتن شما را داشت؟
فرمودند: میخواهید من از کسانی نباشم که خداوند درباره آنها فرموده است:
«و کسانی که پیوندهایی را که خداوند به آن امر کرده بر قرار میدارند و از پروردگارشان میترسند و از بدی و سختی حساب [روز قیامت] بیم دارند.» (۱۲۵)
نَعَمْ، یا سالِمَه! إِنَّ اللَّهَ تَعالی خَلَقَ الْجَنَّهَ فَطَیَّبَها وَطَیَّبَ رِیحَها، وَإِنَّ رِیحَها لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ اَلْفَیْ عامٍ، وَلا یَجِدُ رِیحَها عاقٍّ وَلا قاطِعِ رَحِمٍ.
۱۶۲ – وروی ابوایّوب الخوزی قال: بعث إلیّ ابوجعفر المنصور فی جوف اللیل فدخلت علیه وهو جالس علی کرسیّ، وبین یدیه شمعه وفی یده کتاب، فلمّا سلّمت علیه رمی الکتاب إلیّ وهو یبکی وقال:
هذا کتاب محمّد بن سلیمان یخبرنا انّ جعفر بن محمّد قد مات، فإنّا للَّه وإنّا إلیه راجعون – ثلاثاً – واین مثل جعفر؟! ثمّ قال لی: اکتب فکتبت صدر الکتاب، ثمّ قال: اکتب إن کان (قد) اوصی إلی رجل بعینه فقدّمه واضرب عنقه.
قال: فرجع الجواب إلیه: إنّه قد اوصی إلی خمسه احدهم ابو جعفر المنصور، ومحمّد بن سلیمان، وعبد اللَّه وموسی ابنی جعفر، وحمیده.
بله ای سالمه! خداوند عزّوجلّ بهشت را آفرید و آن را پاکیزه و خوشبو کرد، چنانکه بوی بهشت از فاصله دو هزار سال به مشام میرسد، ولی این بوی خوش به مشام عاق والدین و قطع کننده رحم نمیرسد.
۲ / ۱۶۲ – ابوایوب خوزی گفته که ابو جعفر منصور دوانیقی در نیمه شب به دنبال من فرستاد، وقتی پیش او رسیدم، دیدم که روی تخت نشسته و جلویش شمعی روشن است و نامهای هم در دستش میباشد. وقتی به او سلام کردم، نامه را به طرفم پرتاب کرده و در حالی که گریه میکرد، گفت: این نامه محمّد بن سلیمان است، به ما خبر داده که جعفر بن محمّد [امام صادقعلیه السلام] از دنیا رفته است و سه مرتبه گفت: إنا للَّهِ و إنا إلیه راجعون، کجا مثل جعفر پیدا میشود!
بعد منصور به من گفت: بنویس، من هم صدر نامه را نوشتم. بعد گفت: بنویس اگر او به شخص معینی وصیت کرده و وصی خود قرار داده گردنش را بزن.
جواب نامه آمد که امام صادقعلیه السلام به پنج نفر وصیت کرده است: یکی از آنان ابو جعفر منصور دوانیقی است، بعد محمّد بن سلیمان، و عبداللَّه و موسی دو پسرش، و حمیده همسرش.
فقال المنصور: لیس إلی قتل هولاء سبیل.
واما الواقفه الّذین وقفوا علی موسی بن جعفرعلیه السلام وقالوا هو المهدیّ؛
فقد افسدنا اقوالهم بما دلّلنا علیه من موته، واشتهار الامر فیه، وثبوت إمامه ابنه الرّضاعلیه السلام، وفی ذلک کفایه لمن انصف.
وامّا المحمّدیّه الّذین قالوا بإمامه محمّد بن علیّ العسکری، وانّه حیّ لم یمت؛
فقولهم باطل لما دلّلنا به علی إمامه اخیه الحسن بن علیّ ابی القائمعلیه السلام وایضاً فقد مات محمّد فی حیاه ابیهعلیه السلام موتاً ظاهراً، کما مات ابوه وجدّه، فالمخالف فی ذلک مخالف فی الضرورات.
منصور با شنیدن جواب گفت: راهی برای کشتن این پنج نفر نیست.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *