کلام خواجه محمد پارسا در طول عمر امام زمان

محمّد بن محمّد بن محمود الحافظی البخاری که معروف است به خواجه محمّد پارسا و ملّا جامی در نفحات الانس(۱۴۰۱) او را مدح بلیغ نموده، در کتاب فصل الخطاب(۱۴۰۲) گفته:
چون گمان کرد ابوعبداللَّه جعفر بن ابی الحسن علی الهادی علیه السلام که فرزندی برای برادرش ابی محمّد حسن عسکری علیه السلام نیست و ادّعا کرد که برادرش حسن عسکری علیه السلام امامت را در او قرار داد، نامیده شد کذّاب و عقب از ولد جعفر بن علی در علی بن جعفر است و عقب این علی در سه نفر است؛ عبداللَّه و جعفر و اسماعیل.
امّا ابومحمّد حسن عسکری علیه السلام فرزندش محمّد معلوم است درنزد خاصّه اصحاب او وثقات اهل او.
آن گاه مختصری از حدیث حکیمه خاتون را نقل کرده و در آخر آن گفته که حضرت عسکری علیه السلام فرمود: «ای عمّه! ببر این فرزند را به نزد مادرش!»
پس او را بردم و به مادرش برگرداندم.
حکیمه گفت: پس آمدم نزد ابی محمّد حسن عسکری علیه السلام. پس دیدم آن مولود را که در پیش روی اوست و بر او جامه زردی است و آن قدر بها و نور داشت که قلب مرا ماخوذ داشت.
پس گفتم: ای سیّد من! آیا در نزد شما علمی هست در این مولود مبارک؟ پس آن را القا فرمایی به من! فرمود: «ای عمّه! این است، آن که باید انتظار او را داشت. این است، آن که ما را به او بشارت دادند.»
حکیمه گفت: پس من به سجده افتادم برای شکر خداوند بر این مژده.
گفت: آن گاه تردّد می کردم نزد ابی محمّد حسن عسکری علیه السلام. پس او را نمی دیدم. پس روزی به او گفتم: ای مولای من! چه کردی با سیّد و منتظر ما؟
فرمود: «سپردیم او را به کسی که سپرد مادر موسی به او، پسر خود را.»
ابن عربی مالکی با آن همه نصب و عداوتی که با امامیّه دارد، حتی در مسامره، خود می گوید: رجبیون، جمعی از اهل ریاضت اند در ماه رجب که اثر کشف ایشان این است که رافضیان را به صورت خوک می بینند، در باب سی صد و شصت و شش از فتوحات خود می گوید: «و بدانید که لابد است از خروج مهدی علیه السلام لکن بیرون نمی آید تا آن که پر شود زمین از جور و ظلم. پس پر می کند آن را از قسط و عدل و اگر نماند از دنیا مگر یک روز، خداوند طولانی می کند آن روز را تا آن که خلافت کند این خلیفه و او از عترت رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم، از فرزندان فاطمه جدّ او حسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام است و والد او حسن عسکری علیه السلام است، پسر امام علی نقی، پسر امام محمّد تقی، پسر امام علی الرضا، پسر امام موسی الکاظم، پسر امام جعفر الصادق، پسر امام محمّد الباقر، پسر امام زین العابدین علی، پسر امام حسین، پسر علی بن ابی طالب علیهم السلام.» تا آخر کلام که شرحی است از اوصاف و حالات خروج آن جناب.
گذشت در باب چهارم با ذکر جماعتی دیگر از اهل سنّت که موافق اند در این رای و طریقه با معاشر امامیّه.
امّا رابعاً:
پس آن چه ابن حجر گفته که غیبت آن جناب در این مدت مدیده از خوارق عادات است و بعید است که پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم از آن خبر ندهد و ذکر آن اولی است از سایر صفات، پس واضح البطلان است، چه سکوت از ذکر و وصفی هر چند اولی باشد به جهت حکمتی، مضر نیست به سایر صفات که فرموده و منطبق است بر آن جناب.
و از کجا معلوم کرده که حضرت نبوی از این صفت خبر نداده، به مجرد ندیدن خود؟
شاید فرمود و نقل نشد، مثل بسیار از چیزها که یقین داریم فرموده و به ما نرسیده یا نقل شده و به او نرسیده. چه هر کسی واقف نشده بر تمام منقول از آن جناب به جهت کثرت ناقلین و تشتّت بلاد و اختلاف میل ها، یا نقل شده و پنهان کردند همان اشخاص که اخبار موضوعه جعل می کردند، چه آن غرضی که در وضع اخبار داشتند از حبّ شخصی یا بغض او یا جلب دنیا یا عداوت دین یا غیر آن، از هر دو کار حاصل می شود.
و حق در جواب آن که:
هم صریحاً خبر از غیبت دادند و در ضمن صفات مهدی علیه السلام فرمودند که: او غایب می شود مدّتی مدید تا آن که گفته می شود که مُرد و هلاک شد.(۱۴۰۳)» در بعضی اخبار تصریح فرمودند: او را دو غیبت است: یکی اطول از دیگری است.(۱۴۰۴)
و هم، ضمناً در جمله اخبار متواتره، که خبر دادند که مهدی علیه السلام نهم از اولاد امام حسین علیه السلام است.(۱۴۰۵)
با ملاحظه آن چه وارد شده در کتب فریقین که خروج آن حضرت در آخر الزمان است و این که کسی او را به ظاهر نمی بیند، پس از تعیین نسب و خروج در آخرالزّمان، بیان وافی از غیبت آن جناب فرمودند.
امّا آن چه گفته او و غیر او، که غیبت در این مدّت از خوارق عادات است؛ پس جواب از آن معلوم شد. و ما حسب وعده ای که دادیم که اسامی بعضی از معمّرین را ذکر نماییم بی تطویل، به جهت رفع استبعاد عوام عامّه، وفا کرده و می گوییم:
برگرفته از کتاب نجم الثاقب نوشته آقای حاج میرزا حسین طبرسی نوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *