زنده شدن مردگان در روز قیامت

اعتقاد به معاد، یکی از اصول دین ماست و گمان نمی کنم، مسلمانی پیدا شود که به قرآن و اسلام ایمان داشته باشد؛ ولی به معاد و زنده شدن مرده ها در روز قیامت معتقد نباشد. با اینکه صدها آیه، روایت و دلایل عقلی بر آن تصریح می کنند.
ما نمی خواهیم درباره معاد، به طور مفصل صحبت کنیم؛ ولی خلاصه ای از آن را بیان می کنیم:
مسلمین با تمام مذاهبشان، اتفاق نظر دارند بر اینکه خدای متعال، اولین بندگان و آخرین آنها را در روز قیامت زنده خواهد کرد حتی جنینی که از شکم مادرش به صورت مرده سقط شده است را نیز زنده خواهد نمود.
خداوند عزوجل می فرماید:«وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» «و همه را از قبرها برمی انگیزیم و یکی را رها نمی کنیم.»(۶۲۸)
شاید بسیاری از اهل ادیان، شرایع و ملت ها در این عقیده با مسلمانان شریک باشند؛ در این زمانه، زنده شدن مردگان در روز قیامت از امور مسلّم و قطعی نزد مسلمانان و احتمالاً نزد غیر مسلمانان به حساب می آید.
بله! مشرکان و ملحدان، برانگیخته شدن در روز قیامت را انکار می کنند و می گویند:«ءَإِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً ءَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ» «آیا آن هنگام که مُردیم و خاک و استخوان شدیم؛ ما برانگیخته می شویم یا پدران پیشین ما.»(۶۲۹)
ما فعلاً در مقام رد ادعای این گروه نیستیم و فقط سؤال این است که:
آیا خداوند، کسی را قبل از روز قیامت زنده کرده است؟
هر کسی به معاد و به اینکه خدای متعال، تمامی مخلوقات را روز قیامت زنده خواهد کرد، ایمان داشته باشد برای او مشکل نیست که ایمان بیاورد، خداوند بر انجام هر چیزی تواناست و خدای سبحان می تواند، بعضی از بندگانش را زنده کند، همان طور که می تواند، تمام بندگانش را زنده نماید و عقل، مانعی از قبول این مطلب نمی بیند و آن را ناممکن و محال نمی داند؛ اما قرآن کریم از زنده شدن مرده ها به دفعات متعدد، خبر داده است که در ادامه به بعضی از این آیات اشاره می کنیم؛ همین مقدار برای منصفان کافی است.
اما برای معاندان:«وَإِن یَرَوْا کُلَّ آیَهٍ لَّا یُؤْمِنُوا بِها» «و اگر هر نشانه ای را ببینند به آن ایمان نمی آورند.»
آیه اوّل: «وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ * فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَی وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» «و هنگامی که یک نفر را کشتید و یکدیگر را متهم کردید؛ آنچه را مخفی می کنید، خداوند آشکار می نماید؛ پس گفتیم قسمتی از آن را به مرده بزنید؛ این چنین خداوند، مردگان را زنده می کند و نشانه هایش را به شما نشان می دهد، شاید تعقل کنید.»(۶۳۰)
تفسیر
«و هنگامی که یک نفر را کشتید»، خطاب به بنی اسرائیل است برای اینکه یکی از آنها، یک نفر از نزدیکانش را کشت و جسد مرده را بر سر راه شخصی از بنی اسرائیل گذاشت؛ سپس قاتل از او، خون خواهی کرد و از حضرت موسی بن عمران علیه السلام پرسیدند: قاتل کیست؟
این معنای سخن خدای متعال است که: «و همدیگر را متهم کردید» یعنی درباره آن مرده و قاتلش، اختلاف نظر داشتید.
حضرت موسی بن عمران علیه السلام به آنها دستور داد تا گاوی را سر ببرند و در نهایت گاو را سر بریدند؛ «پس گفتیم که قسمتی از اعضای گاو را به مرده بزنید»، یعنی بعضی از اعضای گاو ذبح شده (با اختلافی که بین مفسران بر سرِ آن عضو وجود دارد) را به مرده بزنید؛ قسمتی از آن را به آن مقتول زدند و او زنده شد، برخاست و گفت: فلانی مرا کشت. سپس دوباره مُرد: «این چنین خداوند، مرده ها را زنده می کند و نشانه هایش را به شما نشان می دهد، شاید تعقل کنید.»
منظور این است که خدای متعال، آن مقتول بنی اسرائیلی را در این دنیا و قبل از روز قیامت زنده کرد.
آیه دوم: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوْا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ» «آیا آنهایی که از خانه هایشان – در حالی که هزاران تن بودند – از ترس مرگ خارج شدند، خدا به آنها فرمود: بمیرید؛ سپس آنها را زنده کرد؛ همانا خداوند در حق بندگان، فضل بسیار دارد، ولی بیشتر مردم سپاسگذار نیستند.»(۶۳۱)
تفسیر
این آیه درباره قوم بنی اسراییل سخن می گوید که از طاعونی که بر سرزمینشان آمده بود، فرار کردند و مفسران در تعداد آنها اختلاف دارند، بعضی گفته اند: سه هزار نفر بودند و بعضی: چهل هزار و برخی: هفتاد هزار نفر نیز گفته اند که از شهرهایشان به سبب ترس از طاعون و وبا فرار کردند و خداوند، آنها و حیواناتشان را از بین برد، بدن هایشان تکه تکه شد و اعضایشان از هم متلاشی گشت؛ در آن روز، حزقیل، پیامبر خدا بر آنها عبور کرد و از خدای متعال درخواست کرد که آنها را زنده کند و خداوند هم، آنها را زنده کرد، همان طوری که آیه شریفه به این مطلب تصریح می کند.
آیه سوم: «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یُحْیِیْ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِاْئَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِاْئَهَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامَکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ» «یا مانند آنکه به دهکده ای گذر کرد که خراب شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند، چگونه این مردگان را زنده خواهد کرد؟! پس خداوند او را صد سال میراند؛ سپس او را برانگیخت و به او فرمود: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا قسمتی از یک روز. فرمود: نه، بلکه صد سال درنگ کردی، پس نگاه به غذا و نوشیدنی ات بکن که تغییر نکرده، به الاغت نگاه کن، و تو را نشانه ای برای مردم قرار می دهیم و به استخوان ها نگاه کن که چگونه آنها را با گوشت می پوشانیم؛ چون این کار بر او روشن گشت، گفت: به یقین می دانم که خداوند بر هر چیزی قادر است.»(۶۳۲)
تفسیر
منظور ما در این جا، تفسیر کامل آیه نیست؛ بلکه بیان مواردی است که خدای متعال بعضی از بندگانش را زنده کرده، به زندگانی دنیا برگردانده است؛ با وجود اختلاف در نام ایشان، او بر دهکده ویران شده ای عبور کرد، یعنی بنای آن، خراب شده، خانه ها به علت خالی شدن از سکنه، ویران شده بودند.
گفته شده: آن روستایی است که اهل آن در حالی که هزاران نفر بودند به علت ترس از مرگ از آن بیرون آمده بودند.
گفته شده: منظور خداوند از «دهکده» اهل روستاست، یعنی بر اهل روستا عبور کرد در حالی که استخوان های آنها، تکه، تکه و متلاشی شده بود.
پس گفت: چگونه خداوند اینها را بعد از مرگشان زنده می کند؟! یعنی با حالت تعجب سؤال کرد، نه با حالت انکار… گفت: چگونه خداوند این مرده ها را زنده می کند؟!
«خداوند او را صد سال میراند» و صد سال مرده باقی ماند؛ «سپس او را برانگیخت» خداوند او را زنده کرد و ندایی از آسمان شنید: «چقدر درنگ نمودی؟» یعنی چقدر در این مکان خوابیدی؟ «گفت: یک روز یا کمتر از یک روز درنگ نمودم.»
برای اینکه او، اوّل روز مُرد و آخر روز زنده شد؛ البته بعد از ۱۰۰ سال و به همین دلیل گفت: کمتر از یک روز.
آیه چهارم: «وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّی نَرَی اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْنَاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» «و هنگامی که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمی آوریم تا اینکه خداوند را آشکارا ببینیم؛ پس شما را صاعقه ای گرفت در حالی که شما همین طور نگاه می کردید؛ سپس شما را بعد از مرگتان برانگیختیم، شاید سپاسگذاری کنید.»(۶۳۳)
تفسیر:
این قصه در دو جای قرآن کریم آمده است: اوّل در سوره بقره که گذشت و دوم در سوره نساء، آیه ۱۵۳: «فَقالُوا أَرِنا اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْهُمُ الصّاعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ» «پس گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده و صاعقه به سبب ظلمشان آنها را در برگرفت.»
خلاصه داستان: یهود به موسی بن عمران علیه السلام گفتند: هرگز به تو ایمان نمی آوریم! یعنی تو را در نبوت تصدیق نمی کنیم «تا اینکه خدا را آشکارا ببینیم»، یعنی به صورت عیان و علنی «پس صاعقه آنها را در برگرفت و آنها همین طور نگاه می کردند»، یعنی به آتشی که آنها را می سوزاند.
«سپس شما را برانگیخت»؛ خدای متعال بعد از مرگشان آنها را – که هفتاد مرد بودند – زنده کرد و به این دنیا بازگشتند و برای مدتی زندگی کردند.
این آیه هم، داستان قومی را که مردند و سپس خدای متعال، قبل از قیامت آنها را زنده کرد برای ما حکایت می کند.
آیه پنجم:«وَرَسُولًا إِلَی بَنِی إِسْرَ ءِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُم بِایَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّینِ کَهَیَْهِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ» «و او را به رسالت به سوی بنی اسراییل فرستادیم که من به نشانه ای از پروردگارتان پیش شما آمدم که از گِل، شکل پرنده می سازم و در آن روح می دمم و پرنده ای به اذن خدا می شود و کور مادر زاد و مبتلا به پیسی را شفا می دهم و مرده ها را به اذن خدا زنده می کنم».
تفسیر
بیان زنده کردن مردگان از سوی عیسی بن مریم علیه السلام در دو جای قرآن کریم آمده است: اوّل در سوره آل عمران، آیه ۴۹ – که ما آن را بیان کردیم و دوم در سوره مائده، آیه ۱۱۰:
«وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونَ طَیْراً بِإِذْنِی وَتُبْرِئ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَی بِإِذْنِی» «و هنگامی که از گِل، مجسمه پرنده ای می ساختی و در آن می دمیدی و به اذن من پرنده می شد و کور مادر زاد و پیسی گرفته را به اذن من شفا می دادی و مرده ها را به اذن من زنده می کردی».
در این دو آیه می بینید که عیسی بن مریم علیه السلام مرده ها را به اذن خداوند زنده می کرد و حتی گفته شده: او سام بن نوح را با وجود اینکه سده های زیادی از وفاتش می گذشت، زنده کرد.
منظور این است که خدای سبحان، تعدادی را به دعای عیسی علیه السلام، قبل از روز قیامت زنده کرد.
آیا این آیات روشن هستند؟ آنها را برای نمونه بر زنده شدن مرده ها، قبل از قیامت بیان کردیم و گمان نمی کنم، کسی در این آیات – که بر این موضوع تصریح می کنند – شک نماید.
روایات و احادیث صحیحی که از زنده شدن مرده ها به دست انبیای پیشین سخن می گویند، فراوان هستند؛ گروهی از این احادیث را می بینید که به زنده شدن مرده ها به دعای رسول خداصلی الله علیه وآله و بعضی از ائمه طاهرین علیهم السلام تصریح می کنند و اگر به دلیل رعایت اختصار نبود، بعضی نمونه ها را بیان می کردیم.
همه اینها، دلیل بر این است که زنده شدن مرده ها، قبل از روز قیامت امکان دارد و محقق هم شده است.
برگرفته از کتاب از تولد تا بعد از ظهور نوشته آقای سید محمد کاظم قزوینی موسوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *