رد کسانی که معتقدند امام حسن عسکری از دنیا نرفته

اعتقاد اینها که میگویند امام حسن نمرده و زنده است بلکه او مهدی است؛ باطل است به جهت اینکه همانگونه که مرگ پدران ایشان را میدانیم، از شهادت آن حضرت هم اطلاع داریم و راه مباحثه و منازعه با اینها یکی است [که قبلاً هم متذکر شدهایم]. علاوه بر این قائلین به این اعتقاد از بین رفته و منقرض شدهاند، در حالی که اگر حقّ بودند نمیبایست منقرض میشدند.
روایت زیر نیز دلالت بر صحّت شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام دارد:
۱ / ۱۸۱ – سعد بن عبداللَّه اشعری میگوید: از احمد بن عبیداللَّه بن خاقان که مامور خلیفه در شهر قم بود، حدیثی طولانی را شنیدم که مختصرش این است: وقتی که ابومحمّد حسن بن علیعلیهما السلام مریض شد، پیکی را نزد پدرم فرستاد که ابن رضا مریض شده است. پدرم سوار مرکب شده و به دارالخلافه رفت، و سپس با عجله و همراه با پنج نفر از خادمان خاص و مورد اعتماد خلیفه(۱۳۵) ازجمله نحریر، برگشت. به آنها دستور داده و تعرّف خبره و حاله، وبعث إلی نفر من المتطبّبین فامرهم بالاختلاف إلیه وتعهده صباحاً ومساءً.
فلمّا کان بعد یومین اخبر انّه قد ضعف، فرکب حتّی نظر إلیه، ثمّ امر المتطبّبین بلزومه، وبعث إلی قاضی القضاه فاحضره مجلسه، وامره ان یختار من اصحابه عشره، فبعث بهم إلی دار ابی محمّد وامرهم بلزومه لیلاً ونهاراً.
فلم یزالوا هناک حتّی توفّیعلیه السلام لایّام مضت من شهر ربیع الاوّل سنه ستین ومائتین فصارت سرّ من رای ضجّه واحده «مات ابن الرضا».
ثمّ اخذوا فی تهیئته وعطلت الاسواق ورکب ابی وبنو هاشم وسائر النّاس إلی جنازته، وامر السلطان اباعیسی بن المتوکّل بالصلاه علیه، فلمّا وضعت الجنازه دنا ابوعیسی
بود که مراقب منزل ابیمحمّد باشند و از اخبار و حال ایشان اطلاع حاصل کنند، و دنبال چند نفر از اطبا و کسانی که اطلاع از طبابت داشتند فرستاد و دستور داد که به خانه ابی محمّد رفت و آمد کرده، و صبح و شب مراقب او باشند.
دو روز که گذشت خبر رسید که ایشان ضعیف شدهاند، پس پدرم سوار شده محضر حضرت رفت. با دیدن ایشان به اطبا دستور داد که بیشتر مراقبت کنند، و به نزد قاضی القضات فرستاد و او را حاضر کرده، و به او دستور داد که ده نفر از اصحاب و یارانش انتخاب کرده و به خانه ابی محمّد بفرستد و به آنها هم دستور داد که شب و روز مواظب باشند. این افراد دائماً آنجا بودند تا اینکه حضرت چند روز گذشته از ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ ه.ق از دنیا رفته و به شهادت رسید و شهر سرّ من رای یکپارچه فریاد و ناله شد که «ابن الرضا از دنیا رفت».
بعد آماده تجهیز و تشییع جنازه امام شدند، بازارها تعطیل شد، پدرم با بنیهاشم و مردم برای تشییع حضرت رفتند، خلیفه به ابا عیسی بن متوکل دستور داد تا به پیکر مطهر امام نماز بخواند. وقتی که جسد را روی زمین گذاشتند، ابو عیسی جلو آمده فکشف عن وجهه وعرضه علی بنی هاشم من العلویّه والعباسیّه والقوّاد والکتّاب والقضاه والفقهاء المعدّلین وقال:
هذا الحسن بن علیّ بن محمّد بن الرضا مات حتف انفه علی فراشه، حضره من خدم امیر المومنین من ثقاته فلان وفلان وفلان، ثمّ غطّی وجهه، وصلّی علیه وکبّر علیه خمساً وامر بحمله فحمل من وسط داره، ودفن فی البیت الّذی دفن فیه ابوه.
و کفن را از روی چهره برداشت و به بنیهاشم و علوی ها و هم عباسیها و بزرگان و نویسندگان و قضات و فقهای معتدل نشان داده و گفت: این حسن بن علی بن محمّد بن الرضا است که در بستر خود به مرگ طبیعی از دنیا رفته است و فلانی و فلانی و فلانی از خدام مورد اطمینان خلیفه شاهد مرگ او بودهاند. بعد صورت را پوشاند و با پنج تکبیر بر پیکرش نماز خواند و دستور داد که جنازه را حمل کردند، از وسط خانه امام را برداشته و در خانهای که پدرشان دفن شده بود ایشان را دفن کردند.(۱۳۶)
وامّا من قال: انّ الحسن بن علیّعلیه السلام یعیش بعد موته، وانّه القائم بالامر، وتعلّقهم بما روی عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام انّه قال: «إنّما سمّی القائم [قائماً] لانّه یقوم بعد ما یموت.
فقوله باطل بما دلّلنا علیه من موته، وادّعاوهم انّه یعیش (یحتاج إلی دلیل، ولو جاز لهم ذلک لجاز ان تقول الواقفه إنّ موسی بن جعفرعلیه السلام (یعیش) بعد موته علی انّ هذا یودّی
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *