رد سایر فرقه ها قائل به امامت غیر ولی عصر

و امّا کسانی از فرقههای دیگر که، قائل به امامت غیر امام زمانعلیه السلام شدهاند؛ مثل محمّد بن علیّ بن محمّد بن علیّ الرضاعلیهم السلام، والفطحیّه القائله بإمامه عبد اللَّه بن جعفر بن محمّد الصادقعلیهما السلام وفی هذا الوقت بإمامه جعفر بن علیّ.
(و) کالفرقه القائله إنّ صاحب الزّمان حمل لم یولد بعد.
وکالذین قالوا إنّه مات، ثمّ یعیش.
وکالذین قالوا بإمامه الحسنعلیه السلام وقالوا هو الیقین، ولم یصحّ لنا ولاده ولده، فنحن فی فتره.
فقولهم ظاهر البطلان من وجوه:
احدها: انقراضهم فإنّه لم یبق قائل یقول بشیء من هذه المقالات ولو کان حقّاً لما انقرض.
«محمّدیه» که اعتقاد به امامت «محمّد بن علی بن محمّد بن علی الرضاعلیه السلام» (۵۶) [فرزند امام هادیعلیه السلام] داشتند.
و فرقه فطحیه که قائل به امامت «عبداللَّه بن جعفر بن محمّد الصادقعلیه السلام» [فرزند امام صادقعلیه السلام] بوده و در زمان ما(۵۷) معتقد به امامت جعفر بن علی [جعفر کذّاب] هستند.
و فرقهای که قائلند صاحب الزمانعلیه السلام حمل بوده و هنوز متولد نشده است.
و فرقهای که میگویند آن حضرت از دنیا رفته و بعداً زنده خواهد شد.
و فرقهای که اعتقاد به امامت امام عسکریعلیه السلام داشته و میگویند امامت خود آن حضرت یقینی است ولی ولادت فرزندشان از نظر ما، ثابت نیست [و ممکن است که ایشان فرزندی نداشته باشد] و ما فعلاً در دوران فترت هستیم [بنابراین تا ایشان بیاید توقف میکنیم.]
اعتقاد همه این فرقهها باطل است و بطلان آنها با توجّه به دلایلی روشن است:
از جمله این است که تمام این فرقهها و همچنین اعتقادشان منقرض شده و هیچ کس که قائل به این اعتقادات خرافی باشد، وجود ندارد پس اگر این فرق حقّ بودند منقرض نمیشدند.
ومنها انّ محمّد بن علیّ العسکری مات فی حیاه ابیه موتاً ظاهراً والاخبار فی ذلک ظاهره معروفه، من دفعه کمن دفع موت من تقدّم من آبائهعلیهم السلام.
۸۴ – فروی سعد بن عبد اللَّه الاشعری، قال: حدّثنی ابوهاشم داود بن القاسم الجعفری، قال:
کُنْتُ عِنْدَ اَبِی الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیّعلیه السلام وَقْتَ وَفاهِ ابْنِهِ اَبِی جَعْفَرٍ، وَقَدْ کانَ اَشارَ إِلَیْهِ وَدَلَّ عَلَیْهِ وَإِنِّی لاَُفَکِّرُ فِی نَفْسِی وَاَقُولُ هذِهِ قِصَّهُ [اَبِی] إِبراهِیمَعلیه السلام وَقِصَّهُ إِسْماعِیلَ. فَاَقْبَلَ عَلَیَّ اَبُوالْحَسَنعلیه السلام وقالَ: نَعَمْ یا اَباهاشِم، بَدا للَّهِِ فی اَبِی جَعْفَرٍ وَصَیَّرَ مَکانَهُ اَبامُحَمَّدٍ کَما بَدا لَهُ فِی
و از جمله این که «محمّد بن علی عسکری» در زمان حیات پدر بزرگوارش امام هادیعلیه السلام علنی [و به صورتی که خیلیها متوجّه شدند] از دنیا رفت و اخبار هم در این مورد، معروف و مشهور است و کسی که مرگ او را انکار کند مثل این است که مرگ پدران ایشان را انکار کند.
۱ / ۸۴ – ابو هاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: در محضر مبارک ابو الحسن عسکری [امام هادی]علیهما السلام بودم، آن هم درست در زمانی که فرزندش ابی جعفر از دنیا میرفت، حضرت به او اشاره میکرد و راهنمایی به سمت او میفرمودند [تا فرزندشان را که از دنیا رفته ببینیم]. من با خودم گفتم این همان قصه ابو ابراهیم [امام کاظمعلیه السلام]و اسماعیل [ابن جعفر] است [که وقتی اسماعیل از دنیا رفت امام صادقعلیه السلام مرگ او را علنی اعلام کردند تا کسی نگوید اسماعیل و یا اولادش امام هستند].
پس امام هادیعلیه السلام به من نزدیک شده و فرمودند: بله، ای ابا هاشم! برای خداوند در مورد ابی جعفر(۵۸) بداء حاصل شد و خداوند به جای او ابا محمّد را قرار داد؛ چنانکه در مورد اسماعیل [پسر امام صادقعلیه السلام] پس از آن که امام صادقعلیه السلام به طرف او دلالت إِسْماعِیلَ بَعْد ما دَلَّ عَلَیْهِ ابُوعَبْدِ اللَّهعلیه السلام وَنَصَبَهُ وَهُوَ کَما حَدَّثَتْکَ نَفْسَکَ وَإِنْ کَرِهَ الْمُبْطِلُونَ، اَبُومُحَمَّدٍ ابْنِی الْخَلَفُ مِنْ بَعْدِی، عِنْدَهُ ما تَحْتاجُونَهُ إِلَیْهِ، وَمَعَهُ آلَهُ الْإِمامَهِ وَالْحَمْدُ للَّهِِ.
و راهنمایی کرد و او را [به جانشینی نصب کرده بود چنین شد، همان طوری که تو با خودت گفتی، اگرچه برای اهل باطل ناخوشایند باشد، پسرم ابو محمّد جانشین من است و هرچه جامعه شیعه نیاز داشته باشد. در اختیار دارد و نشانههای امامت هم همراه او است. والحمدللَّه.(۵۹)
والاخبار بذلک کثیره وبالنصّ من ابیه علی ابی محمّدعلیه السلام لا نطوّل بذکرها الکتاب، وربما نذکر طرفاً منها فیما بعد إن شآء اللَّه تعالی.

وامّا ما تضمّنه الخبر من قوله: «بدا للَّه فیه» معناه بدا من اللَّه فیه، وهکذا القول فی جمیع ما یروی من انّه بدا للَّه فی إسماعیل، معناه انّه بدا من اللَّه، فإنّ النّاس کانوا یظنّون فی إسماعیل بن جعفر انّه الإمام بعد ابیه، فلمّا مات علموا بطلان ذلک وتحقّقوا إمامه موسیعلیه السلام، وهکذا کانوا یظنّون إمامه محمّد بن علیّ بعد ابیه، فلمّا مات فی حیاه ابیه علموا بطلان ما ظنّوه.
در این زمینه خصوصاً اخبار و روایات نصّ صریح از پدر امام حسن عسکریعلیهما السلام برایشان بسیار زیاد است که کتاب را با ذکر آن روایات طولانی نمیکنیم. البته تعداد کمی از آنها را بعداً ذکر خواهیم کرد ان شاء اللَّه.
امّا آنچه که ضمن خبر آمده و گفته است: «بدا للَّه فیه» معنایش این است که «بداء» از جانب خداوند در آن امر به وجود آمده(۶۰) و همچنین در تمام مواردی که روایت شده است از این که [بدا للَّه فی اسماعیل] یعنی در مورد اسماعیل برای خدا بداء حاصل شد، معنایش این است که بداء از جانب خدا به وجود آمد. چرا که مردم در مورد «اسماعیل بن جعفر» گمان میکردند که او بعد از پدرش امام است، و وقتی که او از دنیا رفت متوجّه بطلان اعتقادشان شدند و امامت امام کاظمعلیه السلام تحقق پیدا کرد. به همین ترتیب مردم گمان میکردند که پس از امام هادی، فرزندش «محمّد» امام است و زمانی که او در ایّام حیات پدرش از دنیا رفت، همه بطلان آنچه را که میپنداشتند را فهمیدند.
وامّا من قال: (إنّه) لا ولد لابی محمّدعلیه السلام ولکن هاهنا حمل مشهور سیولد فقوله باطل، لانّ هذا یودّی إلی خلوّ الزّمان من إمام یرجع إلیه، وقد بیّنا فساد ذلک، علی انّا سندلّ علی انّه قد ولد له ولد معروف، ونذکر الروایات فی ذلک فیبطل قول هولاء ایضاً.
واما من قال: إنّ الامر مشتبه فلا یدری هل للحسنعلیه السلام ولد ام لا؟ وهو مستمسک بالاوّل حتّی یتحقّق ولاده ابنه، فقوله ایضاً یبطل بما قلناه: من انّ الزّمان لا یخلو من إمام لانّ موت الحسنعلیه السلام قد علمناه کما علمنا موت غیره، وسنبیّن ولاده ولده فیبطل قولهم ایضاً.
و امّا قول کسی که گفته است: «برای امام حسن عسکریعلیه السلام فرزندی متولد نشده است و لی حمل [و بارداری مادرش به] او مشهور است، و به زودی متولد خواهد شد» باطل است؛ چرا که این دیدگاه منجر میشود به این که زمان از وجود امامی که به او رجوع شود خالی باشد و ما فساد این نظریه را بیان کردیم. علاوه بر این به زودی دلیل میآوریم که برای امام حسن عسکریعلیه السلام فرزندی متولد شده است که [ماجرایش]معروف است و روایات این باب را ذکر خواهیم کرد تا قولشان باطل شود.
و امّا کسی که گفته: امر مشتبه شده است؛ یعنی معلوم نیست که برای امام حسن عسکریعلیه السلام فرزندی هست یا نه؟
این شخص به اوّلی تمسک میکند [یعنی بر امامت امام حسن عسکری باقی میماند] تا اینکه ولادت پسرش برای او ثابت شود. این حرف هم بنابر آنچه که ما گفتیم: به این که زمان هرگز خالی از امام نمیماند، باطل میشود به دلیل این که ما نسبت به مرگ امام حسن عسکریعلیه السلام علم داریم، به همان اندازه که به مرگ دیگران علم و اطلاع داریم و به زودی ولادت فرزندش را ثابت میکنیم تا بطلان قول آنان هم معلوم شود.
وامّا من قال: إنّه لا إمام بعد الحسنعلیه السلام، فقوله باطل بما دلّلنا علیه من انّ الزّمان لا یخلو من حجه للَّه عقلاً وشرعاً.
وامّا من قال: إنّ ابامحمّدعلیه السلام مات ویحیی بعد موته، فقوله باطل بمثل ما قلناه، لانّه یودّی إلی خلوّ الخلق من إمام من وقت وفاتهعلیه السلام إلی حین یحییه اللَّه تعالی.
واحتجاجهم بما روی «من انّ صاحب هذا الامر یحیی بعد ما یموت وانّه سمّی قائماً لانّه یقوم بعد ما یموت» باطل لانّ ذلک یحتمل – لو صحّ الخبر – ان یکون اراد بعد ان مات ذکره حتّی لا یذکره إلّا من یعتقد إمامته، فیظهره اللَّه لجمیع الخلق، علی انّا قد بیّنا انّ کلّ إمام یقوم بعد الإمام الاوّل یسمّی قائماً.
امّا کسی که گفته: بعد از امام عسکریعلیه السلام امامت پایان یافته؛ این هم باطل است به همان دلیل که گفتیم: از نظر شرع و عقل، جهان بدون امام نخواهد بود.
امّا کسی که گفته: امام حسن عسکریعلیه السلام از دنیا رفته و پس از مرگش زنده میشود؛ این گفته هم مثل آنچه که گذشت باطل است به جهت این که منجر میشود به این که خلقت و زمین از وقت وفات امام حسنعلیه السلام از وجود امام خالی بوده تا زمانی که خداوند تبارک و تعالی ایشان را زنده کند.
و آن که احتجاج به روایتی کرده که میگوید: «صاحب این امر بعد از آن که میمیرد زنده میشود و به همین دلیل قائم نامیده میشود که بعد از مرگش قیام میکند» [این نحوه استدلال به روایت] اشتباه است؛ چون به فرض که این خبر صحیح باشد احتمال دارد که منظور روایت بعد از مردن نام و یادش در دلها باشد تا جایی که کسی به یاد او نخواهد بود. مگر کسانی که به امامت او ایمان دارند [که تعدادشان هم کم است] و پس از آن خداوند، حضرت را برای جمیع خلق ظاهر میفرماید.
علاوه بر این ما بیان کردیم که هر امامی که پس از امام قبلی بیاید، قائم نامیده میشود.
وامّا القائلون بإمامه عبد اللَّه بن جعفر من الفطحیّه وجعفر بن علیّ، فقولهم باطل بما دلّلنا علیه من وجوب عصمه الإمام، وهما لم یکونا معصومین، وافعالهما الظاهره التی تنافی العصمه معروفه نقلها العلماء، وهی موجوده فی الکتب فلا نطوّل بذکرها الکتاب.
علی انّ المشهور الّذی لا مریه فیه بین الطّائفه انّ الإمامه لا تکون فی اخوین بعد الحسن والحسینعلیهما السلام، فالقول بإمامه جعفر بعد اخیه الحسن یبطل بذلک.
فإذا ثبت بطلان هذه الاقاویل کلّها لم یبق إلّا القول بإمامه ابن الحسنعلیه السلام، وإلّا لادّی إلی خروج الحق، عن الامّه، وذلک باطل.
وإذا ثبتت إمامته بهذه السیاقه، ثمّ وجدناه غائباً عن الابصار، علمنا انّه لم یغب مع
امّا ادّعای طرفداران فرقه فطحیه که قائل به امامت «عبداللَّه بن جعفر» [عبداللَّه افطح]و «جعفر بن علی» [جعفر کذاب] شدهاند؛ به واسطه ادلّهای که پیرامون وجوب عصمت امام اقامه کردیم، باطل و فاسد است و این که آن دو نفر نه تنها معصوم نبودند بلکه افعال ظاهری آنها هم که معروف است و علما نقل کردهاند با عصمت منافات دارد و در کتب تاریخی موجود است و لذا کتاب خود را به ذکر آنها طولانی نمیکنیم.
به علاوه آنچه که بین طایفه شیعه امامیه معروف و مشهور است و تردیدی هم در آن نیست، این است که امامت بعد از حسن و حسینعلیهما السلام در دو برادر جمع نخواهد شد. بنابراین اعتقاد به امامت «جعفر» پس از برادرش امام حسن عسکریعلیه السلام باطل است.
حال که این سخنان پوچ و بی مغز ابطال شد اعتقادی باقی نمیماند مگر امامت فرزند گرامی امام حسن عسکریعلیهما السلام چرا که در غیر این صورت منجر به خروج حقّ از این امّت میشود و این هم همان طور که گفته شد، باطل است.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *