داستان جریره خضراء از نظر متن و محتوا

۱ – دلالت قصه بر تحریف قرآن : از جمله مطالبی که در ضمن گفت وگوی علی بن فاضل (مجهول ) با شمس الدین (مجهول ) آمده است ، تصریح به تحریف قرآن است . یعنی کسی که این داستان را بپذیرد ، بایستی با یک خبر که مجهول الراوی و نهایتا خبر واحد است ، قایل به تحریف قرآن باشد ، حال آن که نقل قرآن ، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف ، تصریح دارد . (۲۳۹) مگر آن که کسی مسلک اخباریون را داشته باشد ، که با یک سری اخبار ضعیف و بی اعتبار هم چون حدیث مذکور ، مهم ترین سند اسلام و متقن ترین آن را تحریف شده بداند که این نهایت بی فکری و کم خردی و دوری از عقل و منطق است .
آری ، شمس الدین مذکور در قصه ، به صراحت می گوید که قرآن جمع آوری شده در زمان خلفا ، تحریف شده است .
و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما کان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاه سید المرسلین صلّی اللّه علیه و آله فلهذا تری الا یات غیر مرتبطه . (۲۴۰)
چگونه می توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه ی ائمه علیهم السّلام به آن استناد می کردند ، با چنین اخباری زیر سو ال برد ؟ ! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می دهند ، به توابع آن توجه دارند ؟ !
۲ – راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل ) که با نسبت مازندرانی از او یاد می شو ، د در ضمن داستان ، خود را عراقی الاصل معرفی می کند . گرچه محتمل است که اشتهار یک نفر در انتساب به شهر یا منطقه ای با اصالت او متفاوت باشد ، ولی به نظر می رسد سازنده ی این داستان ، دچار اندکی کم حافظه گی شده است که یک بار ، او را به نام مازندرانی و بار دیگر ، عراقی الاصل معرفی می کنند .
۳ – در متن داستان آمده است :
هذا هو البحر الابیض و تلک الجزیره الخضراء و هذا الماء مستدیرٌ حولها مثل السور من اءی الجهات اءتیته وجدته و بحکمه اللّه ان مراکب اعدائنا اذا دخلته غرقت . . . .
ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره ، آن را دارای هفت حصار می داند و از برج های محکم دفاعی آن یاد می کند . حال اگر این جزیره به وسیله ی آب های سفید و نیروی غیبی ، محافظت می شده ، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است ؟
این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می کرده اند ؟ ! !
۴ – در ضمن داستان ، به نقل از خادمان قُبه می نویسد : (رو یت امام غیرممکن است ) ، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین ، او سخن دیگری بر زبان می راند و می گوید : (ای برادرم ! هر مو من با اخلاصی می تواند امام را ببیند ، ولی او را نمی شناسد) . حال چگونه بین غیرممکن بودن رو یت و دیدن مشروط می توان جمع کرد ؟
۵ – در یکی از روزهای جمعه ، وقتی علی بن فاضل ، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می گردد ، وی اظهار می دارد که سیصد نفر از فرماندهان ، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر ۱۳ نفر دیگرند .
بر این اساس ، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند ، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند ، تا زمان ظهور فرا رسد .
آیا ما بر چنین سخن گزافی ، دلیلی داریم ؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است ، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند ، دلیلی در دست نداریم .
۶ – به مقتضای این خبر ، خمس بر شیعیان حضرت ، حلال است و ادای آن واجب نیست . این مطلب ، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است .
۷ – علی بن فاضل از سید شمس الدین می پرسد : آیا تو امام علیه السّلام را دیده ای ؟ گفت : نه ، ولی پدرم به من گفت که سخن امام را شنیده ، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است . ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می گوید :

(هر مو من با اخلاصی می تواند امام را ببیند ، ولی او را نشناسد . گفتم : من از جمله ی مخلصان هستم ، ولی او را ندیده ام : گفت : دو بار او را دیده ای ؛ یک با در راه سامرا و یک بار در سفر مصر . . . .
حال سو ال این است : چگونه کسی که ادعای نیابت خاص دارد و از ملاقات های امام علیه السّلام مطلع است ، خود ، آن حضرت را ندیده است و اظهار می دارد که پدرش ، سخن آن حضرت را شنیده است ؟
در جای دیگر داستان ، ادعا می کند که او (امام زمان عج ) پدرانش را در مدینه ، عراق و طوس ، زیارت می کند و به سرزمین ما برمی گردد .

معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره ی خضراء ساکن است . حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السّلام دارد ، آن حضرت را ندیده است .
برگرفته از کتاب انتظار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *