داستان سید اسماعیل حمیری مدیحه سرای اهل بیت

شیخ مفید در کتاب «الفصول» در جواب مسائلی که از «عکبرا» از وی پرسیده بودند از حرث بن عبد اللَّه روایت کرده که گفت: من در مجلس منصور دوانقی خلیفه عباسی در وقتی که در سر پل بزرگ بغداد بود نشسته بودم- «سوار» قاضی هم نزد وی بود و سید اسماعیل حمیری «۱» اشعاری که در مدح بنی عباس و دولت آنها سروده بود،
______________________________
(۱) سید اسماعیل حمیری مشهورترین شاعر عرب زبان شیعه است، و بیش از تمام شعرای مدیحه سرای اهل بیت، در منقبت و فضیلت و تقدم آنها بر دیگران، شعر سروده است.
مخصوصا قصائدی که وی در مدح حضرت شاه ولایت علی (ع) سروده شاهکار ادبیات عرب است و خود نمونه کامل نبوغ و مهارت و شهامت آن مرد نامی میباشد. گویند بوی گفتند چرا شعری نمیگوئی که دارای غرابت و مطالب دقیق باشد؟ گفت: من شعری میگویم که بزرگ و کوچک آن را بفهمند و محتاج به تفسیر نباشد! قاضی نور اللَّه شوشتری در مجالس المومنین نوشته است: سید اسماعیل در سال ۱۷۹ هجری در بغداد بجوار رحمت حق شتافت. بزرگان و اشراف شیعه که در کوفه میزیستند، هفتاد کفن برای او فرستادند. ولی هارون الرشید از مال خودش او را کفن نمود و کفنهای اهل کوفه را پس فرستاد!؛
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۳۰
میخواند و منصور از استماع آن مسرور میگشت.
چون قصیده بانتها رسید، سوار قاضی رو کرد بمنصور و گفت: این شخص (سید اسماعیل حمیری) با زبان شما را مدح میگوید ولی دلش با آن موافقت ندارد! بخدا کسانی که این مرد آنها را دوست میدارد، شما بنی عباس نیستید! و او دشمنی شما را در دل پنهان ساخته است.
سید اسماعیل گفت: بخدا قسم قاضی دروغ میگوید، من براستی در این قصیده تو را مدح گفتم. او این را از روی حسد بمن میگوید. چه میبینید من نزد شما آمد و رفت دارم و شما بمن نظر دارید.
دوستی من نسبت بشما اهل بیت! واقعی است و من آن را از پدر و مادرم بارث بردهام، ولی این مرد (سوار قاضی) و خاندانش در زمان جاهلیت و اسلام از دشمنان شما اهل بیت بودهاند! از این گذشته خداوند در باره خاندان او این آیه را نازل فرمود:
إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ اَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ یعنی ای پیغمبر کسانی که از پشت حجرهها تو را صدا میزنند، بسیاری از آنها نادانند.
منصور گفت: راست گفتی. مجددا قاضی گفت: یا امیر المومنین! وی عقیده به رجعت دارد و بشیخین ناسزا میگوید.
سید اسماعیل گفت: اما اینکه گفت من عقیده برجعت دارم، من عقیده برجعت را باتکاء این آیه قرآن دارم وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ اُمَّهٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ و در جای دیگر از قرآن میفرماید: وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ اَحَداً پس میدانیم که ما دو بار برانگیخته میشویم که یکدفعه بطور عموم و در دیگری افراد خاصی را بدنیا برمیگرداند. مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار متن ۱۲۳۱ داستان سید اسماعیل حمیری ….. ص : ۱۲۲۹
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۳۱
چنان که خدا فرموده رَبَّنا اَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ اَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ و هم خداوند در باره عزیر پیغمبر فرموده: فَاَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ و هم فرمود: اَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ این منطق قرآن در باره رجعت است «۱» پیغمبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله هم فرمود: طایفه متکبران روز قیامت بصورت مورچههای ریز برانگیخته میشوند.
و هم فرمود: چیزی در بنی اسرائیل پدید نیامد جز اینکه در امت من نیز میباشد و در امت من هم مثل آن خواهد بود، حتی فرو رفتن در زمین و مسخ شدن آدمی و سنگسار نمودن او. و حذیفه گفت بخدا قسم دور نیست که خداوند این امت را بصورت بوزینه یا خوکهائی محشور گرداند.
بنا بر این رجعتی را که من معتقدم مسالهایست که قرآن بآن ناطق و سنت پیغمبر بر آن شاهد است و من عقیده دارم که خداوند عز و جل این مرد یعنی سوار قاضی را بصورت سگ یا بوزینه یا خوک و مورچه ریز بدنیا برمیگرداند! چه بخدا قسم در حقیقت وی ستمگری متکبر و کافر است. راوی گفت در این حالت منصور خندید و سید بالبداهه این اشعار را سرود:
حاشیت سوارا ابا شملهعند الامام الحاکم العادل …
برگرفته از کتاب مهدی موعود :جلد سیزدهم از کتاب بحار الانوار نوشته آقای محمد باقر بن محمد تقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *