تفسیر احادیث مربوط به اصحاب امام مهدی

احادیثی که خواندید، مطالب متعددی دارد که به بعضی از آنها اشاره می نماییم:
همان طور که خواندید، تمام اصحاب امام زمان علیه السلام از نظر اسم، نام پدر، نسب و کنیه شناخته شده اند؛ بعضی می گویند، این مطلب اشاره به جواز سفر می باشد؛ ولی بر این تأویل پافشاری نداریم که اگر منظور این بود: «همراه او نوشته ای است که اسم او و اسم پدرش است.» این تأویل ممکن است درست باشد؛ ولی از این عبارت چنین استفاده می شود که همه این اصحاب، معروف و شناخته شده هستند.
امیرالمؤمنین علیه السلام در این مورد می فرماید: «اسماؤهم فی السماء معروفه و فی الارض مجهوله.»(۴۷۱)
واضح است که این افراد را خداوند انتخاب نموده، که از یاران مهدی علیه السلام باشند، به دلیل لیاقت ها و شایستگی هایی که دارند.
اینان در گذشته نظیری نداشته، در آینده هم، مانندی نخواهند داشت، همان طور که امیرالمؤمنین علیه السلام در این مورد فرموده: «لم یسبقهم الاوّلون، و لایدرکهم الآخرون.» «کسانی در گذشته مثل آنان نبوده اند و در آینده نیز مانند آنان نخواهند بود.»
برخی از آنان، قدرتی دارند که می توانند مسافت زیادی را با سرعت بسیار زیاد طی کنند، همان گونه که آن را در حدیث امام صادق علیه السلام خواندید:
«فیصیر اللَّه انصاره من اطراف الارض، تطوی لهم الارض طیّاً.» «از نقاط مختلف به سوی او می روند و زمین، زیرپای آنان به سرعت طی می شود.»
طی الارض، یعنی طی مسافت طولانی در مدت بسیار کوتاه و به شکلی اعجازآمیز. دقیقاً کیفیت و چگونگی طی الارض را نمی دانیم؛ ولی می دانیم که این قدرت در اختیار بعضی بندگان خدا وجود دارد، همان گونه که قرآن کریم در سوره نمل و در قصه سلیمان علیه السلام و تخت بلقیس به آن تصریح نموده است.
«قالَ یأَیُّها الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِها قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ*قالَ عِفْرِیتٌ مِّنَ الْجِنِ ّ أَنا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ*قالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتابِ أَنا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قالَ هذا مِن فَضْلِ رَبِّی»
«ای بزرگان! کدام یک از شما، عرش او را (بلقیس) قبل از آمدن فرمانبردارانه آنان برای من می آورد؟ عفریتی از جن ها گفت: من آن را برای شما می آورم، قبل از اینکه از جایت برخیزی و من در این مورد، قوی و توانا هستم. کسی که علم کتاب داشت، گفت: من آن را نزد تو می آورم، قبل از اینکه پلکی برهم زنی. وقتی (سلیمان) نگاه کرد، آن را نزد خود دید و گفت: این از فضل و برکت خدای من است.»(۴۷۲)
این آیه کریمه درباره طی الارض و وقوع آن تصریح دارد که تخت ملکه بلقیس را در کمترین زمان ممکن، حاضر نمود با توجه به اینکه تخت در یمن و سلیمان در اردن بود و فاصله بین آنها، جزیره العرب است.
چگونه ممکن است، تخت بلقیس از یمن به اردن، سریع تر از سرعت صوت منتقل شود؟!
واضح است که مقیاس ها و اندازه گیری های طبیعی از این چنین موارد ماورایی عاجز و قاصرند.
یاران امام زمان علیه السلام با قدرت ایمان کامل و بدون هیچ شکی در قلب هایشان، این امتیاز را دارند و به سبب ایمان به خداوند، معنی خوف و ترس را می دانند؛ زیرا هر اندازه ایمان انسان قوی گردد، قدرت، نشاط و شجاعت او اضافه می شود؛ لذا آنان را می بینید که شجاعانه وارد میدان جهاد می شوند بدون اینکه کسی جلودار آنها باشد و چیزی از اجرای اوامری که به آنها محول گردیده، مانع نمی شود و با قدرت و نیروی هر چه تمام تر، در حرکت به سمت اهداف مقدسی تلاش می نمایند.
اینان از تواضع بهره مندند و به امام زمان علیه السلام اعتقاد دارند، اعتقادی که لایق آن هستند و آنها را می بینید که به اسب امام زمان علیه السلام تبرک می جویند؛ زیرا ایشان منبع هر خیر و برکتی است و از هر طرف خیر و نیکی از وجود نازنینش می بارد. همچون نگهبانان، گرداگرد او حلقه می زنند و در کوتاه ترین زمان ممکن، دستورات او را اطاعت می نمایند.
از لحاظ عبادت، آنان عابد و خاشعند، شب را به نماز و نیایش سپری می نمایند و صدای نمازهایشان همچون صدای زنبور است؛ در رکوع، سجود، نیایش، قیام و قعود به سر می برند.
در روز، آنها را آماده و مهیا می بینی، گویی که سوار بر اسبند و با چالاکی کارها را انجام می دهند و مستعد انجام وظیفه و اجرای اوامر امام زمان علیه السلام، بدون هیچ تأمل و توقف یا سستی؛ بلکه با سرعت هر چه ممکن هستند.
قلب های آنان، سرشار از نور معرفت است و آنها از جهل و جهالت، دور هستند و در ادراک واقعیات، سریع می باشند و کاملاً هوشیارند.
همان طور که ملاحظه کردید، بیشتر آنان در سن جوانی هستند و انسان های کهن سال میان آنان اندک است؛ همه آنها افکار متّحد و واحدی دارند و هرگز اختلاف فکری در آنها دیده نمی شود، گویی که یک قلب، یک زبان و یک فکر واحدند.
از تنهایی وحشتی ندارند؛ زیرا انسان هایی که با خدای عزوجل، ارتباط مستقیم دارند به وحشت و غربت نمی اندیشند و بر این اساس، اگر کسی بر آنان اضافه گردد، خوشحال هم نمی شوند.
آرزوی آنان، این است که در راه خدا کشته شوند؛ زیرا معنی شهادت را درک نموده اند و بهای آن را نزد خداوند تعالی می دانند.

شعارشان: «یا لثارات الحسین علیه السلام!!» «ای خونخواهان حسین علیه السلام» می باشد.
آری! فاجعه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام، هرگز فراموش نخواهد شد حتی به مرور و گذشت قرن ها، بلکه در دل ها باقی می ماند و گویی همین دیروز اتفاق افتاده، به همان حرارت و گرمی باقی مانده است.
آنانی که جنایات عاشورا را مرتکب گردیدند، مستحق شدیدترین مجازات و انواع عذاب ها می باشند و کسانی هم که به این جنایت ها راضی بودند، مستحق مرگ و نابودی می باشند؛ زیرا انسانی که باطنش رضایت می دهد، محرّمات الهی را هتک نماید و اولیای الهی به دست شرورترین خلایق، محزون شوند؛ این چنین انسانی، استحقاق حیات ندارد؛ زیرا موجودی متعفن است، اجتماع بشری از وجودش ناپاک می گردد و زنده ماندنش، یعنی اینکه جرایم تمام نمی شوند، همان گونه که پلیدی ها و زشتی های به وجودآمده، از روز شهادت امام حسین علیه السلام تا به امروز، فراوان گشته است و تا ظهور امام زمان علیه السلام، ادامه خواهد یافت.
در این زمانه هر سال بیش از یک کتاب در تقدیس یزید بن معاویه چاپ شده، که فجیع ترین جرایم را در حق سید و سرور جوانان اهل بهشت مرتکب گشته است.
یکی از آنها، کتاب خود را چنین نامید: حقایقی درباره امیرالمؤمنین، یزید بن معاویه!!
تو را به خدا! به این مؤلف – که تمام حقایق را لگدمال نموده، از هر گونه شرف و دین، تهی است و به پایین ترین مرتبه وجدان رسیده – چه باید گفت؟!
کرامت این انسان کجاست؟!
آیا مستحق هلاکت و نابودی نیست؟
به این مناسبت این حدیث را یادآور می شویم:
سئل الامام الرضاعلیه السلام: یابن رسول اللَّه! ما تقول فی حدیث روی عن الصادق علیه السلام انّه قال: «اذا قام القائم قتل ذراری قتله الحسین بفعال آبائها؟»
فقال علیه السلام: «هو کذلک.»
فقال السائل: قول اللَّه عزّوجلّ: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَی مامعناه؟
قال علیه السلام: «صدق اللَّه فی جمیع اقواله، لکنّ ذراری قتله الحسین یرضون افعال آبائهم و یفتخرون بها و من رضی شیئاً کان کمن اتاه و لو ان رجلاً قتل فی المشرق فرضی بقتله رجل فی المغرب، لکان الراضی عند اللَّه شریک القاتل و انّما یقتلهم القائم – اذ اخرج لرضاهم بفعال آبائهم.»
از امام رضاعلیه السلام سؤال شد: ای فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله! درباره حدیثی که از امام صادق علیه السلام روایت شده، چه می فرمایید که فرمود:
«وقتی حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، نوادگان قاتلان امام حسین علیه السلام را به سبب کردار پدرانشان به قتل می رساند.
فرمود:«درست است.»
گفت:فرموده خداوندعزوجل:«کسی،بارگناه دیگری رابه دوش نمی کشد.»(۴۷۳)معنایش چیست؟
فرمود:« خداوند در همه حال، راست گفته است؛ نسل و نوادگان قاتلان امام حسین علیه السلام به کردار پدران و اجداد خود افتخار می کنند و به آن کارها راضی هستند و اگر کسی راضی به انجام کاری شود که دیگران انجام داده اند ولو اینکه مردی در مشرق به قتل برسد و کسی دیگر در غرب، راضی به آن قتل باشد؛ این فرد، شریک در آن گناه و قتل محسوب می گردد؛ حضرت قائم علیه السلام نیز آنان را به سبب رضایت و تأیید اعمال پدران و اجداد خود به قتل می رساند.»(۴۷۴)
اصحاب مهدی علیه السلام فریاد بر می آورند: ای خون خواهان حسین علیه السلام. به سبب اعلام بزرگی فاجعه عاشورا که به مرور سال ها تجدید می گردد تا ابعاد مختلف آن برای فهم بشر و درک حوادث نمایان گردد.
این صداها و نداها، هشداری است درباره انتقام از مصیبتی که راجع به خاندان رسول خداصلی الله علیه وآله صورت پذیرفته است.
در حدیث و درباره یاران امام زمان علیه السلام آمده که: «یُحمَل فی السحاب نهاراً» «روزها بر روی ابرها حرکت می نمایند.»
بعضی از دانشمندان معاصر می گویند: منظور از ابرها، همان هواپیماست.
ولی ما بر این تأویل، تاکیدی نداریم، شاید ممکن است، سوار بر ابرهای حقیقی شوند؛ زیرا ابرهایی که میلیون ها تُن، آب را در خود حمل می کنند برای آنها سخت نیست که آدم ها را حمل نمایند. به خصوص اینکه وقتی فشرده باشند، جاذبه هم ضعیف می گردد.
از این حدیث، چنین استفاده می شود که بعضی از اصحاب و یاران، هنگام ظهور امام زمان علیه السلام در مکّه و در شهرهای دیگر ساکن هستند که از غرب و شرق به سمت مکه می روند، بعضی از آنها سوار بر ابرها و گروهی به وسیله طی الارض، فاصله بین شهرهای خود و مکه را طی می نمایند.
برگرفته از کتاب از تولد تا بعد از ظهور نوشته آقای سید محمد کاظم قزوینی موسوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *