اخبار کهنسالان در تاریخ عمرو بن حممّه دوسیّ

او هم از جمله معمّرین است که چهارصد سال زندگی کرد و این شعر از خود او است که گفته است:
۱ – کهنسال شدم و عمرم آنقدر طولانی شد که گویی من مار گزیده شبی هستم که تمام نمیشود.
۲ – پس آیا مرگ مرا فنا نکرده و از بین نبرد؟ امّا سالها از تابستان و بهار بر من پی در پی میگذرد.
۳ – سیصد سال را کاملاً پشت سر گذاردم و این من هستم که به چهار صدمین سال امیدوارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *