اخبار کهنسالان در تاریخحارث بن مضاض جرهمی

این شخص چهار صد سال زنده بود و این دو بیت را هم خودش سروده است:
۱ – گویا بین حجون [راه ورودی مکه از طریق کوهستان مشرف به مکه] تا صفا کسی نبوده و در مکه هم عابد و شب زندهداری نیست.
۲ – بله ما اهل شب زندهداری مکه بودیم، که گذر شب و روز، را فرتوت و پیر کرد.
ومنهم: عبد المسیح بن بُقیله الغسّانیّ، ذکر الکلبیّ وابوعبیده وغیرهما انّه عاش ثلاثمائه سنه وخمسین سنه، وادرک الإسلام فلم یسلم، وکان نصرانیاً، وخبره مع خالد بن الولید – لما نزل علی الحیره – معروف، حتّی قال له کم اتی لک؟ قال: خمسون وثلاثمائه سنه، قال: فما ادرکت؟ قال: ادرکت سفن البحر ترفا إلینا فی هذا الجرف ورایت المراه من اهل الحیره تضع مکتلها علی راسها لا تزوّد إلّا رغیفاً واحداً حتّی تاتی الشام وقد اصبحت خراباً، وذلک داب اللَّه فی العباد والبلاد، وهو القائل:
والنّاس ابناء علّات فمن علموا
ان قد اقلّ فمجفوّ ومحقور
وهم بنون لامّ إن راوا نشباً
فذاک بالغیب محفوظ ومحصور
«عبد المسیح بن بُقیله غسّانی»
کلبی و ابوعبیده و دیگران گفتهاند: عبد المسیح بن بقیله غسّانی ۳۵۰ سال عمر کرد، و با وجود درک اسلام، ایمان نیاورده و به دین مسیحیت از دنیا رفته است. خبر این شخص با خالد بن ولید وقتی که به حیره آمده، معروف است. تا آنجا که خالد از او پرسید: چقدر عمر کردهای؟ گفت: ۳۵۰ سال. خالد پرسید: در این مدّت چه دیدهای؟ گفت: اینجا [یعنی بیابان حیره روزی دریایی بود و] من کشتیها را میدیدم که در ساحل آن دریا پهلو میگرفتند و دیدهام که زنی از اهل حیره، زنبیلش را روی سر میگذاشت و فقط یک تکه نان بر میداشت و تا شام میرفت، امّا حالا آن دریا بیابانی خشک و بیآب و علف شده است و این سنّت خداوند در مورد بندگان و شهرهاست. عبد المسیح این دو بیت را سروده:
۱ – مردم فرزندان پراکنده [ناتنی] هستند، و وقتی که بدانند کسی در سختی و تنگدستی است، او را کشته و تحقیر میکنند.
۲ – زمانی که از کسی مال و ثروتی ببینند، برادران تنی میشوند و این دورویی در عالم غیب، محفوظ و ثبت شده است.
ومنهم: النابغه الجعدی من بنی عامر بن صعصعه یکنّی ابالیلی.
قال ابوحاتم السجستانیّ: کان النابغه الجعدی اسنّ من النابغه الذّبیانی وروی انّه کان یفتخر ویقول: اتیت النبیصلی الله علیه وآله فانشدته:
بلغنا السماء مجدنا وجدودنا
وإنّا لنرجو فوق ذلک مظهرا
فقال النبیصلی الله علیه وآله: این المظهر یا ابالیلی؟
فقلت: الجنّه یا رسول اللَّه، فقال: اجل إن شاء اللَّه تعالی، ثمّ انشدته:
ولا خیر فی حلم إذا لم یکن له
بوادر تحمی صفوه ان یکدّرا
ولا خیر فی جهل إذا لم یکن له
حلیم إذا ما اورد الامر اصدرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *