ویژگیهای دیگر یاران امام مهدی

۱- روحیه حماسهآفرینی و دلاوری که ثمره ایمان والا و اراده صخرهسان و هشیاری نسبت به هدفی است که برای آن تلاش میکنند.
یک ارتش مومن، بیدار و دارای روحیه عالی همواره پیروز است و فرماندهان و دولتمردان جهان به زودی در خواهند یافت که سپاه امام زمان علیه السّلام این گونه است. آنها از وضع نیروهای نظامی خود نیز آگاهند و اگر چه تا بن دندان مسلحاند و از بهترین آموزشهای نظامی برخوردار، اما اساسا از اخلاص و بیداری نسبت به هدف بیبهره بوده و به طمع دستمزدهای کلان و مانند آن به ارتش پیوستهاند و پیداست که با تکیه بر این چیزها نمیتوان در میدان جنگ بیباکانه خروشید و حماسه آفرید.
این حقایق که رهبران جهان از آن آگاهی دارند باعث میگردد آنها پیش از ورود به جنگ با حضرت بقیه اللّه علیه السّلام، کاملا به فکر فرو روند.
(۲) ۲- کشتار وسیع دشمنان بدون هیچ چشمپوشی و گذشت.
در این باره در فصل آینده به طور مبسوط سخن خواهیم گفت. گفتنی است این کشتار وسیع تاثیری آشکار بر دیگران خواهد گذاشت و آنان را به وحشت خواهد انداخت و همین سبب میشود که درباره نبرد با سپاه امام علیه السّلام اندیشه کنند و به مصلحتجویی بپردازند.
(۳) ضمانت سوم: عنایت امام علیه السّلام به اموری که همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.
این موضوع به ویژه در آغاز حرکت و انقلاب آن حضرت، امری اساسی برای آمادهسازی فضای کلی به نفع ایشان و به دست آوردن پایگاههای مردمی است تا بتواند از این خاستگاه به بنیانگذاری دولت عدل و حق اقدام ورزد.
این امور مشترک، در چند سطح آشکار میشود:
(۴) سطح اول: سخنرانی حضرت بقیه اللّه علیه السّلام در آغاز ظهور در مسجد الحرام. ایشان در این سخنرانی در بیشتر موارد، بر امور مشترک بین مسلمانان که عبارت است از به رسمیت شناختن اسلام و ادیان آسمانی پیش از آن و پیوند زدن حرکت و دعوت خویش با سلسله طولانی پیامبران و اشاره به نتایج ظلم و ستمی که اهل افراط و تفریط در نتیجه شکست در امتحان الهی دچار آن شدهاند، تاکید مینمایند.
سیوطی از نعیم بن حمّاد روایت کرده است که حضرت باقر علیه السّلام فرمود:
تاریخ پس از ظهور ،ص:۳۲۵
یظهر المهدیّ بمکّه عند العشاء، معه رایه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و سلّم و قمیصه و سیفه و علامات و نور و بیان. فإذا صلّی العشاء نادی باعلی صوته یقول: اذکّرکم ایّها الناس مقامکم بین یدی ربّکم. فقد اتّخذ الحجّه و بعث الانبیاء و انزل الکتاب و امرکم ان لا تشرکوا به شیئا و ان تحافظوا علی طاعته و طاعه رسوله صلّی اللّه علیه و سلّم، و ان تحیوا ما احیا القرآن و تمیتوا ما اماته، و تکونوا اعوانا علی الهدی، و وزراء علی التقوی. فإنّ الدنیا قد دنا فناءها و زوالها، و آذنت بانصرام، فإنّی ادعوکم إلی اللّه و رسوله، و العمل بکتابه، و إماته الباطل، و إحیاء سنّته. فیظهر فی ثلاث مائه و ثلاثه عشر رجلا عدد اهل بدر … «۱»
مهدی علیه السّلام شب هنگام در مکه ظهور کند؛ در حالی که پرچم، پیراهن، شمشیر، نشانهها، نور و بیان رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله همراه اوست. چون نماز عشا را بخواند با صدای بلند ندا میکند: «ای مردم به یادتان میآورم لحظهای را که در برابر پروردگارتان خواهید ایستاد. خداوند حجت ستاند، پیامبران را برانگیخت، کتاب را فرستاد، به شما فرمان داد که چیزی را شریک او نگیرید و بر طاعت خدا و رسولش صلّی اللّه علیه و آله محافظت نمایید. آنچه را که قرآن زنده ساخته، زنده بدارید و آنچه را که بر آن خط بطلان کشیده، بمیرانید. بر هدایت یار و یاور یکدیگر باشید و بر تقوی نیز کمک کار هم؛ که نابودی جهان نزدیک شده و بانگ وداعش بلند گردیده است. من شما را به سوی خدا و رسول صلّی اللّه علیه و آله و عمل به کتاب او فرا میخوانم و به ریشه کن ساختن باطل و احیای سنت دعوت میکنم». سپس در میان سیصد و سیزده نفر به شمار رزمندگان جنگ بدر قیام میفرماید.
آیت اللّه صافی نیز این روایت را با اندکی اختلاف آورده است: «۲»
(۱) سطح دوم: سپاه مهدوی شعار جنگهای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را برای خود برمیگزیند. اگر چه این شعارها را عموم مسلمانان نمیشناسند ولی دانشوران و اندیشمندان با آن آشنایند در نتیجه میتوان تصور کرد که آنها به بقیه خواهند گفت: این گروه که شعار پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را سر میدهند حتما در ویژگیها و هدفگذاری نیز با او همنوایند.
(۲) سطح سوم: خونخواهی امام حسین علیه السّلام
این موضوع مورد پذیرش همه مسلمانان بلکه همه مظلومان جهان میباشد.
پیش از این روایاتی را در این باره از منابع امامیه آوردیم. اینک روایتی در این باره از منابع اهل سنت میآوریم:
(۳) قندوزی از عبد السلام بن صالح هروی روایت کرده است:
______________________________
(۱). السیوطی، جلال الدین، همان؛ ج ۲، ص ۱۴۴٫
(۲). ر. ک: الصافی الگلپایگانی، لطف اللّه، همان؛ ص ۴۹۰٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۳۲۶
قلت لعلیّ الرضا ابن موسی الکاظم رضی اللّه عنهما: یا بن رسول اللّه، ما تقول فی حدیث روی عن جدّک جعفر الصادق رضی اللّه عنه، انّه قال: إذا قام قائمنا المهدی، قتل ذراری قتله الحسین رضی اللّه عنه بفعال آبائهم. فقال: هو ذلک. قلت: فقول اللّه عزّ و جلّ: لا تزر وازره وزر اخری، ما معناه؟ فقال: صدق اللّه فی جمیع اقواله، لکن ذراری قتله الحسین رضی اللّه عنه یرضون و یفتخرون بفعال آبائهم و من رضی شیئا کمن فعله؛ و لو انّ رجلا قتل فی المشرق فرضی بقتله رجل فی المغرب لکان شریک القاتل. «۱»
به [امام] علی بن موسی الرضا عرض کردم: ای فرزند رسول خدا نظر شما درباره این حدیث که از جد شما [امام] جعفر صادق نقل شده است چیست؟ «آنگاه که قائم ما بپاخیزد، فرزندان قاتلان حسین را به دلیل کردههای پدرانشان خواهد کشت» حضرت رضا فرمود: همین طور است [که جدّم فرمود]. گفتم: پس این سخن خداوند که «کسی بار دیگری را بر دوش نمیکشد» چه معنا دارد؟ فرمود: همه سخنان خداوند راست است اما فرزندان قاتلان [امام] حسین از کردههای پدرانشان خشنودند و به آن افتخار میکنند و هر کس از کاری راضی باشد مانند کسی است که آن را انجام داده است و از این رو اگر کسی در شرق زمین کشته شود و کسی دیگر در غرب از آن راضی باشد، او شریک در قتل است.
(۱) مراد از خونخواهی، تنها انتقام نیست آن چنان که خوی عرب جاهلی و پیروان آنان در روزگار ما چنین است بلکه مراد از آن، دو امر توام با یکدیگر به شرح زیر است:
۱- تحقق بخشیدن به یکی از اهداف نهضت حسینی، یعنی بر کندن ریشه بیداد و پاکسازی زمین از فساد و پیمودن مسیر زندگی عادلانه و برتر.
۲- کشتن همه کسانی که از کشته شدن حضرت سید الشهدا علیه السّلام خشنودند و زبان به طعن حضرتش گشودهاند؛ زیرا آنها نماد همان انحراف و ستمیاند که علیه حسین علیه السّلام سر به شورش و طغیان برداشته است. امام مهدی علیه السّلام با قیام خود ریشه آنها را خواهد کند و این کار برای تاسیس جامعهای کمال یافته و بر پایه عدالت، منطقی و طبیعی است.
(۲) در این باره تفاوتی نمیکند که آنها از نسل قاتلان سید الشهدا علیه السّلام باشند یا نه؛ زیرا اصولا هر که از کاری خشنود باشد، هم چون کننده آن کار است. اگر کسی در شرق عالم کشته شود و شخص دیگری در غرب زمین از این کار خشنود گردد، وی شریک و همدست قاتل محسوب میشود و در این مورد فاصله زمانی و مکانی تاثیری ندارد.
(۳) اینکه در این روایت به نسل قاتلان امام حسین علیه السّلام تصریح شده است به دلیل آن است که معمولا بازماندگان افراد طغیانگر به ستمگریها و خونریزیهای نیاکان خود فخر و مباهات میکنند. بدین ترتیب میتوان آن اعمال ناپسند را به فرزندان آنها نیز نسبت داد. البته اگر کسی از کارهای پدرانش
______________________________
(۱). القندوزی، سلیمان بن ابراهیم، همان؛ ص ۵۰۹٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۳۲۷
بیزاری جوید حساب او جداست.
گفتنی است قیام حسینی گرچه در ضمن برنامه کلی الهی در دوران پیش از ظهور گنجانیده شده است اما اقدام حضرت بقیه اللّه علیه السّلام برای خونخواهی حضرت سید الشهدا علیه السّلام در چارچوب برنامه الهی برای پس از دوران ظهور قرار دارد و ارتباطی با برنامه گذشته ندارد هر چند سبب این خونخواهی به دوران پیش از ظهور بازگردد.
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *