وجوب و لزوم امامت

آنچه که بر وجوب ریاست عالیه امامعلیه السلام دلالت میکند، آن است که امامت، لطفی از ناحیه خداوند است.(۶) و از واجبات عقلیه است [که عقل به وجوب آن حکم میکند].
کالمعرفه التی لا یعری مکلّف من وجوبها علیه، ا لا تری انّ من المعلوم انّ من لیس بمعصوم من الخلق متی خلوا من رئیس مهیب یردع المعاند ویودّب الجانی، ویاخذ علی ید المتغلّب، ویمنع القویّ من الضعیف، و امنوا ذلک، وقع الفساد، وانتشر الحیل، و کثر الفساد، وقلّ الصلاح، ومتی کان لهم رئیس هذه صفته کان الامر بالعکس من ذلک، من شمول الصلاح وکثرته، و قلّه الفساد ونزارته.
مثل: مساله معرفت، که مکلف از وجوب آن عاری نمیشود و همواره همراه اوست، [و همیشه معرفت بر مکلف واجب است].
آیا نمیبینید که اگر مردم از وجود پیشوایی با هیبت و مقتدر محروم باشند، که اهل عناد را منع، و خیانتکاران را ادب نماید، و دست مظلوم را گرفته، و گروهی را از آزار دادن ضعیف باز دارد و ضعیفان به برکت او اطمینان و آرامش یابند؛ فساد به وجود آمده و زیاد میشود؟ و حیله و نیرنگ همه جا منتشر شده و اصلاح کم میشود؟ و هر وقت پیشوا و امامی با آن خصوصیات [دفاع از مظلوم] در بین مردم باشد، اوضاع برگشته و صلاح و اصلاح امّت فراگیر شده و فساد کم میگردد؟
والعلم بذلک ضروریّ لا یخفی علی العقلاء، فمن دفعه لا یحسن مکالمته؛ واجبنا عن کلّ ما یسال علی ذلک مستوفی فی تلخیص الشافی و شرح الجمل لا نطوّل بذکره هاهنا.
و وجدت لبعض المتاخّرین کلاماً اعترض به کلام المرتضی رحمه الله فی الغیبه وظنّ انّه ظفر بطائل فموّه به علی من لیس له قریحه ولا بصر بوجوه النظر و انا اتکلّم علیه.
فقال: الکلام فی الغیبه والاعتراض علیها من ثلاثه اوجه.
احدها: انّا نلزم الإمامیّه ثبوت وجه قبح فیها اوفی التکلیف معها فیلزمهم ان یثبتوا انّ الغیبه لیس فیها وجه قبح، لانّ مع ثبوت وجه القبح تقبح الغیبه؛ وإن ثبت فیها وجه حسن
این مطلب از جمله بدیهیات است که بر عقلا مخفی نیست، و اگر کسی این را انکار کند، قابلیت گفت و گو را ندارد و ما به همه اشکالاتی که به وجوب ریاست و امامت وارد ساختهاند، در کتاب «تلخیص شافی» و «شرح جمل» جواب دادهایم، لذا اینجا تکرار نمیکنیم.
یکی از متاخرین در همین باب به کلام سیّد مرتضی قدس سره اعتراض کرده، به گمانش که به ایشان غلبه نموده، و با همان اعتراض به افراد بی سلیقه و فاقد درک و شعور وانمود کرده که با دلیل، بیان سیّد را رد کرده است. که ذیلاً اشکال او را نقل و جواب میدهم.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *