دلیل زنده بودن امام مهدی

سپس مولف کتاب مذکور محمد بن یوسف بن محمد گنجی شافعی میگوید:
با امداد الهی در حل این مشکل میگوئیم: دلیل زنده بودن عیسی علیه السّلام از قرآن آیه شریفه وَ إِنْ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُوْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ «۲» یعنی: تمام اهل کتاب پیش از مرگ عیسی و قبل از روز قیامت بوی ایمان میآورند و او بر آنها گواه میباشد، در صورتی که همه میدانیم که نصاری و اهل کتاب از موقع نزول این آیه تا کنون ایمان باو نیاوردهاند. پس ناچار باید که در آخر الزمان باشد و از اخبار پیغمبر (سنت) یکی اینکه مسلم در صحیح ضمن حدیث مفصلی در باره خروج دجال میگوید: پیغمبر فرمود: … پس عیسی بن مریم در مشرق دمشق جنب مناره سفید ما بین «مهروده» در حالی که دو دست خود را
______________________________
(۱) صفحه ۲۱۸
(۲) نساء ۱۵۷
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۳۲۰
روی شانه دو فرشته نهاده فرود میآید و قبلا نیز گذشت که پیغمبر فرمود: چگونه خواهید بود وقتی که عیسی بن مریم در میان شما فرود میآید و امام شما نیز میان شما باشد؟ … و در باره خضر و الیاس نیز محمد بن جریر طبری میگوید: آنها در زمین میگردند.
و نیز مسلم در کتاب «صحیح» از ابو سعید خدری نقل میکند که پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله ضمن حدیثی طولانی که در باره دجال برای ما بیان میکرد فرمود: او قدم بکوچههای مدینه نمیگذارد. بلکه بشوره زاری نزدیک مدینه روی میآورد. در آن موقع مردی که بهترین خلق است بسوی او میرود و میگوید: میدانم که تو همان دجال هستی که پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله بما خبر داده است! دجال بمردم میگوید: اگر من این مرد را کشتم سپس زنده کردم آیا باز در حقانیت من تردید خواهید کرد؟ مردم میگویند: نه! آنگاه آن مرد را میکشد و سپس زنده میگرداند. چون آن مرد (در ظاهر و بنظر مردم) زنده میشود، میگوید بخدا سوگند من در شناختن تو از خودت بیناترم (یعنی تو را ساحری بیش نمیدانم) دجال دوباره آهنگ کشتن او میکند ولی کاری از پیش نمیبرد.
ابو اسحق ابراهیم بن سعد گفته است: گویند این مرد (که دجال بظاهر او را میکشد) خضر پیغمبر است. روایت مذکور را عینا مسلم در صحیح خود آورده است.
و دلیل بر زنده بودن دجال روایت «تمیم داری» است که حدیثی حسن و صحیح «۱» میباشد و مسلم در صحیح خود آورده و گفته است؟ این روایت صریح در زنده
______________________________
(۱) اگر راویان حدیث دوازده امامی باشند و یکی از امامان آنها را بعدالت ستوده باشد حدیث آنها «صحیح» است، و اگر درست تعدیل نشده باشند یا مدحی در باره همه یا برخی از آنان نرسیده ولی عده دیگر بعدالت ستوده شدهاند آن حدیث را «حسن» و چنانچه مدح و ذم تمام راویان یا بعضی از آنها معلوم نباشد حدیث را «قوی» و در صورتی که همه یا برخی از راویان دوازده امامی نباشند ولی عدالت همگی محرز باشد، حدیث را «موثّق» گویند و اگر هیچ یک این چهار قسم نبود. خبر «ضعیف» است. ضمنا اگر علما به مضمون روایت عمل کنند و مشهور شود، «مقبول» و اگر تمام افراد راویان در حدیث ذکر شوند «مسند» و چنانچه از سلسله سند یکنفر یا بیشتر افتاده باشد «معلّق» و هر گاه از آخر آن یک تن یا بیشتر مذکور نباشد «مرسل» است. و اگر از وسط یکنفر حذف شود «منقطع» و چنانچه بیشتر باشد «معضل» و اگر هر راوی را با لفظ «از» و بعربی «عن» ذکر کنند حدیث «معنعن» و اگر نام معصوم نبرده باشد حدیث «مضمر» و اگر سلسله سند کوتاه باشد «عالی» است.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۳۲۱
بودن دجال است.
و دلیل بر وجود شیطان آیات قرآن مجید است مانند این آیه: قالَ رَبِّ فَاَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ. قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ «۱» یعنی: شیطان (پس از سرپیچی از فرمان خداوند و غضب پروردگار نسبت بوی) گفت خداوندا! بمن مهلت ده تا روزی که بندگانت برانگیخته شوند. خدا فرمود: تو از جمله مهلت دادهشدگانی تا روز و موقع معلومی.
برگرفته از کتاب مهدی موعود :جلد سیزدهم از کتاب بحار الانوار نوشته آقای محمد باقر بن محمد تقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *