ثبوت امامت امام مهدی

سخن پیرامون غیبت حضرت ولی عصر، فرزند امام حسن عسکریعلیه السلام فرع بر ثبوت امامت ایشان است. و مخالف آن از دو حال خارج نیست: یا امامت آن حضرت را پذیرفته و آنگاه دلیل غیبت آن مورد را جویا میشوند، در این صورت، پاسخگوی او خواهیم بود.
إمامته دلّلنا علیها بان نقول: قد ثبت وجوب الإمامه مع بقاء التکلیف علی من لیس بمعصوم فی جمیع الاحوال و الاعصار بالادلّه القاهره، وثبت ایضاً انّ من شرط الإمام ان یکون علی عصمته وعلمنا ایضاً ان الحقّ لا یخرج عن الامه.
فإذا ثبت ذلک وجدنا الامه بین اقوال:
بین قائل یقول: لا إمام، فما ثبت من وجوب الإمامه فی کلّ حال یفسد قوله.
یا این که امامت آن حضرت را نمیپذیرند، که در صورت عدم پذیرش امّت، پرسش از غیبت ایشان مفهوم نخواهد داشت و بایستی در آن صورت به بحث برخیزد و چنانچه در اصل امامت ایشان با ما نزاع کند ما نیز چنین استدلال خواهیم کرد:
وجوب امامت با بقای تکلیف در جمیع احوال و همیشه بر عهده کسانی که معصوم نیستند به وسیله ادله محکم و استوار اثبات شده،(۵) و باز ثابت شده است که شرط امام بودن این است که قطعاً معصوم باشد، [علاوه بر این میدانیم که حقّ از میان این امّت خارج نیست.
با توجّه به آنچه که گذشت، پیرامون این مساله چند دیدگاه وجود دارد:
۱ – عدّهای معتقدند که امامی در کار نیست. این اعتقاد فاسد و باطل است، چرا که ثابت شده که وجود امام در هر حالی واجب است.
وقائل یقول بإمامه من لیس بمقطوع علی عصمته، فقوله یبطل بما دلّلنا علیه من وجوب القطع علی عصمه الإمامعلیه السلام.
ومن ادّعی العصمه لبعض من یذهب إلی إمامته، فالشاهد یشهد بخلاف قوله، لانّ افعالهم الظاهره واحوالهم تنافی العصمه، فلا وجه لتکلّف القول فیما نعلم ضروره خلافه.
و من ادّعیت له العصمه وذهب قوم إلی إمامته کالکیسانیّه القائلین بإمامه محمّد بن الحنفیّه، والناووسیّه القائلین بإمامه جعفر بن محمّدعلیه السلام، وانّه لم یمت والواقفیّه الّذین قالوا: إنّ موسی بن جعفرعلیه السلام لم یمت، فقولهم باطل من وجوه سنذکرها.
۲ – گروهی به امامت کسی اعتقاد دارند که دارای مقام عصمت نیست، این قول هم با دلایل ما مبنی بر لزوم عصمت امام [که در آینده خواهد آمد] باطل میشود.
۳ – برخی دیگر هم برای افراد خاصی [نظیر خلفا و یا بعضی از صحابه]ادعای عصمت میکنند؛ در این مورد شواهد بسیاری وجود دارد که بر خلاف این مدعا شهادت میدهند؛ چرا که اعمال ظاهری و حالات آنها با مقام عصمت منافات دارد، بنابراین پیچیده کردن مساله و استدلال درباره موضوعی که ما خلاف آن را بدیهی میدانیم فایدهای ندارد
۴ – و اعتقاد همه کسانی که برای افراد خاصی مدعی عصمت و امامت شدهاند، باطل است؛ همچون:
الف: کیسانیه که به امامت محمّد بن حنفیه اعتقاد دارند.
ب: ناووسیه، که اعتقاد به امامت امام صادقعلیه السلام داشته و بنابراین عقیدهاند که آن حضرت از دنیا نرفته و همان مهدی موعود است.
ج: واقفیه که میگویند: امام موسی بن جعفرعلیه السلام از دنیا نرفته است و ما به زودی دلایل بطلان همه آنها را بیان خواهیم کرد.
فصار الطریقان محتاجین إلی فساد قول هذه الفرق لیتمّ ما قصدناه ویفتقران إلی إثبات الاصول (الثلاثه) الّتی ذکرناها من وجوب الرئاسه، و وجوب القطع علی العصمه، و انّ الحقّ لا یخرج عن الامّه، ونحن ندلّ علی کلّ واحد من هذه الاقوال بموجز من القول لانّ استیفاء ذلک موجود فی کتبی فی الإمامه علی وجه لا مزید علیه.
و الغرض بهذا الکتاب ما یختصّ الغیبه دون غیرها واللَّه الموفّق لذلک بمنّه.
و الّذی یدلّ علی وجوب الرئاسه ما ثبت من کونها لطفاً فی الواجبات العقلیّه فصارت واجبه،
پس بنابراین هر دو طریق استدلال، متوقف بر دو امر هستند: اوّل بطلان اعتقاد این فرقهها، تا آنچه را که قصد کردهایم [اثبات غیر امامعلیه السلام] تمام شده و به مقصود برسیم.
دوم نیازمند به اثبات اصول سه گانهای هستند که ذکر کردیم؛ یعنی وجوب امامت، وجوب یقین بر عصمت امام، و اینکه اعتقاد حقّ و درست از امّت اسلامی خارج نیست.
ما هر کدام از این امور سه گانه و اقوال گوناگون آن را به شکل مختصر و کوتاه بحث خواهیم کرد؛ زیرا بحث مفصل و مشروح در این مورد در کتبی که پیرامون امامت نوشتهایم موجود است و هدف در این کتاب، پرداختن به موضوع اختصاصی غیبت است نه چیز دیگری و [امیدوارم که] خداوند منت گذارد و با کرمش در این مهم توفیق دهد.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *