امام زمان امام از یاد رفته

نعمت امام زمان علیه السلام از همه جهت، عام و فراگیر است و همه مخلوقات از آن بهره جسته اند. امّا با یک نگاه کلّی به مردم جهان، می بینیم که اکثر مردم دنیا اصلاً به وجود امام عصر علیه السلام واقف نیستند و ایشان را به عنوان ولیّ نعمت خویش نمی شناسند؛ تا بخواهند شکر حضرتش را به جای آورند. از این رو، برای بیش تر مردم دنیا، یاد کردن از امام زمان علیه السلام به طور کلّی منتفی است؛ چرا که شناخت حضرت اصلاً برای آن ها مطرح نیست؛ تا نوبت به یاد قلبی و زبانی برسد. پس نعمت حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه با وجود این که فراگیر است، ولی از غیر شیعه توقّع یاد حضرتش نمی رود. بنابراین مساله یاد شدن امام زمان علیه السلام برای همه مردم جهان غیر از اقلیّت شیعیان، منتفی است. این نکته مهم، یکی از ابعاد غربت آن حضرت را نشان می دهد.
امّا اقلیّتی که حضرتش را می شناسند، آیا حقّ ایشان را از حیث یاد کردن به جای می آورند؟ در فصل قبل دیدیم که بسیاری از این گروه، در معرفت به اسم امام علیه السلام هم کمبودهایی دارند و از جهت معرفت به وصف نیز وضعیّت مناسبی ندارند. طبیعتاً وقتی در مرحله معرفت، دچار چنین نقصانی باشند، هنگام «یاد کردن» هم نارسایی ایشان نمایان می گردد.
در نهایت، عدّه بسیار کمی باقی می مانند- یعنی اقلیّتی از آن اقلیّت- که به طور
{صفحه۳۰۵}
نسبی، معرفت به اسم و وصف حضرت مهدی علیه السلام دارند. حال ببینیم این زیر مجموعه ناچیز، چگونه یاد امام علیه السلام را در قلب و زبان خویش، زنده نگاه می دارند؟ و آیا امام زمان علیه السلام برای این عدّه بسیار اندک، فراموش شده نیستند؟!
متاسّفانه مساله غیبت امام علیه السلام و غفلت از ایشان، مشکلات بسیاری بر سر راه این عدّه معدود به وجود آورده و امتحان دینداری را دشوارتر ساخته است؛ چرا که مردم نمی توانند امام خود را ببینند، با ایشان تماس عادی و اختیاری برقرار کنند و مسائل و مشکلات خود را مستقیماً با ولیّ نعمت خویش در میان بگذارند. اگر راه تماس عادی و معمولی با ایشان داشتند، شاید در یاد کردن امام زمان علیه السلام توفیق بیش تری پیدا می کردند.
البتّه وقتی غربت ائمّه پیشین علیه السلام را- حتّی در میان دوستدارانشان- در زمان حضورشان می بینیم، درمی یابیم که روح توجّه به امام عصر علیه السلام و ذکر ایشان، معرفت است و بدون معرفت، این غربت و غفلت، هم چنان باقی و برقرار است؛ هم چنان که با بودن معرفت، حضور و غیبت امام علیه السلام یکسان است.
امّا به هر حال، غیبت امام عصر علیه السلام امتحانی بزرگ است، که گاهی افراد سست ایمان، به دلیل ندیدن حجّت خدا، کم کم در ذکر امام خویش سهل انگار و بی توجّه می گردند. بدین ترتیب یاد آن امام حیّ، از دل و زبان آن ها کم رنگ می شود و حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف برای آن ها نیز از یاد رفته و غریب می گردند. با این همه مدّعیان، عدّه بسیار بسیار اندکی باقی می مانند که امام کاظم علیه السلام در توصیف آن ها می فرمایند:
یَغیبُ عَن اَبصارِ النّاس شَخصُهُ وَ لا یغَیبُ عَن قُلوبِ المُومِنینَ ذِکرُهُ.(۱)
شخص امام علیه السلام از چشم های مردم پنهان می شود، ولی یاد او از دل هایشان پنهان نمی گردد.
این گروه از مومنان، همواره به یاد مولای خویش هستند. شاید با چشم سر، امام زمان علیه السلام را نبینند، ولی با دیده دل، پیوسته حضرتش را مدّنظر دارند و قلب خود را

۱- بحارالانوار/ ج۵۱/ ص۱۵۰٫
{صفحه۳۰۶}
جایگاه معرفت و محبّت ایشان قرار داده اند. این است که درد هجران و یاد مشکلات و سختی های آن امام همام، همواره قلب آن ها را متاثّر می دارد و چشم هایشان را اشکبار می سازد. امام صادق علیه السلام می فرمایند:
اَما وَ اللهِ لَیَغیبَنَّ اِمامُکُم سِنیناً مِن دَهرِکُم… وَ لَتَدمَعَنَّ عَلَیهِ عُیُونُ المُومِنینَ.(۱)
توجّه داشته باشید! قسم به خدا، امام شما سالیانی از روزگارتان در غیبت خواهد بود… و چشم های مومنان بر آن حضرت گریان می شود.
شدّت معرفت و محبّت این عدّه بسیار کم، سبب می شود که دل هایشان به «یاد» محبوب، دردناک شود و آثار ذکر قلبی بر زبان و سایر اعضاء و جوارح ایشان جاری گردد. امّا این گروه از مومنان، بسیار اندک اند؛ تا آن جا که خودشان نیز به تبعیّت از مولای غریبشان همواره غریب هستند و مورد توجّه قرار نمی گیرند. صرف نظر از این عدّه که می توان آن ها را «استثناء» دانست، بقیّه آن اقلیّت شیعه، در یاد کردن امام زمان علیه السلام واقعاً کوتاهی می کنند و لذا آن امام همام، برای امّت ناسپاس خود، غریب «از یاد رفته» است.
برای ملموس تر شدن این واقعیّت تلخ، یکی از روشن ترین اوصاف امام علیه السلام را تذکّر می دهیم تا هرکس خود به داوری بپردازد. در بخش پیشین اشاره شد که امام رضا علیه السلام در وصف امام معصوم فرموده اند:
اَلاِمامُ الوالِدُ الشَّفیقُ… وَ الاُمُّ البَرَّهُ بِالوَلَدِ الصَّغیرِ.(۲)
امام (در مهربانی، مانند) پدر دلسوز… و مادر نیکوکار به بچّه کوچک است.
حال ببینیم مومنانی که امام زمان خود را به این وصف می شناسند، آیا ذکر و یاد مناسب با این وصف را دارند؟
فرض کنید پدر مهربان و یا مادر فداکاری هستند که فرزندان آن ها به هر دلیل نمی تواند مستقیماً با ایشان ارتباط داشته باشند. به تعبیری، نسبت به آن ها غایب

۱- کمال الدّین/ باب ۳۳/ ح۳۵٫
۲- اصول کافی/ کتاب الحجّه/ باب نادر جامع فی فضل الامام و … ح ۱٫
{صفحه۳۰۷}
هستند؛ مثلاً مسافرت رفته، یا گرفتار زندان شده، یا به هر دلیلی از دسترس ایشان خارج می باشند. در این صورت آن ها چقدر از این پدر و مادر به سفر رفته و یا در بند خویش یاد می کنند؟ خصوصاً اگر والدّین خیلی دلسوز و فداکار بوده، فرزندان هم باوفا باشند، واقعاً در زمانی که پدر و مادر غایب هستند، آن ها را از یاد نمی برند و جای خالی آن ها را هر لحظه حس می کنند. هر قدر که این دوری و جدایی طولانی شود، ندیدن پدر و مادر برای فرزندان، طبیعی و عادی نمی شود، بلکه در هر مناسبت تلخ یا شیرین و در هر اجتماع خانوادگی، بیش از هرکس به یاد آن ها هستند، عکس آن ها را در گوشه و کنار خانه قرار می دهند، همواره وجود پدر و مادر خویش را به دیگران گوشزد کرده، متذکّر می شوند که آن ها به سفر رفته اند، ولی بالاخره «می آیند». هرکس هم که به طریقی با آن ها ارتباط برقرار کند، ابتدا از احوال پدر و مادر غایب آن ها جویا می شود و سپس آن ها را با عبارات مختلف تسلّی می بخشد.
فرزندان نیز، هربار با یکدیگر تماس داشته باشند، در هر برخوردی درباره درد هجران خود سخن می گویند، پیش از هر کلام و بیش از هر چیز، از پدر و مادر خود صحبت می کنند و از یکدیگر می پرسند که آیا نامه ای دریافت نکرده اید؟! تماس تلفنی نداشته اید؟ حالشان چطور است؟ فلان خبر ناگوار و یا خوشحال کننده وقتی به آن ها رسید، چه حالی داشتند؟
خلاصه، به هر مناسبت و بهانه ای، یاد قلبی خویش را به صورت های گوناگون به زبان می آورند. هرکدام از آن ها آرزو می کنند که بتوانند حداقل صدای پدر و مادر خویش را بشنوند. اگر تماس تلفنی برقرار شود، هریک از اعضاء خانواده در شنیدن صدای آن ها از دیگری سبقت می گیرند. حتّی اگر بفهمند که آن ها کاملاً سالم هستند، باز هم راضی نمی شوند و می خواهند که آن ها را ببینند و یا لااقل صدایشان را بشنوند و … در این میان، دخترها از پسرها بیش تر تب و تاب دارند؛ همان طور که والدّین مخصوصاً پدر- دختر را بر پسر مقدّم می دارد.(۱) به همین دلیل، دخترها بیش تر

۱- در آداب تربیت فرزندان، از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده که پدر در هدیه دادن به فرزندانش خوب است که دختر را بر پسر مقدّم دارد، «لِیَبدَا بِالاِناثِ قَبلَ الذُّکُورِ» بحارالانوار/ ج۱۰۴/ ص۶۹٫
{صفحه۳۰۸}
احساس دلتنگی می کنند.
گاهی مجلس سرور خانوادگی برگزار می شود، مثلاً روز عیدی فرا می رسد و یا جشن عروسی پشی می آید و … وقتی همه دور هم گرد آمده اند، غیبت آن عزیزان در این مجلس شادی، ناراحتی آن ها را افزوده، دائماً با دل و زبان، متذکّر یاد پدر و مادر شده، این سخنان را به زبان می آورند: اگر پدر بود…! اگر مادر بود…!
اگر پدر و مادرشان گرفتار باشند، لازم نیست کسی به آن ها بگوید که برایشان دعا کنید. فرزندان، به طور طبیعی از هیچ کاری برای رهایی والدین خود مضایقه ندارند، در انجام انواع دعاها و توسّلات کوتاهی نمی کنند، اگر بشنوند که عمل یا نذری در رفع گرفتاری آن ها اثر دارد، فوراً به انجام آن اهتمام می ورزند، هر کاری را که احتمال اثر داشته باشد، انجام می دهند و در دعا و خواستن حوائج، آن ها را بر خویش مقدّم می دارند.
بی خبر ماندن از وضعیّت پدر و مادر، برای فرزندان سخت و دردناک است. اگر مدّتی نامه ای دریافت نکرده یا تماس تلفنی نداشته باشند، رنج و ناراحتی زیادی متحمّل می شوند و … این وضعیّت فرزندان مهربان در مقابل والدّین دلسوز و فداکارشان است.
حال ببینیم آن چه در این مثال بیان شد، چقدر بر حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف- که امام زمان ما هستند- تطبیق می کند و سپس وضعیّت مومنان را نسبت به ایشان بسنجیم.
آیا ایشان پدر مهربان و دلسوزی برای شیعیان و دوستدارانشان نیستنند؟! آیا ایشان به اندازه یک پدر خوب و دوست داشتنی و یک مادر نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش، به دوستان خود لطف و محبّت ندارند؟ آیا ایشان گرفتار و در بند زندان غیبت نیستند؟! آیا از خبرهای ناراحت کننده ما آگاهی ندارند؟! ایشان با آگاهی از این خبرها، چه حالی پیدا می کنند؟!
واقعیّت این است که همه ما فرزندان کوچک- و اغلب ناسپاس- امام علیه السلام هستیم که در هر لحظه و هر حالت- آسانی یا سختی، شادی یا غم، غنا یا فقر و در هر آن
{صفحه۳۰۹}
و هر دم- به دستگیری و رسیدگی ایشان نیاز داریم. امّا چقدر مانند یک فرزند باوفا با ایشان برخورد کرده ایم؟ چند درصد از مومنان- همان گونه که به پدر و مادر خویش توجّه می کنند- با حضرت بقیّه الله علیه السلام ارتباط قلبی دارند؟ چقدر جای خالی امام زمان علیه السلام برای ما مشهود است؟ چند بار پیش آمده که از عمق دل بگوییم: اگر مولای ما حاضر بود، چنین و چنان می شد؟ در خوشی ها و ناخوشی های خود، چقدر به یاد ایشان بوده ایم؟ آیا از بی خبری نسبت به ایشان هیچ احساس ناراحتی کرده ایم؟ خدای ناکرده امر غیبت برای ما عادی نشده است؟ آیا برای ما واقعاً سخت است که با همه نشست و برخاست داشته باشیم و در هر محفلی شرکت کنیم، ولی جمال زیبای ایشان را نبینیم؟! چند درصد از شیعیان، این جمله دعای ندبه را از اعماق دل خود زمزمه می کنند:
عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری، وَ لا اَسمَعَ لَکَ حَسیساً وَ لا نَجوی.(۱)
برای من سخت است که همه را ببینم، ولی شما دیده نشوی، و هیچ صدا و نجوایی از شما نشنوم.
چه تعداد از معتقدان به ایشان، جای خالی حضرتش را همواره احساس می کنند و از عمق دل می سوزند؟ اگر پدر و مادرمان در زندان باشند، همه را ببینیم، ولی با آن ها نتوانیم ارتباط برقرار کنیم، زجر می بریم و برای آن ها دعا می کنیم یا نه؟! امام زمان علیه السلام هم در زندان «غیبت» هستند؛ زندانی که خود ما با کفران نعمت هایمان برای ایشان ایجاد کرده ایم. این سنّتی است که به فرموده امام باقر علیه السلام از حضرت یوسف علیه السلام در آن حضرت وجود دارد.(۲) حال چه تعداد از مومنان، درد زندانی بودن

۱- بحارالانوار/ ج۱۰۲/ ص۱۰۸٫
۲- ابوبصیر از امام باقر علیه السلام نقل می کند که آن حضرت، در ضمن بیان شباهت های حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه با برخی از انبیای سلف علیهم السلام فرمودند: فی صاحبِ هذَا الاَمرِ… سُنَّهٌ مِن یُوسُفَ.. وَ اَمّا مِن یُوسُفَ فَالسِّجنُ وَ الغَیبَهُ (کمال الدّین/ باب ۳۲/ ح۱۱). این ویژگی در برخی از ائمّه علیهم السلام پیش از حضرت مهدی علیه السلام نیز بوده است. امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام توسّط ظالمان سال های طولانی به زندان گرفتار شدند و مردم از ارتباط عادی و آسان با ایشان محروم گشتند. البتّه ایشان که «یدالله» و مظهر قدرت خداوند، بودند، می توانستند با اعمال آن قدرت خود را از بند برهانند، ولی با صبر بر قضای الهی آن را تحمل می فرمودند. در مورد امام عصر علیه السلام نیز دقیقاً همین طور است. ایشان قبل از اذن کلّی خداوند به ظهور و فرا رسیدن زمان فرج، آن قدرت مطلقه الهی را- که در زمان غیبت هم دارا هستند- به طور کامل آشکار نمی کنند و به دستگیری های جزئی و موردی، در مواردی که صلاح بدانند، اکتفا می فرمایند. اظهار آن قدرت بیکران الهی برای همگان و در همه صحنه ها، موکول به اذن فرج نهایی از جانب خداوند نسبت به ظهور امام علیه السلام می باشد.
{صفحه۳۱۰}
مولایشان در زمان غیبت را، با تمام وجود حس می کنند و از این مساله در رنج هستند؟ آیا زندگی بدون دیدن ایشان برای ما حقیقتاً سخت و تلخ است؟ چند درصد از شیعیان- بدون این که احتیاج به سفارش داشته باشند- برای فرج آن حضرت دعا می کنند؟ خود ما چقدر برای رهایی ایشان از بند غیبت توسّل پیدا کرده ایم؟ آیا مجلسی به طور خاص برای دعا در حقّ ایشان و تعجیل فرجشان تشکیل داده ایم؟ این ها همه جای تامّل دارد.
در میان عدّه بسیار اندک از اقلیّت شیعه، چند درصد این گونه به فکر ولیّ نعمت خویش هستند و انتظار رسیدن خبر و اثری از ایشان را می کشند؟ چند نفر از مومنان سراغ دارید که به هر بهانه ای به یاد امام محبوب خود می افتند و به هر مناسبتی از مولای خویش یاد می کنند و می گویند: اگر مولایم غایب نبود… چنین و چنان نمی شد! حق این است که هرچه مدّت غیبت این پدر دلسوز بیش تر می شود، بی تابی در فراق ایشان نیز باید افزون گردد، امّا آیا اکنون چنین است؟
با این تفصیل، اگر بگوییم امام زمان علیه السلام در میان معتقدان به ایشان هم فراموش شده و از یاد رفته اند، اغراق و مبالغه نکرده ایم. می بینیم که آیا متاسّفانه- آن طور که باید- از آن حضرت یاد نمی شود و لذا ایشان در میان خواص هم غریب هستند.
تمام آن چه گفته شد، بیان غربت ایشان، صرفاً نسبت به یکی از اوصافشان بود. اگر در مورد دیگر ویژگی های ایشان هم بررسی کنیم، وضعی بهتر از این ندارد. پس به خود حق می دهیم که بگوییم امام زمان ما، در این زمان، واقعاً «از یاد رفته» و غریب هستند.
این وضع دردآور، در حالی است که اگر محبّت به آن حضرت، واقعاً در حدّ شایسته و مورد انتظار باشد، نباید هیچ گاه ایشان را از یاد ببریم. لذا باید از این غفلت شیطانی
{صفحه۳۱۱}
عقوبت آور، احساس خطر کرده، همواره از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد که یاد امام خود را فراموش نکنیم، و پیوسته به پیشگاه الهی عرضه بداریم:
اللّهُمَّ… ولا تُنسِنا ذِکرَه، و انتِظارَهُ، و الایِمانَ بِهِ، و قُوَّهَ الیَقینِ فی ظُهُورِهِ، و الدُّعاءَ لَهُ، و الصَّلاهَ عَلَیهِ، حتّی لا یُقَنِّطَنا طُولُ غَیبَتِهِ مِن قیامِهِ، و یَکُونَ یَقینُنا فی ذلِکَ کَیَقینِنا فی قِیامِ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِ و آلِهِ، و ما جاءَ بِهِ مِن وَحیِکَ و تَنزیلِکَ.(۱)
خدایا و از یاد ما مبر یاد او، انتظار او، ایمان به او، شدّت یقین به ظهور او، دعا برای او، و درود فرستادن برای او را؛ تا این که طور غیبت حضرتش، ما را از قیامش نومید نسازد، و یقین ما به این امر (قیام حضرت مهدی علیه السلام) همانند یقین ما به قیام پیامبرت صلّی الله علیه و آله و سلّم و آن چه از وحی و قرآن تو آورده است، باشد.
توفیق فراموش نکردن امام علیه السلام از طریق ازدیاد معرفت و محبّت، و با تذکّرات پیوسته مومنان به یکدیگر حاصل می شود.
صاحب کتاب ارزشمند «مکیال المکارم»، در بحث ذکر امام علیه السلام تذکّر داده اند که شیعیان باید نسبت به این امر، اهتمام و جدیّت داشته باشند. در قسمتی از فرمایش های خود چنین آورده اند:
وَ اِن کُنتَ مِن اَهلِ الغَفلَهِ وَ الاِعراضِ عَنهُ، فَوا اَسَفا عَلَیکَ. قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ:(۲) (وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یَومَ القِیامَهِ اَعمی قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنی اَعمی وَ قَد کُنتُ بَصیراً، قالَ کَذلِکَ اَتَتکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الیَومَ تُنسی).(۳)
و اگر از اهل غفلت و اعراض از آن سرور باشی، جای تاسّف است. خدای عزّوجلّ فرموده: «و هرکس از ذکر من اعراض کند، همانا برای او معیشت تنگی خواهد بود و روز قیامت، او را نابینا محشور خواهیم ساخت. [در آن

۱- کمال الدّین/ باب ۴۵/ ح۴۳٫
۲- طه/ ۱۲۴- ۱۲۶٫
۳- مکیال المکارم/ ج۲/ ص۳۰۹٫
{صفحه۳۱۲}
حال] گوید: پروردگارا! چرا نابینایم محشور فرمودی، در حالی که من در دنیا بینا بودم؟! [خداوند] فرماید: این چنین آیات ما بر تو رسید، پس تو آن ها را از یاد بردی و غفلت کردی، و همین طور امروز تو فراموش می شوی».(۱)
در حدیث آمده است که منظور از آیات، در آیه شریفه سوره طه، ائمّه معصومین علیهم السلام هستند. امام صادق علیه السلام فرموده اند:
اَلآیاتُ، الاَئِمّه علیه السلام.(۲)
مراد از آیات، ائمّه علیهم السلام هستند.
اگر کسی امامان خود را در دنیا فراموش کند، روز قیامت خودش از یاد می رود و نابینا محشور می شود. صاحب مکیال در ادامه می فرمایند:
کدام سختی و تنگی، از تاریکی غفلت و نادانی بدتر است؟ و کدام حسرت، از کوری روز قیامت بزرگ تر؟! و کدامین بیم و وحشت، از آن پشیمانی زشت تر و کوبنده تر؟ چه مصیبت بزرگ و دردناکی!!
پس شتاب کن، شتاب، برای خلاصی خودت و آزاد سازی گردنت.(۳)
برای رهایی از این ندامت و مصیبت دنیوی و اخروی، چه راهی وجود دارد؟ چگونه می توان از «معیشتِ ضَنک» در دنیا و کوری قیامت نجات یافت؟ مرحوم صاحب مکیال خود توصیه می کنند که:
و این حاصل نمی گردد مگر با یاد مولایت، تا در دنیا و آخرت، دستت را بگیرد، که خدای تبارک و تعالی شانه می فرماید:
یَومَ نَدعُو کُلَّ اُناسٍ بِامامِهِم.
روزی که هر مردمی را با امامشان می خوانیم.(۴)
فَکُن- وَفَّقَکَ اللهُ تَعالی- مِمَّن تَذکُرُ اِمامَهُ لِیَذکُرَهُ.(۵)

۱- ترجمه مکیال المکارم/ ج ۲/ ص ۴۴۲٫
۲- تفسیر کنز الدّقائق/ ج۸/ ص ۳۷۰٫
۳- ترجمه مکیال المکارم/ ج۲/ ص۴۴۳٫
۴- ترجمه مکیال المکارم/ ج۲/ ص ۴۴۳٫
۵- مکیال المکارم/ ج۲/ ص ۳۰۹٫
{صفحه۳۱۳}
پس تو- که خدای تعالی توفیقت دهد- در زمره کسانی باش که امام خود را یاد می کنند، تا او هم تو را یاد کند.
تنها راه نجات از هلاکت، تمسّک به عنایت امام زمان علیه السلام است. اگر شیعه، به داشتن چنین ملجا و پناهگاهی افتخار می کند، چرا به سراغ آن نمی رود؟! پس باید دست به دستان مبارک آن حضرت داد تا انسان را در دنیا و آخرت نجات دهد و او را در روز قیامت در زمره پیروان خویش قرار دهد.
امّا متاسّفانه نه تنها جاهلان نسبت به امامت، بلکه حتّی کسانی که نسبت به اهمیّت این موضوع آگاهی دارند، باز هم در حدّ شایان توجّه، از مولای خویش یاد نمی کنند و کوتاهی آن ها در انجام وظیفه خویش، سبب محرومیّت عدّه دیگری از آشنایی با امام علیه السلام شده است و این امر، یاد امام زمان علیه السلام را در جامعه، به تدریج محو می سازد.
امام جواد علیه السلام در حدیثی ضمن معرّفی جانشینان خویش به مساله «موت ذکر» امام زمان علیه السلام در زمان غیبت اشاره کرده اند:
امام بعد از من، پسرم علی است. امر او، امر من است. و سخن او، سخن من، و اطاعت از او اطاعت از من است. و امام پس از او پسرش حسن است. امر او امر پدرش، و سخن او سخن پدرش، و اطاعت از او اطاعت از پدرش می باشد. سپس سکوت فرمود. عرض کردم: ای پسر رسول خدا! پس امام بعد از حسن کیست؟ حضرت گریه شدیدی کردند، سپس فرمودند:
اِنَّ مَن بَعدَ الحَسَنِ ابنُهُ القائِمُ بِالحَقِّ المُنتَظَرُ. فَقُلتُ لَهُ: یَابنَ رَسُولِ اللهِ لِمَ سُمِّیَ القائِمَ؟ قالَ علیه السلام: لِاَنَّهُ یَقُومُ بَعدَ مَوتِ ذِکرِهِ وَ ارتِدادِ اَکثَرِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ.(۱)
بعد از حسن پسرش، قائم به حقّ، و همان شخصی است که انتظار او را می کشند. عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا! چرا ایشان «قائم» نامیده شده اند؟ فرمودند: زیرا او زمانی قیام می کند که یادش مُرده است، و اکثر معتقدین به امامت وی، از عقیده خود باز گشته اند.

۱- کمال الدّین/ باب ۳۶/ ح۳٫
{صفحه۳۱۴}
مردن و از بین رفتن ذکر امام علیه السلام چگونه است؟ هر نعمتی اگر متناسب با ویژگی ها و ارزش خود، در ظرف و زمینه مناسب و شایسته از او یاد نشود، در حقیقت ذکرش مرده است. با مروری بر مساله «ذکر» درباره صفت «پدر دلسوز» و «مادر نیکوکار»، دیدیم که چگونه در ذکر امام زمان علیه السلام از این جهت کوتاهی می شود و عدّه بسیار بسیار اندک هم- آن چنان که باید- از مولای خویش یاد نمی کنند. از طرفی اقلیّت شیعه نیز، در حد عمیق و شایسته آن، از اوصاف امامشان آگاهی ندارند و لذا حقوق ایشان را درست نمی شناسند. از طرف دیگر، اکثریّت مردم روی زمین هم اصلاً امام شناس نیستند؛ تا بخواهند به زنده نگهداشتن ذکر ایشان بپردازند. پس به راستی می توان گفت که ذکر امام علیه السلام در دنیای امروز مرده است.
چقدر مرتکب کوتاه بینی شده ایم. اگر برگزاری چند مراسم مربوط به نیمه شعبان و اندکی چراغانی و پوستر و … را دلیل بر زنده بودن یادشان در روی زمین بدانیم. یاد امام علیه السلام باید متناسب با مقام و منزلت ایشان و زمینه ها و مناسبت های مختلف با همه انواع و اقسامش باشد. در غیر این صورت، هر عقل سلیمی چنین مولایی را «از یا رفته و غریب» می داند.
به هر حال نباید بپنداریم که «موت ذکر» امام زمان علیه السلام، به این است که هیچ کس تولّد ایشان را جشن نگیرد و به یاد ایشان نُقل و شیرینی پخش نکند. البتّه هیچ کس تردید ندارد که برپایی همین مراسم و مجالس- گرچه یک بار در سال- لازم است، ولی کیست که درباره اوج مقام و فضائل حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه، اندکی از بسیار بداند و با قطره ای از دنیای حقوق حضرتش- که برعهده ماست- آشنا باشد، آن گاه این مجالس یک بار در سال را برای تذکّر و یادآوری نسبت به حضرتش کافی بداند؟
باید با دید عمیق تر و وسیع تر به مساله نگریست. باید دید اعتقاد صحیح نسبت به امام زمان علیه السلام در کلّ جامعه به چه صورت است. متفکّران و اندیشمندان در این باره چه اندازه روشن هستند؟ و چقدر در زمینه معرّفی ایشان تلاش می کنند؟ با چه دقّت نظر و عمقی، به مساله مهدویّت توجّه می شود؟ برای معرّفی صحیح امام علیه السلام چه تعداد جزوه و کتاب و نشریّه منتشر می شود؟ چند درصد از کسانی که نیمه شعبان در
{صفحه۳۱۵}
جشن میلاد آن حضرت شرکت می کنند، با وظایف خود نسبت به ایشان آشنا هستند؟ دوستداران حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه، تا چه اندازه برای تربیت نسلی مهدوی و منتظر حضرتش می کوشند؟ برای آشنا ساختن جهانیان- که همه، رعیّت حجّت خدا هستند و بر سر خوان احسان او نشسته اند- با ولیّ نعمت خود، چه کارهایی صورت گرفته است.
اگر همه این ها در حدّ مناسب و شایسته ای وجود داشته باشد، یاد حضرتش در جامه زنده می ماند. ولی متاسّفانه فرمایش امام جواد علیه السلام در حقّ حضرت مهدی علیه السلام صادق است. همین غربت جانسوز، قلب امام جواد و دیگر ائمّه علیهم السلام را به درد آورده و چشم هایشان را اشکبار کرده است.
خدایا به غُربتِ آن محبوب پنهان رحم کن و هرچه زودتر، جهان را به ظهورش نورانی بگردان.
{صفحه۳۱۶}
فصل ۳: امامِ فرو نهاده
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *