اسلام و در انتظار یک آینده درخشان

«وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ اَنَّ الْاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»[۸۳]
دین اسلام، دعوتش ایمان به خداوند یگانه و توحید خالص است. چنانچه از اعتقادات و تعالیم اخلاقی، قوانین حقوقی و کیفری، آداب کشورداری و حکومت و کلّیه احکام و وظایفی که راجع به تمام نواحی فرد و جامعه مقرر نموده، معلوم و آشکار است، هدفش متّحد کردن جماعات و ملّتها، برداشتن دیوارهای امتیازات و اعتبارات لغو و بیاثر، برقرار کردن توحید کلمه، همکاری و ارتباطی که ریشه و پایه آن کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است، میباشد.
اسلام میخواهد تمام اختلافات و جداییهایی را که به نامهای گوناگون پدید آمده، به وسیله عقیده توحید از میان بردارد؛ اختلافات نژادی، اختلافات طبقاتی، اختلافات ملّی و وطنی و جغرافیایی، اختلافات مسلکی و حزبی و زبانی همه باید از میان برود و سبب امتیاز و افتخار و اعتبار نباشد، حتی باید اختلافات دینی هم کنار گذاشته شود و همه تسلیم فرمان خدا (که همان است) باشند.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۸۸
اسلام برای بشر، رسیدن به چنین روزی را پیش بینی کرده و در حدودی که وظیفه تشریع است، مقدّمات آن را فراهم ساخته و عملی شدن آن را به آماده شدن زمینه کامل آن موکول نموده است.
ما میبینیم جریان اوضاع جهانی و پیشرفتهایی که در ناحیه امور مادّی و صناعی نصیب بشر شده؛ و روابط نزدیکی که به واسطه وسایل ارتباط کنونی با هم پیدا کردهاند، همه را به یک اتّحاد واقعی و همکاری صمیمانه روحانی و برادری حقیقی بیشتر محتاج کرده، و هرچه جلوتر برویم، احساس این احتیاج بیشتر میشود.
امروزه تمام ملل جهان به صورت یک واحد درآمده و همه افراد بشر نسبت به یکدیگر، حکم همسایه؛ بلکه اعضای یک خانواده را دارند، همچنانکه اگر دو همسایه یا اعضای یک خانواده با هم اختلاف داشته باشند و هرکدام مسلک یا دین یا وطن یا زبان یا عادات جداگانه داشته و بخواهند از حکومت بخصوص و روش و مکتب خاصی پیروی کنند، زندگی برای هر دو همسایه تلخ شده و همواره باید در جنگ و ستیز باشند.
مردم دنیای امروز نیز چنین شدهاند؛ تا یک وحدت عقیده و وحدت رویه و هدف قوانین، عادات و آداب و نظامات برقرار نشود، آن هم به طوری که تمام جامعههای کوچک و بزرگ دنیا در آن برابر و مساوی باشند، اروپایی بر آفریقایی و شرقی، و غربی بر شرقی آقایی نداشته باشد، امنیت و آسایش واقعی حاصل نمیشود. همواره یک دسته محروم ویک طبقه برخوردار، یک دسته غالب و یک جامعه مغلوب خواهد بود. باید این همه موجبات اختلاف و جدایی که در اثر ترقی فکر بشر، بیمایه بودن آنها معلوم شده، از میان برود و آن جامعه محکم و حقیقتپرست صالحی که قرآن مجید وعده داده است، وارث زمین بشود.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۸۹
بدیهی است رسیدن بشر به چنین مقصد عالی آسایش بخش در گرو اسباب چندی است که از آن جمله: وجود قوانین عادلانه، تعالیم اجتماعی، نظامات جزایی و حقوقی، برنامههای وسیع تعلیم و تربیت صحیح و عمران است که از آلایش اغراض افراد و طبقات پاک باشد، و تنها دین مقدّس اسلام به حدّ اعلا این جهان را تامین و تضمین نموده است، و از جمله: ترقّی فکر بشر و توجّه او به لزوم تشکیل چنان اجتماع عادل و درخشان در اثر فشار ظلم، طغیان، فراوانی نابکاری، فساد و عجز زمامداران از اصلاح امور است.
و از آن جمله است: وجود یک رهبر عالی مقام روحانی، یک رهبر پاک و منزه از احساسات حیوانی، خشم، شهوت، کبر و غرور و خودخواهی. یک رهبری که فقط وابسته به خدا باشد و به همه ملّتها، جمعیتها، نژادها با چشم مهربانی و تساوی و برابری کامل نگاه کند که:
«لا فَضْلَ لِعَرَبِیّ عَلی عَجَمِیّ»؛
«هیچ فضیلت و برتری برای عربی نسبت به عجمی نیست».
و
«النّاسُ کُلُّهُمْ سَواسِیَهٌ کَاَسْنانِ الْمُشْطِ»؛
«همه مردم همانند دندانههای شانه مساویاند».
و
«الْخَلْقُ کُلُّهُمْ عَیالُ اللَّهِ؛ فَاَحَبُّهُمْ إِلَی اللَّهِ اَنْفَعُهُمْ لِعَیالِهِ»؛
«همه مردم عیال خدایند، پس محبوبترین ایشان به خدا، سودمندترینشان بر عیال خدا است».
رهبران دیگر که به این صفات آراسته نیستند و به این تعالیم آشنایی ندارند، حتماً نخواهند توانست چنین دنیایی را که افرادش تشنه یک حکومت عادلانه
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۰
هستند، اداره کنند و همه افراد بشر؛ اعم از سیاه، سفید، آسیایی، اروپایی، آفریقایی و آمریکایی را یکسان ببینند و همه را در حقوق عالی انسانی شریک قرار دهند.
اینها عالیترین همّتشان، استثمار یک دسته برای دسته دیگر و هضم یک جامعه در جامعه قویتر و کوشش برای مصالح یک ملّت است. این میخواهد آفریقایی بینوا و الجزایری آزاده روح را، با کشتارهای مهیب و تعذیبهای دلخراش، غلام حلقه به گوش ملّت دیگر کند و اگر یک لقمه نانی هم در دست او است، از او ربوده و ذخایر طبیعی او را مالک باشد تا عیاشها و ثروتمندان کشورش را از خود راضی کند. آن دیگری هم میخواهد به نام طرفداری از ضعفا و جنگ با استثمار و استعمار، آزادی فردی را در عالم نابود سازد و بشر را از ابتداییترین حقوقش محروم و جامعه را به صورت یک ماشین جاندار بیاراده که پشت فرمان آن، چند نفر بیوجدان خدانشناس نشسته باشند، درآورد. آن یکی دیگر هم تقویت اقلیتها، جدایی انداختن میان ملل و تجزیه آنها را وسیله سلطه خود بر مردم ضعیف قرار میدهد.
این برنامه کار رهبران دنیا است و در گذشته و حال، وضع به همین منوال بوده و خواهد بود. این اشخاص هرچه هم بیغرض و بیهوا باشند، فقط حفظ مصالح آن جامعهای را که در آن وابسته هستند، در نظر میگیرند و به مصالح جمعیتها و آزادی ملل دیگر چندان اهمّیتی نمیدهند؛ زیرا خود را برگزیده یک جامعه و منتسب به یک حزب و مسلک میشمارند. پس از آنها هم نباید انتظار دیگری داشت. امروز و فردا معرّف کاردانی و لیاقت زمامداران علاقهمند به مصالح جامعه است، و به همین علّت است که همواره اقویا، ضعفا را میبلعند و برای آنها حقوقی را، که برای یک ملّت قوی میشناسند، قائل نیستند و به حساب نمیآورند و برای حفظ مصالح خود، از روشن کردن آتش جنگهای وحشتناک پروایی ندارند.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۱
امّا رهبران آسمانی چون وابسته به جمعیت خاصی نبوده و خود را وابسته به خدا، که خالق و رازق همه است، میدانند هدفشان یک آسایش عام و آزادی وسیع و یک سازمان عالی الهی است که در سایه آن جامعه، بشر مانند افراد یک خانواده زندگی کنند و سیاهپوست و سفیدپوست با هم برادر شوند که البته پیروزی ایشان در این مقصد، به درجه حضور خود افراد و آمادگی و ترقی سطح معلومات و رشد علمی و فکری آنان بستگی دارد.
به طوری که در اخبار و احادیث پیش بینی شده و خبر دادهاند، در آخرالزمان بر اثر ترقی علوم و فنون و توسعه روابط و نزدیک شدن ملل به یکدیگر و نیز در اثر جنگهای خانمان براندازی که دو ثلث بشر یا بیشتر نابود شوند و شیوع ظلم و بیاعتدالی و فساد و فحشا،[۸۴] و عجز زمامداران از اصلاح امور دنیا برای قبول حکومت عادلانه الهی و پیروی از یک رهبر صالح دینی و مذهبی؛ یعنی حضرت
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۲
مهدی موعود- علیه الصلاه و السلام- آماده میشود.
همچنانکه شبه جزیره عربستان و وضع عمومی دنیا به علّت فساد و خرابی دستگاهها و بینظمیها و پریشانی فوق العاده ضعفا برای ظهور حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله آماده شد، در آخرالزمان نیز، دنیا برای ظهور مصلح بزرگی که دوازدهمین جانشین آن حضرت و از فرزندان و اهل بیت او است، آماده خواهد شد. اگر آن روز به واسطه بُعد مسافتها و نبودن وسایل ارتباط و انحطاط سطح فکر مردم، رساندن همه ملل به این هدف عالی میسّر نگشت؛ ولی حتماً ظهور دین اسلام دنیا را به این مقصد نزدیک ساخت و بشر، نمونهای از آن وضع حکومت حقّ را در صدر اسلام مخصوصاً زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و زمان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و در استانهایی که امثال سلمان، حذیفه، عمار و مقداد حکومت داشتند، مشاهده کرد.
چهارده قرن پیش اگر برای رساندن ندای آزادیبخش قرآن:
«قُلْ یا اَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَهٍ سَوآءٍ بَیْنَنا وَبَیْنَکُمْ اَلّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِن دُونِ اللَّهِ»؛[۸۵]
«بیایید از کلمه حقّ که بین ما و شما یکسان است، پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا تعظیم نکنیم».
به گوش تمام ملل، به زمانهای طولانی و فرصتهای زیاد احتیاج بود، امروز فاصله زمان و مکان از بین رفته و صدای یک دعوت نجات دهنده روحانی به گوش همه کس میرسد و به طور مسلّم در آینده، این وسایل کاملتر و بیشتر میشود.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۳
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله زمینه را برای تحقق وعدهای که در قرآن مجید داده شد تا حدّی که در عهده مقام تشریع و نبوّت است، فراهم ساخت و آماده شدن زمینههای دیگر را به گذشت زمان و تحولات شگرفی که اسلام برای جهان پیشبینی کرده، واگذار فرمود و در ضمن بشارات قرآنی و اخبار متواتر صریح، ظهور مصلح آخرالزمان حضرت ولی عصر حجه بن الحسن- ارواح العالمین له الفداء- و توسعه دین اسلام در شرق و غرب را، به طوری که احدی نماند مگر آنکه موحّد و زبانش به کلمه طیبه توحید گویا شود، وعده داد.
و به حدّی این اخبار و بشارات راجع به ظهور آن حضرت و علایم و خصوصیات و جزئیات آن در کتب بزرگان علما و مشایخ محدثین شیعه و سنی متواتر، قطعی، مشهور و معروف است که در امور اعتقادی و مذهبی جز چند مورد، کثرت اخبار و روایات به این مقدار نیست. و باید گفت: ایمان به رسالت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر اخبار غیبی آن حضرت، با ایمان به وقوع این ظهور و عالمگیر شدن دین اسلام توسط حضرت مهدی علیه السلام ملازم و توام است.
ما به بسیاری از امور مذهبی و خصوصیات بعضی مطالب اعتقادی معتقدیم (و باید هم معتقد باشیم)، در حالی که در آن موارد بیشتر از چند حدیث صحیح نقل نشده است؛ پس به چنین مطلبی که عقل و شرع آن را تایید و تصدیق کرده و از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله تا حال مورد توجّه علمای اسلام و مُخرجین احادیث بوده و علاوه بر علمای شیعه جمعی از علمای عامّه راجع به آن کتابهایی نوشتهاند و متجاوز از هزار حدیث بر آن دلالت دارد و آیاتی از قرآن مجید به آن تفسیر شده، باید ایمان قویتر و باور بیشتر داشته باشیم.
آری ما معتقدیم و یقین داریم سرانجام اداره امور جهان در کف با کفایت صالحترین افراد بشر قرار خواهد گرفت و بشریت از آسیب ظلم و ستم نجات یافته
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۴
و از ترس فقر، پریشانی و ناامنیهای گوناگون آزاد میشود. ما میدانیم عالم به سوی یک اینده درخشان و یک تکامل روحانی و عقلانی و نظام مستحکم دینی و الهی، و یک عصر صلح و صفا و برادری و همکاری پیش میرود. به امید آن عصر نورانی، با نشاط فراوان و دلی زنده پابرجا ایستاده و انجام وظیفه میکنیم و روز نیمه شعبان را که روز تولّد آن مصلح بزرگ و نجاتدهنده بشر است، از اعیاد بسیار بزرگ دینی شمرده و همه ساله در چنین روزی با تجدید مراسم معمول از جشن و چراغانی، تقدیم مدح و ثنا و اظهار چاکری به آستان فرشته پاسبانش، نشاط خود را تازهتر میسازیم و از خداوند متعال برای همه شیعیان و دوستان آن حضرت در تعظیم شعائر مذهبی و عمل به وظایف دینی، توفیق مسالت مینماییم.
«عَجَّلَ اللَّهُ تَعالی فَرَجَهُ وَسَهَّلَ اللَّهُ مَخْرَجَهُ وَجَعَلَنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ».
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۳، ص: ۹۵
برگرفته از کتاب سلسله مباحث امامت و مهدویت نوشته آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *