چند توقیع از امام عصر

چند توقیع از توقیعات حضرت حجّتعلیه السلام
۵۲ / ۳۴۴ – ابوالعباس بن نوح گفته است: نوشتهای را به خط محمّد بن نفیس که در کتبه بالاهواز اوّل کتاب ورد من ابی القاسمرضی الله عنه: نعرفه عرّفه اللَّه الخیر کلّه ورضوانه واسعده بالتوفیق وقفنا علی کتابه وثقتنا بما هو علیه وانّه عندنا بالمنزله والمحلّ اللّذین یسرّانه، زاد اللَّه فی إحسانه إلیه إنّه ولیّ قدیر، والحمد للَّه لا شریک له، وصلّی اللَّه علی رسوله محمّد وآله وسلم تسلیماً کثیراً.
وردت هذه الرقعه یوم الاحد لستّ لیال خلون من شوّال سنه خمس وثلاثمائه.
۳۴۵ – اخبرنا جماعه، عن ابی الحسن محمّد بن احمد بن داود القمّی قال: وجدت بخطّ احمد بن إبراهیم النوبختیّ وإملاء ابی القاسم الحسین بن روحرضی الله عنه علی ظهر کتاب فیه جوابات ومسائل انفذت من قم یسال عنها هل هی جوابات الفقیهعلیه السلام او جوابات محمّد بن علیّ الشلمغانیّ، لانّه حکی عنه انّه قال: هذه المسائل انا اجبت عنها، فکتب إلیهم علی ظهر کتابهم:
اهواز نوشته شده بود دیدم که اولین نامه و توقیع صادره از ناحیه مقدسه به وسیله حسین بن روح بود که ما او [حسین بن روح] را میشناسیم، خداوند همه خوبیها و رضای خودش را به او بشناساند و با توفیقات خود سعادتمندش فرماید، از نامه او اطلاع یافتیم و او کلاً مورد وثوق و اطمینان ماست، او در نظر ما دارای محل و منزلت کسانی است که او را مسرور و خوشحال میسازد، خداوند احسان و عنایتش را به او زیاد بگرداند که او همانا ولیّ قادر است. سپاس خدایی را که شریک ندارد، و صلوات و سلام بسیار بر پیامبرش محمّد و آل ایشان.
این توقیع در روز یکشنبه، شش شب از ماه شوال گذشته، در سال ۳۰۵ ه.ق وارد شد.
۵۳ / ۳۴۵ – ابوالحسن محمّد بن احمد بن داوود قمی گفته است: نوشتهای به املای ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و خط احمد بن ابراهیم نوبختی در پشت کتابی دیدم که جوابها و مسائلی از قم فرستاده بودند تا از حسین بن روح پرسیده شود که آیا این جوابها از آن فقیه [امام زمانعلیه السلام] است یا جوابهای محمّد بن علی شلمغانی؟ چرا که از او نقل شده بود که اینها را من جواب دادهام. پس پشت نامه اینگونه نوشته شده بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
«قَدْ وَقَفْنا عَلی هذِهِ الرُّقْعَهِ وَما تَضَمَّنَتْهُ، فَجَمِیعُهُ جَوابُنا [عَنِ الْمَسائِلِ وَلا مَدْخَلَ لِلْمَخْذُول الضَّالِّ الْمُضِلِّ الْمَعْرُوفِ بِالْعَزاقِرِیّ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی حَرْفٍ مِنْهُ وَقَدْ کانَتْ اَشْیاءُ خَرَجَتْ إِلَیْکُمْ عَلی یَدَی اَحْمَدَ بْنِ بلال وَغَیْرِهِ مِنْ نُظَرائِهِ وَکانَ مِنْ اِرْتِدادِهِمْ عَنِ الإِسْلامِ مِثْلَ ما کانَ مِنْ هذا عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَغَضَبُهُ».
فاستثبت قدیماً فی ذلک. فخرج الجواب:
اَلا مَنِ اسْتَثَبَّتَ فَإِنَّهُ لا ضَرَرَ فِی خُرُوجِ ما خَرَجَ عَلی اَیْدِیهِمْ وَاَنّ ذلِکَ صَحِیحٌ.
به نام خداوند بخشنده مهربان
بر این نوشته و مضامین آن مطلع و آگاه شدیم، همه جوابها جواب ماست و مخذول گمراه و گمراه کننده معروف به عزاقری که خداوند لعنتش کند، در هیچ حرفی از آن دخیل نیست. البته نامههایی قبلاً به وسیله احمد بن بلال و دیگران که مانند او بودند برای شما بیرون آمده، و ارتداد و انحراف اینها از مسیر اسلام مثل ارتداد این [محمّد بن علی شلمغانی]است. لعنت و غضب خداوند نصیب آنها شود.
[دنبال سوال] و من از مدّتها پیش در صدد اثبات این بودم که این جوابها از شما است.
جواب به این صورت آمد: بدانید هر کس که میخواهد این امر را ثابت کند، همانا در بیرون آمدن آنچه که به دست این افراد بوده، اشکالی نیست و همه اینها صحیح هستند.
وروی قدیماً عن بعض العلماء علیهم السلام والصلاه والرحمه انّه سئل عن مثل هذا بعینه فی بعض من غضب اللَّه علیه وقالعلیه السلام:
«اَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَلا شَیْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ، مَنْ کَفَرَ فَما صَحَّ لَکُمْ مِمّا خَرَجَ عَلی یَدِهِ بِرِوایَهٍ غَیْرِهِ لَهُ مِنَ الثِّقاتِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ، فَاحْمِدُوا اللَّهَ وَاقْبَلُوهُ وَما شَکَکْتُمْ فِیه اَوْ لَمْ یَخْرُجْ إِلَیْکُمْ فِی ذلِکَ إِلّا عَلی یَدِهِ فَرُدُّوهُ إِلَیْنا لِنُصَحِّحَهُ اَوْ نُبْطِلَهُ وَاللَّهُ تَقَدَّسَتْ اَسْماوُهُ وَجَلَّ ثَناوُهُ وَلِیُّ تَوْفِیقِکُمْ وَحَسْبُنا فِی اُمُورِنا کُلِّها وَنِعْمَ الْوَکِیلُ.
وقال ابن نوح: اوّل من حدّثنا بهذا التوقیع ابوالحسین محمّد بن علیّ بن تمام (و) ذکر انّه کتبه من ظهر الدرج الّذی عند ابی الحسن بن داوود، فلمّا قدم ابوالحسن بن داود وقراته
قبلاً هم از بعضی از علما [اهل بیت]علیهم السلام در مورد بعضی از افراد که خداوند بر آنها غضب کرده، سوال شده که امامعلیه السلام فرمودهاند:
علم، علم ماست و از کفر کسی که کافر شده ضرری متوجّه شما نیست، پس چنانچه توقیعی که به دست او بیرون آمده صحّت آن به وسیله روایت دیگری از ثقات و معتمدین، بر شما ثابت میشود، آن وقت خداوند را حمد و ستایش کرده و خبر را بپذیرید، و آنچه را که در موردش تردید پیدا شده، یا اینکه پیرامون آن توقیعی نیامده به جز آنچه که به دست چنین کافر و مرتدی آمده، به ما رجوع دهید تا ما آن را تصحیح کنیم، یا اینکه باطلش نماییم. خداوندی که نام هایش پاک و ثنایش بلند است، صاحب توفیق شماست، و او در همه کارهای ما کفایت کننده است، و چه خوب وکیلی است.
ابن نوح میگوید: اوّلین کسی که این توقیع را برای ما بیان کرد، ابوالحسین محمّد بن علی بن تمام بود و گفت که این مطلب را او از پشت نامه یا دفترچه ای که در دست ابوالحسن بن داوود بوده، نوشته است. وقتی که ابوالحسن بن داوود آمد این نوشته را علیه، ذکر انّ هذا الدّرج بعینه کتب به اهل قم إلی الشیخ ابی القاسم وفیه مسائل، فاجابهم علی ظهره بخطّ احمد بن إبراهیم النوبختیّ وحصل الدّرج عند ابی الحسن بن داود.
نسخه الدرج مسائل محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر الحمیریّ:
«بسم اللَّه الرّحمن الرحیم اطال اللَّه بقاءک وادام عزّک وتاییدک وسعادتک وسلامتک واتمّ نعمته [علیک وزاد فی إحسانه إلیک وجمیل مواهبه لدیک وفضله عندک وجعلنی من السوء فداک، وقدّمنی قبلک، النّاس یتنافسون فی الدرجات، فمن قبلتموه کان مقبولاً ومن دفعتموه
برایش قرائت کردم، او هم متذکر شده که این نامه را اهل قم به همین صورت برای شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوشتند و در آن مسائلی را مطرح کردند و شیخ هم پشت همان نامه جواب آنها را توسط احمد بن ابراهیم نوبختی داده و آن نسخه در دست ابوالحسن بن داوود مانده است.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *