نسخه طومار اهالی قم به امام مهدی

به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوند عمر شما را طولانی و عزت و تایید و سعادت و سلامتی شما را پایدار و مستدام و نعمتش را بر شما تمام نماید، و احسان و مواهب جمیل و فضل و بخشش خود را بر شما فزونی بخشد، و مرا در گزند حوادث، فدایی و پیش مرگ شما کند.
مردم در داشتن مقام و منزلت در پیشگاه شما اظهار علاقه میکنند، هر کسی را که شما بپذیرید، مورد پذیرش است و هر کسی را که طرد کرده و از خودتان برانید، مردود است و کسی که شما او را پست و فرومایه کان وضیعاً والخامل من وضعتموه، ونعوذ باللَّه من ذلک وببلدنا ایّدک اللَّه جماعه من الوجوه یتساوون ویتنافسون فی المنزله».
وورد ایّدک اللَّه کتابک إلی جماعه منهم فی امر امرتهم به من معاونه «ص» واخرج علیّ بن محمّد بن الحسین بن مالک (المعروف) بادوکه وهو ختن «ص» رحمهم اللَّه من بینهم فاغتمّ بذلک وسالنی ایّدک اللَّه ان اعلّمک ما ناله من ذلک، فإن کان من ذنب استغفر اللَّه منه وإن یکن غیر ذلک عرّفته ما یسکن نفسه إلیه إن شاء اللَّه.
بدانید بدبخت است، و ما به خدا پناه میبریم از اینکه رانده درگاه با عظمت شما باشیم.
خداوند شما را تایید فرماید، در شهر ما [قم] عدّهای از مردم و بزرگان هستند که با یکدیگر مساوی بوده و برابرند و مشتاق دستیابی به مراتب بالاتری هستند.
و نامه شما که خداوند متعال تایید تان کند به عدّهای از آنها رسیده که به ایشان امر فرموده بودید که به «ص» (۲۰۰) کمک کنند، و نام علی بن محمّد بن حسین بن مالک معروف به بادوکه، که داماد(۲۰۱) «ص» است، در بین اسامی آنها نبود و او هم از این مطلب اندوهگین شده و از من خواسته که مراتب اندوه و ناراحتی او را به عرض شما برسانم که اگر حذف نامش به واسطه ارتکاب گناهی بوده، استغفار کند و اگر علّت دیگری دارد با اعلام آن ان شاء اللَّه موجبات تسکین و آرامش خاطرش را فراهم آورید.
التوقیع: «لَمْ نُکاتِبْ إِلّا مَنْ کاتَبَنا».
وقد عوّدتنی ادام اللَّه عزّک من تفضّلک ما انت اهل ان تجرینی علی العاده وقبلک اعزّک اللَّه فقهاء، انا محتاج إلی اشیاء تسال لی عنها.
فروی لنا عن العالمعلیه السلام: انّه سئل عن إمام قوم صلّی بهم بعض صلاتهم وحدثت علیه حادثه کیف یعمل من خلفه؟ فقال: یوخّر ویقدّم بعضهم ویتمّ صلاتهم ویغتسل من مسّه.
التوقیع: «لَیْسَ عَلی مَنْ نَحّاهُ إِلّا غَسْلُ الْیَدِ، وإِذا لَمْ تَحْدَثْ حادِثَهٌ تَقْطَعُ الصَّلاهَ تَمَّم صَلاتَهُ مَعَ الْقَوْمِ».
توقیع
ما فقط جواب کسانی را دادیم که با ما مکاتبه کرده بودند.
[ادامه نامه] خداوند عزت شما را پایدار فرماید، شما همیشه مرا به فضل و عنایت خود عادت دادهاید، چنانکه خود شما و فقهای قبل از شما اهل و سزاوار آن هستید، خداوند عزّتت را بیفزاید. من به پارهای از مسائل نیازمند هستم که [استدعا دارم] آنها را برایم [از امامعلیه السلام] سوال کن.(۲۰۲)
از عالم [امام کاظم]علیه السلام برای ما روایت شده که از ایشان در خصوص امام جماعتی پرسیده شده بود که قسمتی از نماز را به جماعت خوانده و در حین نماز حادثهای [مرگ] برای او اتفاق بیفتد، کسانی که پشت سر او هستند باید چکار کنند؟ که ایشان در جواب فرموده باشند: پیکر پیشنماز عقب برده میشود و یکی از آنها جلو میایستد و نماز را تمام میکند. کسی که به بدن پیشنماز دست زده، باید غسل کند.
توقیع
کسی که جنازه پیش نماز را کنار کشیده تکلیفی جز شستن دست ندارد و اگر [در اثر جا به جا کردن امام جماعت]چیزی که نماز را باطل نماید اتفاق نیفتاده باشد، نماز را با مردم تمام کند.(۲۰۳)
وروی عن العالمعلیه السلام: إنّ من مسّ میّتاً بحرارته غسّل یدیه ومن مسّه وقد برد فعلیه الغسل وهذا الإمام فی هذه الحاله لا یکون مسّه إلّا بحرارته والعمل من ذلک علی ما هو ولعلّه ینحّیه بثیابه ولا یمسّه، فکیف یجب علیه الغسل؟
التوقیع: «إِذا مَسَّهُ عَلی هذِهِ الْحالَهِ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ إلّا غَسْلُ یَدِهِ».
وعن صلاه جعفر إذا سها فی التسبیح فی قیام او قعود او رکوع او سجود وذکره فی حاله اخری قد صار فیها من هذه الصلاه هل یعید ما فاته من ذلک التسبیح فی الحاله الّتی ذکرها ام یتجاوز فی صلاته؟
التوقیع: «إِذا سَها فِی حالَهٍ مِنْ ذلِکَ، ثُمَّ ذَکَرَ فِی حالَهٍ اُخْری قَضی ما فاتَه فی الحالَهِ الَّتِی ذَکَرَ[هُ .
[ادامه] و باز از عالم علیه السلام برای ما روایت شده است که ایشان فرمودهاند: کسی که به مردهای دست بزند، در حالی که بدن میت هنوز گرم است، میبایست فقط دستش را بشوید و اگر بدن او سرد شده است باید غسل کند، و مس این امام در حالتی است که بدنش هنوز گرم است، پس عمل مس کننده باید چگونه باشد؟ اصلاً شاید امام جماعت را با لباس کنار بکشد و بدن او را مس نکند، پس به چه دلیل غسل بر او واجب است؟
توقیع
وقتی در این حالت او را مس میکند، جز شستن دست، عمل دیگری بر او واجب نیست.
در مورد نماز جعفر[طیّار] که اگر نمازگزار در حال قیام یا قعود یا رکوع یا سجود، در تسبیح اشتباهی بکند و در حالت دیگر متوجّه شود، آیا تسبیحاتی را که فراموش کرده و نخوانده، باید در همان لحظهای که یادش میآید بخواند یا اینکه از خواندن آنها صرف نظر کرده و نمازش را ادامه دهد؟
توقیع
هر وقت در بین نماز جعفر چیزی را فراموش کرد و در جای دیگر از نماز به یادش آمد، در همان لحظهای که یادش آمد، تسبیحاتی را که نخوانده بخواند.
وعن المراه یموت زوجها هل یجوز ان تخرج فی جنازته ام لا؟
التوقیع: «تَخْرُجُ فِی جِنازَتِهِ».
وهل یجوز لها وهی فی عدّتها ان تزور قبر زوجها ام لا؟.
التوقیع: «تَزُورُ قَبْرَ زَوْجِها وَلا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِها».
وهل یجوز لها ان تخرج فی قضاء حقّ یلزمها ام لا تبرح من بیتها وهی فی عدّتها؟
التوقیع: «إِذا کانَ حَقُّ خَرَجَتْ وَقَضَتْهُ وَإِذا کانَتْ لَها حاجَهٌ لَمْ یَکُنْ لَها مَنْ یَنْظُرُ فِیها خَرَجَتْ لَها حَتّی تَقْضِیَ وَلا تَبِیتُ عَنْ مَنْزِلِها».
وروی فی ثواب القرآن فی الفرائض وغیرها: انّ العالمعلیه السلام قال: عجباً لمن لم یقرا فی صلاته «إِنّا اَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْر» کیف تقبل صلاته.
توقیع
در مورد زنی که همسرش میمیرد، آیا جایز است که به دنبال جنازه او از خانه خارج شود یا خیر؟
میتواند به دنبال جنازهاش حرکت کند.
چنین زنی آیا در ایام عدّه میتواند به زیارت قبر شوهرش برود یا نه؟
توقیع
به زیارت قبر شوهرش برود ولی شب را درخانه دیگری غیر از خانه خودش نخوابد.
آیا جایز است که آن زن برای انجام کار لازمی از منزلش بیرون رود، یا اینکه تا وقتی در ایام عدّه است اجازه ندارد از خانه بیرون رود؟
توقیع
اگر به جهت گرفتن حقّ باشد بیرون رفته و انجام دهد، و زمانی که نیاز و حاجتی داشت و کسی نبود که آن نیاز و حاجت را برآورده سازد، به دنبال آن برود و حاجت خود را برآورده سازد، امّا شب در جایی جز خانه خودش نماند.
در مورد ثواب قرائت قرآن در نمازهای واجب و غیر واجب، روایت شده که علیعلیه السلام فرمودند: تعجب میکنم از کسی که در نمازش سوره «إِنّا اَنزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» را نمیخواند، چگونه نمازش قبول میشود.
وروی ما زکّت صلاه لم یقرا فیها بقل هو اللَّه احد.
وروی انّ من قرا فی فرائضه «الهُمَزَه» اعطی من الدنیا، فهل یجوز اَن یقرا «الهُمَزَه» ویدع هذه السور الّتی ذکرناها؟ مع ما قد روی انّه لا تقبل صلاه ولا تزکّو إلّا بهما.
التوقیع: «اَلثَّوابُ فِی السُّوَرِ عَلی ما قد رُوِی، وإِذا تَرَکَ سُورَهً مِمّا فِیهَا الثَّوابُ وَقَرَاَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ» وَ «إِنّا اَنْزَلْناهُ» لِفَضْلِهِما اُعْطِی ثَوابُ ما قَرَاَ وَثَوابُ السُّورَهِ الَّتِی تَرَکَ وَیَجُوزُ اَنْ یَقْرَاَ غَیْر هاتَیْنِ السُّورَتَیْنِ وَتَکُونُ صَلاتُهُ تامَّهٌ وَلکِنْ یَکُونُ قَدْ تَرَکَ الْفَضْلَ».
وعن وداع شهر رمضان متی یکون؟ فقد اختلف فیه (اصحابنا) فبعضهم یقول: یقرا فی آخر لیله منه وبعضهم یقول: هو فی آخر یوم منه إذا رای هلال شوّال.
و نیز روایت شدهاست: نماز کسیکه سوره «قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ» رانخواند پاکیزه و پاک نیست.
و همچنین روایت شده است: کسی که در نمازهای واجبش سوره «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ» را بخواند به اندازه دنیا به او ثواب داده میشود. پس آیا جایز است که سوره «هُمَزَه» را بخواند و سورههای نامبرده را ترک کند؟ با آن که روایت شده بود که نماز جز با قرائت آن دو سوره [قدر و توحید] قبول نمیشود و پاک و پاکیزه نمیگردد؟
ثواب آن سورهها به همان اندازه است که روایت شده و وقتی سورهای را که در آن ثوابی ذکر شده ترک نموده و به خاطر فضیلتش، دو سوره «قدر» و «اخلاص» را بخواند، هم ثواب این دو سوره را به او میدهند و هم ثواب سورهای را که ترک نموده است. و جایز است که سورهای دیگر غیر از این دو را بخواند و نمازش تمام و درست است، لکن این فضیلت را ترک کرده است.
و امّا وداع ماه رمضان که چه وقت میباشد؟ زیرا بزرگان ما در آن اختلاف کردهاند؛ برخی از آنها میگویند: در آخرین شب ماه رمضان خوانده میشود [دعای وداع ماه رمضان]و بعضی دیگر میگویند: در روز آخر، وقتی هلال ماه شوال دیده شد باید خواند شود.
التوقیع: «اَلْعَمَلُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فِی لَیالِیهِ، وَالْوِداعُ یَقَعُ فِی آخَرِ لَیْلَهٍ مِنْهُ، فَإِنْ خافَ اَنْ یَنْقُصَ جَعَلَهُ فِی لَیْلَتَیْنِ».
وعن قول اللَّه – عزّوجلّ – «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ» انّ رسول اللَّهصلی الله علیه وآله المعنیّ به «ذِی قُوَّهٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ» ما هذه القوّه «مُطاعٍ ثَمَّ اَمِینٍ» ما هذه الطاعه واین هی؟
عمل در ماه رمضان، در شبهای آن ماه است و وداع نیز در شب آخر ماه رمضان خوانده میشود. پس اگر بترسد که ماه کمبود داشته باشد [بیست و نه روز باشد]آن را در دو شب آخر بخواند.
در مورد قول خداوند متعال در قرآن که میفرماید: «همانا آن گفتار پیامبری بزرگوار است.» (۲۰۴) آیا مقصود، حضرت رسولصلی الله علیه وآله است؟ و در آیه «نیرومند است و در پیشگاه دارنده عرش جایگاهی دارد» (۲۰۵) این قوه چیست؟ و نیز در آیه «در آنجا اطاعت شونده و امین است» (۲۰۶) این اطاعت چیست و در کجا است؟(۲۰۷)
فرایک ادام اللَّه عزّک بالتفضّل علیّ بمساله من تثق به من الفقهاء عن هذه المسائل وإجابتی عنها منعماً مع ما تشرحه لی من امر محمّد بن الحسین بن مالک المقدّم ذکره بما یسکن إلیه ویعتدّ بنعمه اللَّه عنده وتفضّل علیّ بدعاء جامع لی ولإخوانی للدّنیا والآخره فعلت مثاباً إن شاء اللَّه تعالی.
التوقیع: «جَمَعَ اللَّهُ لَکَ وَلإِخْوانِکَ خَیْرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ».
اطال اللَّه بقاءک وادام عزّک وتاییدک وکرامتک وسعادتک وسلامتک واتمّ نعمته علیک وزاد فی إحسانه إلیک وجمیل مواهبه لدیک وفضله عندک وجعلنی من کلّ سوء ومکروه فداک وقدّمنی قبلک، الحمد للَّه ربّ العالمین وصلّی اللَّه علی محمّد وآله اجمعین.
پس نظر شما که خداوند عزت و احترامتان را مستدام بدارد، درباره سوالاتی که افراد مورد اطمینان از فقها نمودهاند چیست؟ بر من منّت گذارده و پاسخ کامل این سوالات را با شرحی که درباره علی بن محمّد بن حسین بن مالک که قبلاً اسمش برده شد، مرقوم فرمایید. به طوری که موجب آرامش او شود و به لطف پروردگار بدان دل ببندد و مطمئن شود. با دعایی که برای دنیا و آخرت من و برادرانم موثر باشد بر من تفضل و احسان بفرمایید.
اگر چنین کنید، ان شاء اللَّه کار پر اجر و ثوابی را انجام دادهاید.
خداوند بر تو و برادرانت خیر دنیا و آخرت را جمع و فراهم فرماید.
[بخش پایانی نامه] خداوند عمر مبارک شما را طولانی و عزت و تاییدات و کرامت و سعادت و سلامت شما را پایدار فرماید، نعمتهایش را بر وجود شما افزایش دهد، در احسان و فضلش نسبت به تو بیفزاید، زیباترین مواهب و عنایاتش را برای تو قرار دهد، فضل و کرمش را نزد تو گذارد [تو را مظهر فضلش فرماید] و در هر پیشامد بدی من را فدایی و پیش مرگ شما فرماید: «الحمد للَّه ربّ العالمین وصلّی اللَّه علی محمّدٍ وآله اجمعین».
۳۴۶ – من کتاب آخر: فرایک ادام اللَّه عزّک فی تامّل رقعتی، والتفضّل بما یسهّل لاضیفه إلی سائر ایادیک علیّ، واحتجت ادام اللَّه عزّک ان تسال لی بعض الفقهاء عن المصلّی إذا قام من التشهّد الاوّل للرکعه الثالثه هل یجب علیه ان یکبّر؟ فإنّ بعض اصحابنا قال: لا یجب علیه التکبیر ویجزیه ان یقول بحول اللَّه وقوّته اقوم واقعد.
الجواب: قالَ: إِنَّ فِیهِ حَدِیثَیْنِ، اَمّا اَحَدُهُما فَإِنَّهُ إِذَا انْتَقَلَ مِنْ حاَلهٍ إِلی حالَهٍ اُخْری فَعَلَیْهِ تَکْبِیرٌ وَاَمّا الآخَرُ فَإِنَّهُ رُوِی اَنَّهُ إِذا رَفَعَ رَاْسَهُ مِنَ السَّجْدَهِ الثّانِیَهِ فَکَبَّرَ، ثُمَّ جَلَسَ، ثُمَّ قامَ فَلَیْسَ
۵۴ / ۳۴۶ – نامهای دیگر: (۲۰۸) خداوند عزت و احترامتان را مستدام فرماید، خواستار نظر شما هستم در اینکه نامهام را ملاحظه کرده و با آسان کردن مشکل، بر من تفضل بفرمایید تا این لطف را بر سایر الطاف و محبتهای شما نسبت به خودم بیفزایم. خداوند عزت تو را دائمی فرماید، احتیاج دارم به این که برای من از بعضی از فقها(۲۰۹) این سوال را بپرسی؛ نمازگزار وقتی پس از تشهد اوّل، برای رکعت سوم برمیخیزد، آیا واجب است که تکبیر بگوید؟ چرا که بعضی از علما و بزرگان ما معتقدند که تکبیر بر او واجب نیست و گفتن: «بحول اللَّه وقوته اقوم واقعد»؛ «به حول و قوه خداوندی بر میخیزم و مینشینم» کفایت میکند.
در این باره دو حدیث هست: یکی این که «هرگاه در نماز از حالتی به حالتی دیگر منتقل میشود، باید تکبیر بگوید» و امّا حدیث دیگر اینکه «هرگاه سرش را از سجده دوم برداشت و تکبیر گفت و نشست و بعد برخاست، در قیام بعد از قعود عَلَیْهِ لِلْقِیامِ بَعْدَ القُعُودِ تَکْبِیرٌ وَکَذلِکَ التَّشَهُدُ الاَوَّلِ یَجْرِی هذَا الْمَجْری وَبِاَیِّهِما اَخَذْتَ مِنْ جَهَهِ التَّسْلِیمِ کانَ صَواباً.
وعن الفص الخماهن هل تجوز فیه الصلاه إذا کان فی إصبعه؟
الجواب: فِیهِ کِراهَهٌ اَنْ یُصَلِّیَ فِیهِ وَفِیهِ إِطْلاقٌ وَالْعَمَلُ عَلَی الْکراهِیَّهِ.
وعن رجل اشتری هدیاً لرجل غائب عنه، وساله ان ینحر عنه هدیاً بمنی، فلمّا اراد نحر
[نشستن]تکبیر گفتن لازم نیست.» در تشهد اوّل نیز به همین ترتیب، عمل را انجام دهد، به هر حال به هر کدام از این دو حدیث عمل کند، درست است.
امّا سوال در مورد شخصی که در حال نماز انگشتری در دست دارد که نگین آن حدید(۲۱۰) است، آیا نمازش صحیح است یا خیر؟
[دراین مورد نیز دو روایت است] اوّل اینکه نماز خواندن با آن کراهت دارد، ولی حدیث دوم اطلاق دارد [یعنی نهی در این باره به ما نرسیده است]لکن به روایت کراهت عمل شود.(۲۱۱)
و از مردی که شتری به عنوان هَدْی [قربانی حج] برای شخص دیگری که در مراسم حج نبوده خریداری کرده، و آن مرد از او خواسته که شتر را در منی قربانی کند، او هم الهدی نسی اسم الرجل ونحر الهدی، ثمّ ذکره بعد ذلک ا یجزی عن الرجل ام لا؟
الجواب: لا بَاْسَ بِذلِکَ وَقَدْ اَجْزَاَ عَنْ صاحِبِهِ.
وعندنا حاکه مجوس یاکلون المیته ولا یغتسلون من الجنابه وینسجون لنا ثیاباً، فهل تجوز الصلاه فیها [من قبل ان تغسل؟
الجواب: لا بَاْسَ بِالصَّلاهِ فِیها.
وعن المصلّی یکون فی صلاه اللیل فی ظلمه، فإذا سجد یغلط بالسجّاده ویضع جبهته علی مسح او نطع، فإذا رفع راسه وجد السجّاده، هل یعتدّ بهذه السجده ام لا یعتدّ بها؟
الجواب: ما لَمْ یَسْتَوِ جالِساً فَلا شَیْءَ عَلَیْهِ فِی رَفْعِ رَاْسِهِ لِطَلَبِ الْخُمْرَه.
زمانی که میخواهد قربانی را نحر کند نام آن شخص را فراموش کرده و قربانی را نحر کرده، و بعداً نام او به یادش آمده است؛ آیا این قربانی از جانب شخص غایب قبول است و کفایت میکند یا نه؟
اشکال ندارد و از طرف او کفایت میکند.
و در کنار ما ریسندگان و بافندگان مجوسی هستند که مردار میخورند، از جنابت هم غسل نمیکنند و برای ما لباسهایی میبافند، آیا جایز است که در این لباس پیش از آن که شسته شود، نماز خواند.
نماز خواندن در این لباسها اشکالی ندارد.
نمازگزاری که در تاریکی، نماز شب میخواند، وقتی به سجده میرود اشتباهاً به جای سجاده، پیشانی را بر روی فرش و یا پوست زیر پا میگذارد و بعد که سر بر میدارد سجاده [آنچه را که سجده بر آن صحیح است] را پیدا میکند. آیا به آن سجده اکتفا کند یا اینکه بار دیگر به سجده برود؟
مادامی که کاملاً ننشسته، اشکالی ندارد که سر بلند کند و دنبال مهر و سجاده اش بگردد.
وعن المحرم یرفع الظلال هل یرفع خشب العماریه او الکنیسه ویرفع الجناحین ام لا؟
الجواب: لا شَیْءَ عَلَیْهِ فِی تَرْکِهِ وَجَمِیعِ الْخَشَبِ.
وعن المحرم یستظلّ من المطر بنطع او غیره جذراً علی ثیابه وما فی محمله ان یبتلّ، فهل یجوز ذلک؟
الجواب: إِذا فَعَلَ (ذلِکَ) فِی الْمَحْمِلِ فِی طَرِیقِهِ فَعَلَیْهِ دَمٌ.
والرجل یحجّ عن اجره، هل یحتاج ان یذکر الّذی حجّ عنه عند عقد إحرامه ام لا؟ وهل یجب ان یذبح عمّن حجّ عنه وعن نفسه ام یجزیه هدی واحد؟
الجواب: یَذْکُرُهُ، وَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَلا بَاْسَ.
و از مُحرم که باید سایه بان را بردارد، آیا سقف کجاوه یا محمل و چوب دو طرف آن را نیز لازم است بردارد یا نه؟
اشکال ندارد که تخته ها را به حال خود رها کند و همچنین چوبهای به کار رفته در محمل را [شاید مقصود چوب هایی بوده که اسکلت محمل را تشکیل میدادند.]
مُحرمی که به خاطر ریزش باران، چتری از چرم یا غیر آن بالای سرش میگیرد تا لباسها و وسایلش که در محمل هست خیس نشود، آیا این کار جایز است؟
اگر این عمل را روی محمل و زمان حرکت و در راه مکه انجام دهد باید قربانی کند.
درباره شخصی که به صورت استیجاری از طرف شخص دیگری به حج رفته است، آیا زمان محرم شدن لازم است نام آن شخص را ببرد یا خیر؟ و آیا واجب است که هم از جانب آن کسی که حج برایش نموده و هم از جانب خودش ذبح کند و یا اینکه یک قربانی از طرف هر دو نفر کفایت میکند؟
نام او را به یاد بیاورد و اگر چنانچه نام او را هم نبرد، اشکالی ندارد.(۲۱۲)
وهل یجوز للرّجل ان یحرم فی کساء خزّ ام لا؟
الجواب: لا بَاْسَ بِذلِکَ وَقَدْ فَعَلَهُ قَوْمٌ صالِحُونَ.
وهل یجوز للرّجل ان یصلّی وفی رجلیه بطیط لا یغطّی الکعبین ام لا یجوز؟
الجواب: جائِزٌ.
ویصلّی الرجل ومعه فی کمّه او سراویله سکّین او مفتاح حدید هل یجوز ذلک؟
الجواب: جائِزٌ.
و[عن الرجل یکون مع بعض هولاء ومتّصلاً بهم یحجّ ویاخذ علی الجادّه ولا یحرمون
و آیا جایز است که مرد در لباس خزّ (پشم) احرام ببندد یا نه؟
پاسخ
اشکالی ندارد، این کار را عدّهای از صلحا و افراد شایسته انجام دادهاند.(۲۱۳)
آیا جایز است که مردی با کفش روباز [کفشی که فقط زیر پا را میپوشاند و روی پا با بند بسته شده باشد] نماز بخواند یا نه؟
پاسخ
جایز است.
درباره مردی که در حال نماز در آستین و یا شلوارش، چاقو و یا کلید آهنی دارد، آیا این نماز درست است؟
پاسخ
جایز است.
درباره مردی که همراه بعضی از اهل سنّت است و با آنها به حجّ میرود و یا اینکه در جاده با آنها همسفر میشود، در حالی که آنها در مسلخ احرام نمیبندند، آیا بر این مرد هولاء من المسلخ، فهل یجوز لهذا الرّجل ان یوخّر إحرامه إلی ذات عرق فیحرم معهم لما یخاف الشهره ام لا یجوز ان یحرّم إلّا من المسلخ؟
الجواب: یُحْرِمُ مِنْ مِیقاتِهِ، ثُمَّ یَلْبَسُ [الثِّیابَ وَیُلَبّی فِی نَفْسِهِ، فَإِذا بَلَغَ إِلی مِیقاتِهِمْ اَظْهَرَ.
وعن لبس النعل المعطون فإنّ بعض اصحابنا یذکر انّ لبسه کریه.
(الجواب: جائزٌ ذلک ولا بَاْسَ به).
وعن الرجل من وکلاء الوقف یکون مستحلاًّ لما فی یده لا یرع عن اخذ ماله، ربما نزلت
جایز است که احرامش را عقب بیندازد تا برسند به ذات عرق(۲۱۴) و برای اینکه شناخته نشود آنجا احرام ببندد یا اینکه این عمل جایز نیست و میبایست از مسلخ احرام ببندد؟
پاسخ
از میقات خودش احرام ببندد، بعد روی آن لباس پوشیده و در دل خودش لبیک را بگوید، آنگاه که به میقات آنها رسید، احرامش را ظاهر کند.
آیا پوشیدن نعل معطون [کفشی که از پوست بو گرفته، درست میشود] که بعضی از بزرگان ما آن را مکروه میدانند، جایز است یا نه؟
پاسخ
جایز است و اشکالی ندارد.
و از مردی که از متصدیان و متولیان وقف است و آنچه را که در دست اوست حلال میشمارد [از اموال وقفی در مصارف شخصی خودش استفاده میکند] و پرهیز و تقوی ندارد، آیا میشود ازمال او گرفت؟ و چه بسا گاهی اوقات به محل سکونت او میروم فی قریه وهو فیها او ادخل منزله وقد حضر طعامه فیدعونی إلیه فإن لم آکل من طعامه عادانی علیه وقال: فلان لا یستحلّ ان یاکل من طعامنا، فهل یجوز لی ان آکل من طعامه واتصدّق بصدقه؟ وکم مقدار الصدقه؟ وان اهدی هذا الوکیل هدیّه إلی رجل آخر، فاحضر فیدعونی ان انال منها وانا اعلم انّ الوکیل لا یرع عن اخذ ما فی یده فهل (علیّ) فیه شیء إن انا نلت منها؟
الجواب: إِنْ کانَ لِهذَا الرَّجُلِ مالٌ اَوْ مَعاشٌ غَیْرُ ما فِی یَدِهِ فَکُلْ طَعامَهُ وَاقْبَلْ بِرَّهُ وَإِلّا فَلا.
وعن الرجل [ممّن یقول بالحق ویری المتعه ویقول بالرجعه، إلّا انّ له اهلاً موافقه له فی جمیع امره وقد عاهدها ان لا یتزوّج علیها [ولا یتمتّع ولا یتسرّی وقد فعل هذا منذ بضع
و او هم در آنجا است، یا اینکه داخل منزلش شده و از غذایش برای من حاضر میکند و مرا برای صرف غذا دعوت میکند، پس اگر از غذایش نخورم با من دشمنی کرده و میگوید: فلانی خوردن غذای ما را حلال نمیداند، آیا جایز است که از غذای او بخورم و در مقابل آن صدقهای بپردازم؟ و [اگر جایز است] مقدار صدقه چه اندازه است؟ و اگر این شخص به کس دیگری هدیهای داد و من نزد او رفته و او مرا دعوت کند که در آن هدیه تصرفی کنم در حالی که من میدانم که آن متصدی وقف، در گرفتن اموال تقوا را مراعات نمیکند، آیا اگر من در آن هدیه تصرف کنم چیزی بر من واجب است یا نه؟
پاسخ
اگر آن مرد، مال شخصی یا درآمدی غیر از اموال وقفی که در دست اوست دارد، غذایش را بخور و احسانش را بپذیر و الّا غذا را نخور و احسانش را نپذیر.
سوال
مردی از شیعیان که قائل به حقّ است [اعتقاد به ولایت دارد] و متعه را جایز میداند و به رجعت هم معتقد است، وی زنی دارد که با او هم عقیده است ولی با او عهد و پیمان بسته است که بر روی او زنی نگیرد و متعه [و ازدواج موقت هم]نکند و یا کنیزی را به عنوان همسری نگیرد، این عهد بیش از ده سال برجا بوده و به قولش وفادار عشره سنه ووفی بقوله، فربّما غاب عن منزله الاشهر فلا یتمتّع ولا تتحرّک نفسه ایضاً لذلک، ویری انّ وقوف من معه من اخ وولد وغلام ووکیل وحاشیه ممّا یقلّله فی اعینهم، ویحبّ المقام علی ما هو علیه محبّه لاهله ومیلاً إلیها وصیانه لها ولنفسه لا یحرّم المتعه بل یدین اللَّه بها، فهل علیه فی ترکه ذلک ماثم ام لا؟
الجواب: (فی ذلِکَ) یَسْتَحَبُّ لَهُ اَنْ یُطِیعَ اللَّهُ تَعالی [بِالْمُتْعَهِ] لِیَزُولَ عَنْهُ الْحَلْفُ عَلَی الْمَعْرِفَهِ وَلَوْ مَرَّهً واحِدَهً.
فإن رایت ادام اللَّه عزّک ان تسال لی عن ذلک وتشرحه لی وتجیب فی کلّ مساله بما العمل به،
مانده است، چه بسا بعضی از اوقات چندین ماه در منزلش نیست و به مسافرت میرود، متعه نمیکند و شهوتش هم تحریک نمیشود و فکر میکند که مطلع شدن همراهانش؛ اعم از برادر، فرزند، نوکر و کارگزار و اطرافیان موجب بیاعتباری او در نظر آنان میگردد، و به خاطر دوستی و محبّتی که به همسر خود دارد، دوست دارد بر عهدی که بسته پایبند باشد و نفس خودش را حفظ و صیانت کند، نه اینکه او متعه را حرام بداند، بلکه به آن معتقد است، آیا در اینکه متعه را ترک کرده، مرتکب معصیت شده یا نه؟
پاسخ
بر او مستحب است که خدا را در مورد متعه اطاعت کند؛ اگرچه یک مرتبه هم شده است، تا عهدی(۲۱۵) که بر مخالفت سنّت و معروف بسته است از بین برود.
[دنبال این نامه خطاب به حسین بن روح به این ترتیب آمده است که] پس اگر صلاح دانستی – که خداوند عزت شما را پایدار کند – این سوالات را برای من از آن حضرت بپرسی و برای من شرح داده و دستورالعمل هر یک را برای من بنویسی و منّت خود را وتقلّدنی المنّه فی ذلک، جعلک اللَّه السبب فی کلّ خیر واجراه علی یدک، فعلت مثاباً إن شاء اللَّه.
اطال اللَّه بقاءک وادام عزّک وتاییدک وسعادتک وسلامتک وکرامتک واتمّ نعمته علیک وزاد فی إحسانه إلیک وجعلنی من السوء فداک وقدّمنی عنک وقبلک الحمد للَّه ربّ العالمین وصلّی اللَّه علی محمّد النبیّ وآله وسلّم کثیراً.
قال ابن نوح: نسخت هذه النسخه من المدرجین القدیمین الّذین فیهما الخطّ والتوقیعات.
وکان ابوالقاسمرحمه الله من اعقل النّاس عند المخالف والموافق ویستعمل التقیّه.
۳۴۷ – فروی ابونصر هبه اللَّه بن محمّد قال: حدّثنی ابوعبد اللَّه بن غالب حمو ابی الحسن بن ابی الطیّب قال: ما رایت من هواعقل من الشیخ ابی القاسم الحسین بن روح ولعهدی به
برگردن من بگذاری – خداوند شما را وسیله هر خیری قرار دهد و آن را به دست شما جاری فرماید – اگر این کار را انجام بدهی کار شایسته و موجب ثوابی انجام دادهای.
خداوند عمر تو را دراز و طولانی فرموده، عزت و تایید و سعادت و سلامت و بزرگواری ات را مستدام کند، نعمتش را بر تو تمام گرداند و احسانش را در حقّ تو بیفزاید، و در هر بلا و پیش آمد بدی، مرا فدایی تو قرار دهد و مرگ مرا پیش از تو مقرر فرماید. حمد و ستایش مخصوص پروردگار دو جهان است و درود وسلام فراوان بر پیامبرش حضرت محمدصلی الله علیه وآله و خاندان او باد.
ابن نوح گفته است: این نسخه را از دو طومار قدیمی که خط و توقیعاتی در آنها بود، نسخه برداری کردم.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *