روایات در باره سفیانی

(۲) ۱- (خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید ابن عقده او گفت: حدیث کرد مرا مفضل بن ابراهیم بن قیس بن رمانه از کتابش در رجب بسال دویست و شصت و پنج او گفت: حدیث کرد ما را حسن بن علی بن فضال او گفت: حدیث کرد ما را ثعلبه بن میمون ابو اسحاق از عیسی بن اعین و او از):
ابی عبد اللَه (امام صادق) علیه السلام که آن حضرت فرمود: سفیانی از حتمیات
______________________________
(۱) در المراصد است که (دستمسان) شهر بزرگی است میان واسط و اهواز و باهواز نزدیکتر است و در بحار (دمسان) است و مجلسی فرموده که اینکلمه تصحیف از (دیسان) است که شهری است در هرات فیروزآبادی آن را ذکر کرده و گفته است که- دومیس- ناحیهای است در آران و در نسخهای (دشت میشان) نوشته است.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۲
است و خروجش در رجب خواهد بود و از آغاز خروجش تا انجام پانزده ماه خواهد بود که شش ماهش را در پیکار بوده و چون کشورهای پنجگانه را مالک شد نه ماه حکومت خواهد کرد و یک روز بیش هم از نه ماه نشود.
(۱) ۲- ( [خبر داد ما را] احمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را قاسم بن محمد بن حسن بن حازم از کتابش او گفت: حدیث کرد ما را عبیس بن هشام از محمد بن بشر احول و او از عبد اللَه بن جبله و او از عیسی بن اعین و او از معلی بن خنیس که گفت):
شنیدم ابا عبد اللَه (امام صادق) علیه السلام میفرمود: (از کارها پارهای حتمی است و پارهای غیر حتمی و از جمله حتمیات خروج سفیانی در رجب است.
(۲) ۳- (حدیث کرد ما را احمد بن محمد بن سعید ابن عقده او گفت حدیث کرد ما را علی بن حسن تیملی در صفر بسال دویست و هفتاد و چهار او گفت: حدیث کرد ما را حسن بن محبوب از ابی ایوب خزاز و او از محمد بن مسلم که گفت):
شنیدم ابا جعفر (امام باقر) علیه السلام میفرمود: از خدا بپرهیزید و بوسیله ورع و کوشش در فرمانبرداری خدا یاری جوئید تا بر عقیدهای که دارید باقی بمانید که سختترین چیزی که بر هر یک از شماها غبطه میخورند همانا دینی است که دارید بشرط آنکه بسر حد آخرت برسد و دنیا دامنش را از او برچیند و چون باین حد رسید خواهد دید که با نعمت و کرامت از سوی خدا و مژده بهشت و ایمنی از آنچه میترسید روبرو است و یقین خواهد کرد که عقیدهای که داشت تنها همان عقیده بر حق بود و هر کس که بر خلاف دین او باشد بر باطل بود و در هلاکت است پس بخود مژده بدهید و باز مژده بدهید بر آنچه مقصود شما است.
مگر نمیبینید که دشمنان شما بر سر نافرمانیهای خدا با همدیگر میجنگند و بخاطر دنیا یک دیگر را میکشند و با شما کاری ندارند و شما در خانههای خود آسوده و از آنان بر کنارید و سفیانی برای شکنجه دادن دشمنان شما برای شما بس
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۳
است و او از نشانههائی است که بسود شما خواهد بود علاوه بر این آن فاسق هنگامی که خروج میکند شما یکماه و یا دو ماه پس از خروج او هستید که ناراحتی برای شما پیش نخواهد آمد تا آنکه خلق بسیاری را بکشد نه شما را.
بعضی از اصحاب آن حضرت باو عرض کرد: آن هنگام که چنین شد ما عائله خود را چه بکنیم؟ فرمود: مردان شما خودشان را از دیدگاه او پنهان میکنند زیرا خشم و حرص او تنها بر شیعیان ما است و اما زنان را انشا اللَه که ناراحتی پیش نخواهد آمد.
بآن حضرت عرض شد: مردان بکجا در روند و از دست او بگریزند؟ فرمود:
هر کس بخواهد که بیرون شود بمدینه یا مکه و یا یکی از شهرهای دیگر برود.
سپس فرمود: در مدینه چکار دارید؟ با اینکه مقصود سپاه آن فاسق مدینه خواهد بود بنا بر این مکه را از دست مدهید که گردهمآئی شما همان جا است و این گرفتاری باندازه دوران بارداری یک زن بطول میانجامد که نه ماه است و انشا اللَه از آن فزونتر نگردد «۱».
(۱) ۴- (خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را علی ابن حسن از عباس بن عامر و او از عبد اللَه بن بکیر و او از زراره بن اعین و او از عبد الملک بن اعین که گفت):
در محضر ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام بودم که سخن از حضرت قائم علیه السلام بمیان آمد، من عرض کردم: امیدوارم هر چه زودتر انجام گیرد و سفیانی در کار نباشد فرمود: نه بخدا قسم او از حتمیات است که چارهای از او نیست.
(۲) ۵- (حدیث کرد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را علی بن الحسن از محمد بن خالد اصم و او از عبد اللَه بن بکیر و او از ثعلبه بن میمون و او از زراره و او از حمران بن اعین و او از):
ابی جعفر محمد بن علی (امام باقر) علیه السلام در تفسیر آیه شریفه ثُمَ قَضی
______________________________
(۱) یعنی مدت سلطنتش چنانچه گذشت.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۴
اَجَلًا وَ اَجَلٌ مُسَمًی عِنْدَهُ- الانعام: ۲ سپس خداوند اجلی را مقرر فرمود و اجلی که در نزد او بنام است. فرمود: اجل بر دو قسم است اجلی است حتمی و اجلی است موقوف. حمران بحضرتش عرض کرد: حتمی چیست؟ فرمود: آنچه که مشیت خدا بآن تعلق گرفته باشد، حمران عرض کرد من امیدوارم که اجل سفیانی از قسم موقوف باشد فرمود: نه بخدا قسم که آن از حتمیات است.
(۱) ۶- (حدیث کرد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را محمد بن سالم بن عبد الرحمن ازدی از کتابش در شوال بسال دویست و هفتاد و یک او گفت: حدیث کرد مرا عثمان بن سعید طویل از احمد بن سلیم و او از موسی بن بکر و او از فضیل بن یسار و او از):
ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام که فرمود: محققا از کارها کارهائی است موقوف و کارهائی است حتمی و همانا سفیانی از آن جمله امور حتمی است که چاره پذیر نیست.
(۲) ۷- (حدیث کرد ما را محمد بن همام او گفت: حدیث کرد مرا جعفر بن محمد بن مالک او گفت: حدیث کرد مرا عباد بن یعقوب او گفت: حدیث کرد ما را خلاد صائغ «۱» از):
ابی عبد اللَه (امام صادق) علیه السلام که فرمود: سفیانی چاره پذیر نیست و خروج نمیکند مگر در رجب، مردی بآن حضرت عرض کرد یا ابا عبد اللَه هنگامی که او خروج کرد حال ما چگونه خواهد بود؟ فرمود: هنگامی که این پیش آمد روی داد شما رو بسوی ما آرید.
[شرح: ظاهرا مقصود آنست که بشهری بروید که قائم از آنجا ظهور میکند].
(۳) ۸- (حدیث کرد ما را ابو سلیمان احمد بن هوذه باهلی او گفت: حدیث
______________________________
(۱) اینجا چنین است و ظاهرا خلاد بن صفار باشد که قبلا در بارهاش سخن گفتیم.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۵
کرد ما را ابراهیم بن اسحاق نهاوندی در نهاوند بسال دویست و هفتاد و سه او گفت:
حدیث کرد ما را ابو محمد عبد اللَه بن حماد انصاری بسال دویست و بیست و نه از عمرو بن شمر «۱» و او از جابر جعفی که گفت):
از ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام از حال سفیانی پرسیدم فرمود: شما کجا بسفیانی میرسید تا آنکه پیش از او شیصبانی خروج کند که در سرزمین کوفان خروج خواهد کرد و همچون چشمه آب از زمین میجوشد و کاروان شما را میکشد پس از آن بانتظار سفیانی و خروج قائم علیه السلام باشید.
(۱) ۹- (خبر داد ما را محمد بن همام او گفت: حدیث کرد ما را جعفر بن محمد ابن مالک او گفت: حدیث کرد ما را حسن بن علی بن یسار ثوری او گفت: حدیث کرد ما را خلیل بن راشد از علی بن ابی حمزه که گفت):
در فاصله مکه و مدینه رفیق راه موسی بن جعفر علیهما السلام بودم روزی مرا فرمود ای علی اگر همه اهل آسمانها و زمین بر بنی عباس خروج کنند زمین از خون همهشان سیراب میشود تا آنکه سفیانی خروج کند، بحضرتش عرض کردم:
آقای من کار سفیانی از حتمیات است؟ فرمود: آری، سپس اندکی سربزیر افکند و سر برداشت و فرمود: حکومت بنی عباس حیله و نیرنگ است از میان میرود تا آنجا که گویند دیگر چیزی از آن باقی نمانده است سپس نوسازی میشود تا آنجا که گفته شود چیزی بر آن نگذشته است «۲».
(۲) ۱۰- (خبر داد ما را محمد بن همام او گفت: حدیث کرد ما را محمد بن
______________________________
(۱) عمرو بن شمر از اصحاب امام باقر و امام صادق است و روایت کردن عبد اللَه بن حماد انصاری از او در سال ۲۲۹ غریب است ولی روایت او از عمرو منحصر باین سند در این کتاب نیست بلکه در التهذیب در باب زیادات النکاح و در کافی و استبصار در باب نکاح قابله نیز از او روایت نقل شده است.
(۲) در نسخهای (چیزی از آن نگذشته است).
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۶
احمد بن عبد اللَه خالنجی «۱» او گفت: حدیث کرد ما را ابو هاشم داود بن قاسم جعفری او گفت):
در محضر ابی جعفر محمد بن علی الرضا (امام جواد) علیه السلام بودیم که سخن از سفیانی بمیان آمد و اینکه در روایات رسیده است که رویداد سفیانی از حتمیات است من بابی جعفر علیه السلام عرض کردم آیا خدا را در حتمیات بدائی هست؟ فرمود: آری، عرض کردیم پس بنا بر این ما میترسیم که در باره حضرت قائم نیز بدائی برای خدا پیش بیاید. فرمود: همانا حضرت قائم از وعدهها است و خداوند بر خلاف وعدهاش رفتار نمیکند.
[شرح: علامه مجلسی فرماید: شاید برای حتم معنائی باشد که بدا نسبت بآن امکان داشته باشد- پایان نقل از مجلسی-. من میگویم آنچه حضرت فرموده که قائم علیه السلام از جمله وعدههای الهی است اشاره است شاید بآیه شریفه که میفرماید: وَعَدَ اللَهُ الَذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَهُمْ فِی الْاَرْضِ …].
(۱) ۱۱- ( [خبر داد ما را] علی بن احمد بندنیجی از عبید اللَه بن موسی علوی و او از محمد بن موسی و او از احمد بن ابی احمد و او از محمد بن علی قرشی و او از حسن بن جهم «۲» که گوید):
______________________________
(۱) در بعضی از نسخهها (نحثلجی) است و در رجال و ترجمهها متعرض او نشدهاند و خلنجی لقب جماعتی است که محمد بن احمد در میان آنان نیست و آن محمد بن احمد که از ابی هاشم جعفری روایت میکند محمد بن احمد علوی کوکبی است که گاهی باو هاشمی نیز گفته میشود گوئی که اینکلمه در نسخه اصل ناخوانا بوده و هر کس بحسب فهم خودش چیزی نوشته است و بعید نیست که کوکبی تصحیف به (خلنجی) شده باشد.
(۲) در بعضی از نسخهها (جهم) به (ابراهیم) تصحیف شده و این گونه تصحیفها در این کتاب فراوان است.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۷
امام رضا علیه السلام را عرض کردم: خداوند حال شما را بصلاح گرداند آنان بازگو میکنند که سفیانی در حالی قیام میکند که بساط سلطنت بنی عباس برچیده شده باشد فرمود: دروغ میگویند او قیام میکند و بساط سلطنت آنان هنوز برپا است «۱».
(۱) ۱۲- (خبر داد ما را احمد بن هوذه باهلی که گفت: حدیث کرد ما را ابراهیم ابن اسحاق نهاوندی از عبد اللَه بن حماد انصاری و او از حسین بن ابی العلاء و او از عبد اللَه بن ابی یعفور که گفت):
ابو جعفر (امام باقر) علیه السلام بمن فرمود: همانا برای فرزندان عباس و مروانیان پیش آمدی در قرقیسیاء خواهد بود که پسر بچه نورس در آن پیش آمد پیر گردد و خداوند هر گونه یاری کردن را از آنان بردارد و بپرندگان آسمان و درندگان زمین وحی میکند که از گوشتهای ستمگران سیر شوید و سپس سفیانی خروج میکند.
(۲) ۱۳- (خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را علی بن حسن تیملی از کتابش در صفر بسال دویست و هفتاد و چهار او گفت: حدیث کرد ما را عباس بن عامر بن رباح ثقفی او گفت: حدیث کرد مرا محمد بن ربیع اقرع «۲» از هشام بن سالم و او از):
ابی عبد اللَه جعفر بن محمد (امام صادق) علیه السلام که آن حضرت فرمود:
هنگامی که سفیانی به پنج قطعه مسلط شد نه ماه برای او بشمارید و بگمان هشام آن پنج قطعه عبارتند از: دمشق و فلسطین و اردن و حمص و حلب «۳».
______________________________
(۱) ظاهرا مراد از بنی عباس حکومتهای جور باشد و محتمل است که سفیانی متعدد باشد یا آنکه مقصود تجدید حکومت بنی عباس است چنانچه ظاهر خبری که بشماره ۹ ذکر شد آن بود.
(۲) او محمد بن ربیع بن سوید سائی است که از اصحاب امام حسن عسکری علیه السلام است.
(۳) صدوق (ره) در کمال ص ۶۵۱ با سند خود از عبد اللَه بن ابی منصور بجلی روایت میکند که گفت: از امام صادق علیه السلام نام سفیانی را پرسیدم فرمود: ترا با نامش چکار آنگاه که قطعات پنجگانه شام را: دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین مالک شد آن هنگام بانتظار فرج باشید عرض کردم نه ماه حکومت میکند؟ فرمود: نه، ولی هیجده ماه حکومت میکند که یک روز هم بیشتر نخواهد شد. من میگویم: در المراصد است که قنسرین (بکسر حرف اول و فتح و تشدید حرف دوم) شهری است در یک منزلی حلب.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۸
(۱) ۱۴- (خبر داد ما را علی بن احمد از عبید اللَه بن موسی علوی و او از عبد اللَه ابن محمد که گفت: حدیث کرد ما را محمد بن خالد از حسن بن مبارک و او از ابی اسحاق همدانی و او از حارث همدانی و او از):
امیر المومنین علیه السلام که آن حضرت فرمود: مهدی دارای چشمانی (مقبل) «۱»: مخمور و موهای پیچیده و خال صورت است که آغازش از جانب خاور است و چون چنین شود سفیانی خروج کند و باندازه دوران حاملگی یک زن: نه ماه حکومت کند او در شام خروج میکند و همه اهل شام سر بفرمانش نهند مگر چند طایفه از کسانی که بر حق ما پایبنداند، و خداوند آنان را از اینکه بهمراه او خروج کنند محفوظ نگه میدارد و با سپاهی جرار بمدینه میآید تا آنکه به بیداء مدینه میرسد خداوند او را بزمین فرو میبرد و این است آنچه خدای عز و جل در قرآن میفرماید:
وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ اُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ- السبا: ۵۱٫
(۲) ۱۵- (خبر داد ما را علی بن احمد او گفت: حدیث کرد ما را عبید اللَه بن موسی از ابراهیم بن هاشم و او از محمد بن ابی عمیر و او از هشام بن سالم و او از):
ابی عبد اللَه (امام صادق) علیه السلام که فرمود: یمانی و سفیانی همانند دو اسب مسابقه هستند.
______________________________
(۱) در النهایه گوید: القبل با حرکت بمعنای آنست که سیاهی چشم متوجه بینی باشد و در قاموس گوید: که یکی از دو سیاهی چشم متوجه دیگری باشد یا هر یک از دو دیده متوجه آن دیگری باشد که گوئی بکنار بینی نگاه میکند. مترجم گوید: بنظر میرسد که معنای این لغت در فارسی عبارت است از حالتی در چشم که از آن بخمار بودن تعبیر میشود.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۵۹
[شرح: ظاهرا مقصود، همزمان بودن آن دو است و یا آنکه آن دو نسبت بتصرف کوفه بمسابقه میپردازند چنانچه در خبری گذشت].
(۱) ۱۶- (خبر داد ما را علی بن احمد از عبید اللَه بن موسی و او از محمد بن موسی که گفت: خبر داد مرا احمد بن ابی احمد معروف بابی جعفر وراق از اسماعیل بن عیاش و او از مهاجرین حکیم و او از مغیره بن سعید و او از):
ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام «۱» که آن حضرت فرمود: [امیر المومنین علیه السلام فرمود] هنگامی که دو نیزه در شام رد و بدل شد از همدیگر باز نگردد مگر آنکه نشانهای از نشانههای خداوند هویدا شود. عرض شد: یا امیر المومنین آن نشانه چیست؟ فرمود: زلزلهای در شام روی دهد که بیش از صد هزار نفر در اثر آن جان میسپارد.
و خداوند آن زلزله را برای مومنین موجب رحمت و برای کافرین عذاب قرار میدهد و چون این پیش آمد روی دهد متوجه سوران مرکبهای سپید و سیاه و گوش (یا دم) بریده باشید و پرچمهای زردی که از مغرب روی میآورد تا آنکه بشام میرسد و این هنگامی است که بزرگترین ناراحتی و مرگ سرخ روی دهد، و چون چنین شد متوجه باشید که شهرکی در دمشق بنام (حرستا) «۲» بزمین فرو خواهد
______________________________
(۱) در بعضی از نسخهها (از ابی عبد اللَه) است و گویا تحریف شده باشد زیرا مغیره بن سعید از اصحاب حضرت باقر است و خود مردی بود دروغگو که بآن حضرت دروغ میبست و روایات دروغین در کتابها درج میکرد و در آغاز کارش بنفع عبد اللَه بن حسن فعالیت داشت بجامع الرواه مراجعه شود.
(۲) بنظر ما همین صحیحتر است ولی در بعضی از نسخهها (خرشنه) است و در المراصد گوید: خرشنه بفتح اول و سکون دوم … شهری است نزدیک ملطیه از شهرهای روم و در بعضی از نسخهها (مرمرسا) است که جایی نوشته نشده است و در بعضی از نسخهها (حرسا) است و در بحار (حرشا) است و همه اینها تصحیف از نسخه نویسان است و صحیح همان است که در متن نوشتیم و آن بنا بر آنچه در مراصد الاطلاع است آبادی بزرگی است در میان باغات دمشق در جاده حمص که فاصلهاش با دمشق بیش از یک فرسخ است و این موافق است با آنچه در روایت ذکر شده که (آبادی است در دمشق که بآن حرستا گفته میشود) ولی بقیه نامها بجز (خرشنه) در کتابهای جغرافیای موجود ذکر نشده است.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۶۰
رفت، و چون چنین شود فرزند هند جگر خوار از وادی یابس خروج کند تا آنکه بر منبر دمشق بنشیند، و چون این چنین شود خروج مهدی علیه السلام را منتظر باشید.
(۱) ۱۷- (حدیث کرد ما را محمد بن همام او گفت: حدیث کرد مرا جعفر بن محمد بن مالک او گفت: حدیث کرد مرا حسن بن وهب «۱» او گفت: حدیث کرد مرا اسماعیل بن ابان و او از یونس بن ابی یعفور که گفت):
شنیدم ابا عبد اللَه (امام صادق) علیه السلام میفرمود هنگامی که سفیانی خروج کند لشکری بسوی ما میفرستد و لشکری بسوی شما و چون چنین شود بهر وسیلهای که شد از مرکبهای هموار و ناهموار بسوی ما بیائید.
(۲) ۱۸- (خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را حمید بن زیاد او گفت: حدیث کرد مرا علی بن صباح ابن ضحاک او گفت: حدیث کرد ما را ابو علی حسن بن محمد حضرمی او گفت: حدیث کرد ما را جعفر بن محمد از ابراهیم بن عبد الحمید و او از ابی ایوب خزاز و او از محمد بن مسلم و او از):
ابی جعفر امام باقر علیه السلام که فرمود: سفیانی سرخروئی است سپید سرخ و کبود چشم که هرگز خدای را نپرستیده و هرگز نه مکه را دیده است و نه مدینه را میگوید: پروردگارم خونم را از مردم میستانم هر چند بآتش روم خونم را میستانم هر چند بآتش روم.
______________________________
(۱) در بعضی از نسخهها (قاسم بن وهب) است.
ترجمه الغیبه للنعمانی ،متن،ص:۳۶۱
برگزیده از کتاب ترجمه و متن غیبت نعمانی نوشته آقای محمد بن ابراهیم النعمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *